☆From: JOYCE
To: مرداب احساسات
_سناریو:
دختر پونزده ساله ای که توی روستا زندگی میکنه،اما یروز کنار رودخونه خودکشی میکنه و وقتی بیدار میشه کنار پسری که توی زندگی قبلی میشناخته و ازش متنفر بوده نشسته و متوجه میشه که همون زندگی رو در چندسال بعد داره میبینه،در کمال تعجب اون پسر رو دوست داری و بخاطر اون دیگه دست به خودکشی نمیزنی:))
☆From: JOYCE
To: شماره 221بی خیابان بیکر
_سناریو:
توی یروز بارونی تصادف میکنی.
در زندگی بعدیت همیشه با دوستات درحال وقت گذروندنی و زندگی
ایده آلت رو تجربه میکنی. عاشق نمیشی و با بهترین دوستت به تور اروپا میرین:))
هدایت شده از :`|Dead Ghost^/:( 🇵🇸
تقدیمی بمناسبت 40+ چنل Dead Ghost;
برادر خلاصش اینه،شما این تکست فور میکنی و لینک چنلتو برام میزاری،
منم یکی از تکست های چنلمو بهتون تقدیم میکنم،ممبرعم باشی مشکلی نی:!
*ظرفیت محدوده عازیزم^/
_امضا:جویس
اون موقع دوست نداشتم،
یه خیال گذرا بودی،
ولی عاشقت شدم که برگردی،
که تنهام نزاری،
و این راهی بود که تورو بیارم
تا همیشه در آغوش خودم بمونی،
فهمیدم همیشه دوست داشتم،
و نمیتونم بدون تو ادامه بدم،
کافی بود تا یباره دیگه بگی:
"بدون تو نمیتونم":))))
میتونی تو چشمام نگاه کنی،
بگی چی میبینی؟؛
حماقت میبینی؟بیچارگی؟
بی مصرفی و کودنی؟؟
یا خودت ؟
چشم دریچه قلب و روحه
تو داری خودتو میبینی
تو داری روح منو میبینی که خودت ساختیش
تو داری مجسمه ای رو نگاه میکنی که با دستای خودت بهش شکل دادی
ازم نخواه برم چون اگه من ساخته دست توعم،توعم صاحب منی،...!:)