eitaa logo
| کتـابچـهِ تَــک |
1.5هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
133 ویدیو
0 فایل
﷽ - اگر کتاب‌ها نفس می‌کشیدند ؛ کتابچه‌تک قلب‌شون بود . . . ⤶‏ به کجا قدم گذاشتید؟ به کوچه‌های بی‌پایانِ قصه‌ها 📖 ⤶‏ ارسال از؟ قم، شهرِ آرامش و اندیشه 🕊️ ⤶‏ برای سفارش؟ @Sadr_alef ⤶‏ اعتماد؟ اولین خریدت، شروع یه رفاقت بلندمدته ✨
مشاهده در ایتا
دانلود
| کتـابچـهِ تَــک |
مادرم معتقد بود مردی که قبلا ۳ بار طلاق گرفته، امکان نداره برای بار چهارم بتونه دختری رو خوشبخت کنه…
حالا بیشتر از پنجاه سال از مرگ من گذشته… اما هنوز هم مردم درباره‌ی اون شب حرف می‌زنن. هنوز هم درباره‌ی این سؤال بحث می‌کنن که: منیژه چه بلایی سرش اومد؟ چرا این عشق به مرگ رسید؟ و چرا من، قربانی مردی شدم که عاشقم بود !! وقتی عاشقش شدم، نمیدونستم در آخر این ماجرا یک جنازه باقی می‌مونه و یک پرونده‌ی قتل حل نشده 🫣 ۵۰ سال از اون شب گذشت… یکی از ما در نهایت مرد و هرگز مشخص نشد که اون یکی قاتل هست یا نه 🤫 حالا نوبت توئه که بعد از پنجاه سال پرونده ما رو بخونی و سر از حقیقت ماجرا در بیاری . . .
| کتـابچـهِ تَــک |
حالا بیشتر از پنجاه سال از مرگ من گذشته… اما هنوز هم مردم درباره‌ی اون شب حرف می‌زنن. هنوز هم درباره
می‌توانی مرا بکشی 🔪🩸 مشهورترین پرونده‌ی قتل ایرانی… داستانی که مو به تنتون سیخ میکنه… پرونده‌ای که از عشق شروع میشه… عشقی تند و آتشین که ۵۰ سال زبان زد عام و خاص بوده! اما در نهایت به قتل میرسه…😩🤲🏻 این کتاب فقط یک داستان جنایی معمولی نیست… یک داستان جنایی ایرانیه که براساس واقعیت نوشته شده😩🤲🏻 پرونده‌ی جنایی / عاشقانه‌ای که جزو معروف‌ترین پرونده‌های قتل ایرانه😭🔥
| کتـابچـهِ تَــک |
می‌توانی مرا بکشی 🔪🩸 مشهورترین پرونده‌ی قتل ایرانی… داستانی که مو به تنتون سیخ میکنه… پرونده‌ای که
نویسنده با یه مهارت عجیب، فضا رو از یه داستان عاشقانه‌ی شیرین به یه تریلر جنایی و مرموز تبدیل کرده که توش مرز بین قربانی و قاتل کاملاً محو میشه. اون‌قدر صحنه‌ها رو با جزئیات تکان‌دهنده‌ای توصیف کرده که انگار خودت وسط ماجرا هستی و هر لحظه منتظر یه اتفاق غیرمنتظره‌ای…😩🔥
| کتـابچـهِ تَــک |
نویسنده با یه مهارت عجیب، فضا رو از یه داستان عاشقانه‌ی شیرین به یه تریلر جنایی و مرموز تبدیل کرده ک
اون ابهام ۵۰ ساله و سوال بزرگی که تهش میمونه، ذهن رو تا ماه‌ها درگیر می‌کنه و حس کنجکاوی رو تا اوج می‌بره و باعث میشه کل کتاب رو یک نفس بخونی. این کتاب بهمون یاد میده که هیچ‌چیز اون‌طور که به نظر می‌رسه نیست و گاهی اوقات خطرناک‌ترین دشمن، کسیه که فکر می‌کنیم از همه قابل اعتماد تره.
| کتـابچـهِ تَــک |
همه‌چیز از یک شب شروع میشه… شبی که مردی بانفوذ، دختری نیمه‌جان رو به بیمارستان میاره و ادعا می‌کنه فقط یک حادثه اتفاق افتاده 🚨🌫️ اما مشکل اینجاست که هیچ‌چیز با هم جور درنمیاد. حرف‌ها تغییر می‌کنن، روایت‌ها تناقض دارن و حقیقت، مدام دورتر میشه ⚠️🩸 هر صفحه‌ی این کتاب شبیه باز کردن یک درِ قفله؛ دری که پشتش راز، ترس، دروغ و رابطه‌هایی بیمار و عشق هیجانی پنهان شده 🔐🥀
| کتـابچـهِ تَــک |
همه‌چیز از یک شب شروع میشه… شبی که مردی بانفوذ، دختری نیمه‌جان رو به بیمارستان میاره و ادعا می‌کنه ف
بعضی کتاب‌ها فقط قصه تعریف می‌کنن… اما بعضی کتاب‌ها‌ شما رو می‌کِشن وسط یک کابوس واقعی؛ جایی که هر حقیقتی بوی دروغ میده 🖤🕯️ بچه‌ها این کتاب از اون جنایی‌های معمولی نیست که فقط ماجرای یک قتل رو روایت کنه. اینجا با پرونده‌ای طرفید که هرچه بیشتر درباره‌اش می‌خونید، بیشتر توی تاریکی فرو می‌رید 👁️📂
| کتـابچـهِ تَــک |
بعضی کتاب‌ها فقط قصه تعریف می‌کنن… اما بعضی کتاب‌ها‌ شما رو می‌کِشن وسط یک کابوس واقعی؛ جایی که هر ح
فضای داستان سنگین و خفه‌کننده‌ست؛ انگار از همون صفحه‌ی اول می‌فهمید قرار نیست هیچ‌کس سالم از این ماجرا بیرون بیاد 🌑🚬 تهرانِ قبل انقلاب توی این کتاب فقط یک پس‌زمینه نیست؛ خودش تبدیل به بخشی از ترس داستان می‌شه. شهری پر از سکوت، نفوذ و رازهای دفن‌شده 🏙️🕯️ هرچه جلوتر می‌رید، کم‌کم می‌فهمید پرونده فقط درباره‌ی «مرگ» نیست؛ درباره‌ی قدرت، کنترل و آدم‌هاییه که پشت نقاب پنهان شدن 🎭⚡
| کتـابچـهِ تَــک |
حالا بیشتر از پنجاه سال از مرگ من گذشته… اما هنوز هم مردم درباره‌ی اون شب حرف می‌زنن. هنوز هم درباره
سال ۱۳۵۲… وقتی منیژه رو به بیمارستان رسوندن، همه چیز عجیب بود… نیمه‌های شب، توی یکی از سردترین شب‌های زمستان، مردی هراسان وارد بیمارستان شد؛ در حالی که یک دختر بیهوش و نیمه‌جانی رو توی آغوشش گرفته بود!! دختری به اسم منیژه… با بدن نیمه لخت و زخم‌های عمیقی که هیچکس خبر نداشت چطور اتفاق افتادن!! دختری که به بدترین شکل ممکن آسیب دیده بود…
| کتـابچـهِ تَــک |
سال ۱۳۵۲… وقتی منیژه رو به بیمارستان رسوندن، همه چیز عجیب بود… نیمه‌های شب، توی یکی از سردترین شب‌ه
خیلی زود مأمورهای پلیس وارد بیمارستان شدن و درهای بخش رو بستن تا ببینن واقعاً چه اتفاقی افتاده… چون هیچ چیز با هم جور در نمیومد.!! چند ساعت بعد هویت اون دختر مشخص شد و همه شوکه شدن… اون دختر نه یک آدم معمولی بود و نه کسی که توی ایران خانواده‌ای نداشته باشه… اون منیژه حجازی بود؛ دختر یکی از ثروتمندترین و بانفوذترین مردهای کشور که اسمش رو خیلی‌ها شنیده بودن!! دختر یکی از مهم‌ترین ارتشبدهای ایران حالا روی تخت نیمه جون افتاده بود و معلوم نبود چه بلایی سرش اومده !!