| کتـابچـهِ تَــک |
امروز چه کتابی داریم؟ یه کتاب چاپ قدیم ؛موجودی محدود ؛ ژانر جنایی و معمایی 🤌🏻
اسمم منیژه بود 🫠
من دختر یکی از بزرگترین فرماندهان ارتش ایران بودم 🫡🤴
دختری که همه چیز داشت…
لباسهام از اروپا میومد، انگشترهام از طلا و زمرد ساخته شده بود و هرچیزی که میخواستم، قبل از اینکه حتی به زبون بیارمش برام آماده بود…
همه فکر میکردن زندگی من بینقصه.
اما هیچکس نمیدونست پشت اون لبخندها چقدر تنهایی پنهان شده بود…
تا روزی که با اون آشنا شدم…
مردی که از من هفده سال بزرگتر بود…
| کتـابچـهِ تَــک |
اسمم منیژه بود 🫠 من دختر یکی از بزرگترین فرماندهان ارتش ایران بودم 🫡🤴 دختری که همه چیز داشت… لباس
لباسش مناسب ایتا نبود ادیتش زدیم 😂
| کتـابچـهِ تَــک |
لباسش مناسب ایتا نبود ادیتش زدیم 😂
مردی که به چهار زبان حرف میزد، سالها در اروپا زندگی کرده بود و هرجا میرفت همه محو جذابیتش میشدن…
هر روز برام گل میفرستاد؛ ساعتها پشت تلفن باهام حرف میزد.
و جوری نگاهم میکرد که انگار تنها زن دنیا هستم…
و من؟ من عاشقش شدم.
اونقدر عاشق که هشدارهای مادرم رو نشنیدم.
اونقدر عاشق که فراموش کردم بعضی آدمها وقتی بیش از حد دوستت دارن، کمکم میخوان صاحبِ تو بشن…
| کتـابچـهِ تَــک |
مردی که به چهار زبان حرف میزد، سالها در اروپا زندگی کرده بود و هرجا میرفت همه محو جذابیتش میشدن…
مادرم معتقد بود مردی که قبلا ۳ بار طلاق گرفته، امکان نداره برای بار چهارم بتونه دختری رو خوشبخت کنه… اما من گوشم به این حرفها بدهکار نبود!
به هر سختی ای بود مادرم رو قانع کردیم و قرار بود خونهای بخریم تا زندگی مشترکمون رو شروع کنیم
اما نمیدونستم که پایان خوشی در انتظارمون نیست!!
درست چند روز قبل از شروع زندگی مشترکمون، همه چیز تغییر کرد… یک شب سوار ماشینش شدم…
و سه روز بعد در بیمارستان مُردم !!
| کتـابچـهِ تَــک |
مادرم معتقد بود مردی که قبلا ۳ بار طلاق گرفته، امکان نداره برای بار چهارم بتونه دختری رو خوشبخت کنه…
حالا بیشتر از پنجاه سال از مرگ من گذشته…
اما هنوز هم مردم دربارهی اون شب حرف میزنن.
هنوز هم دربارهی این سؤال بحث میکنن که:
منیژه چه بلایی سرش اومد؟
چرا این عشق به مرگ رسید؟
و چرا من، قربانی مردی شدم که عاشقم بود !!
وقتی عاشقش شدم، نمیدونستم در آخر این ماجرا یک جنازه باقی میمونه و یک پروندهی قتل حل نشده 🫣
۵۰ سال از اون شب گذشت… یکی از ما در نهایت مرد و هرگز مشخص نشد که اون یکی قاتل هست یا نه 🤫
حالا نوبت توئه که بعد از پنجاه سال پرونده ما رو بخونی و سر از حقیقت ماجرا در بیاری . . .
| کتـابچـهِ تَــک |
حالا بیشتر از پنجاه سال از مرگ من گذشته… اما هنوز هم مردم دربارهی اون شب حرف میزنن. هنوز هم درباره
میتوانی مرا بکشی 🔪🩸
مشهورترین پروندهی قتل ایرانی…
داستانی که مو به تنتون سیخ میکنه…
پروندهای که از عشق شروع میشه… عشقی تند و آتشین که ۵۰ سال زبان زد عام و خاص بوده! اما در نهایت به قتل میرسه…😩🤲🏻
این کتاب فقط یک داستان جنایی معمولی نیست… یک داستان جنایی ایرانیه که براساس واقعیت نوشته شده😩🤲🏻 پروندهی جنایی / عاشقانهای که جزو معروفترین پروندههای قتل ایرانه😭🔥
| کتـابچـهِ تَــک |
میتوانی مرا بکشی 🔪🩸 مشهورترین پروندهی قتل ایرانی… داستانی که مو به تنتون سیخ میکنه… پروندهای که
نویسنده با یه مهارت عجیب، فضا رو از یه داستان عاشقانهی شیرین به یه تریلر جنایی و مرموز تبدیل کرده که توش مرز بین قربانی و قاتل کاملاً محو میشه.
اونقدر صحنهها رو با جزئیات تکاندهندهای توصیف کرده که انگار خودت وسط ماجرا هستی و هر لحظه منتظر یه اتفاق غیرمنتظرهای…😩🔥
| کتـابچـهِ تَــک |
نویسنده با یه مهارت عجیب، فضا رو از یه داستان عاشقانهی شیرین به یه تریلر جنایی و مرموز تبدیل کرده ک
اون ابهام ۵۰ ساله و سوال بزرگی که تهش میمونه، ذهن رو تا ماهها درگیر میکنه و حس کنجکاوی رو تا اوج میبره و باعث میشه کل کتاب رو یک نفس بخونی.
این کتاب بهمون یاد میده که هیچچیز اونطور که به نظر میرسه نیست و گاهی اوقات خطرناکترین دشمن، کسیه که فکر میکنیم از همه قابل اعتماد تره.
| کتـابچـهِ تَــک |
همهچیز از یک شب شروع میشه…
شبی که مردی بانفوذ، دختری نیمهجان رو به بیمارستان میاره و ادعا میکنه فقط یک حادثه اتفاق افتاده 🚨🌫️
اما مشکل اینجاست که هیچچیز با هم جور درنمیاد.
حرفها تغییر میکنن، روایتها تناقض دارن و حقیقت، مدام دورتر میشه ⚠️🩸
هر صفحهی این کتاب شبیه باز کردن یک درِ قفله؛ دری که پشتش راز، ترس، دروغ و رابطههایی بیمار و عشق هیجانی پنهان شده 🔐🥀