کتابخونا ؛ حالتون چطوره ؟
امروز میخوام یه مانگای پرفروش بهتون معرفی کنم 🍱🌝✨.
| کتـابچـهِ تَــک |
کتابخونا ؛ حالتون چطوره ؟ امروز میخوام یه مانگای پرفروش بهتون معرفی کنم 🍱🌝✨.
میتسوها از زندگی توی روستای ایتوموری خسته شده و دوست داره تو شهر زندگی کنه ، جایی که امکانات بیشتری داره 🤍🏡
روستای ایتوموری کتابفروشی و دندون پزشکی نداره و هر دوساعت یکبار قطار میاد 🦦
| کتـابچـهِ تَــک |
میتسوها از زندگی توی روستای ایتوموری خسته شده و دوست داره تو شهر زندگی کنه ، جایی که امکانات بیشتری
فروشگاه کوچیک روستا ساعت نُه شب تعطیل میکند و فقط تجهیزات کشاورزی میفروشه.
به میتسوها حق نمیدید دلش بخواد تو ایتوموری زندگی کنه؟😮💨💘
جلد اول کتاب از جایی شروع میشود که دوستای میتسوها بهش میگن که دیروز رفتاری عجیبی داشته!موهاشو رو به همریخته با کِش بسته بوده و طوری رفتار میکرده که انگار هیچکس رو نمیشناسه. این اتفاق درحالیه که خود میتسوها هیچکدوم از این اتفاقارو یادش نمیاد 🤭
| کتـابچـهِ تَــک |
فروشگاه کوچیک روستا ساعت نُه شب تعطیل میکند و فقط تجهیزات کشاورزی میفروشه. به میتسوها حق نمیدید
چند روز بعد ، اتفاق عجیب تری می افته.
میتسوها با صدای زنگی از خواب میپره که صدای زنگ گوشی اون نیست. با چشمانی بسته دنبال گوشیش میگرده که اونو همیشه کنار تختش میزاره؛ اما پیداش نمیکنه.دستش رو دراز میکنه تا گوشیشو پیدا کنه ولی از روی تخت می افته
گیج و منگ چشماشو بازمیکنه، به اطراف نگاه میکنه اونجا رو نمیشناسه. یه حس سنگینی عجیب تو گلوش حس میکنه.
دستشو روی اون میزاره..👀
| کتـابچـهِ تَــک |
چند روز بعد ، اتفاق عجیب تری می افته. میتسوها با صدای زنگی از خواب میپره که صدای زنگ گوشی اون نیس
گلوش سخته و فکش زاویه داره🫣
به پایین نگاه میکنه بدنش کاملاً پسرونه شده ! با خودش فکر میکنه که مگه میشه اخه ! یعنی بدنش با بدن پسری خوشقیافه از توکیو جابهجا شده؟❤️🔥⚡️
حالا میتسوها در جسم پسری به اسم تاکی و تاکی تو جسم میتسوها. میتسوها به کافه میرود و از زیباییهای توکیو تعجب میکنه🎆
و تاکی مجبوره اوقاتشو با تاشی و سایا بگذرونه . . .
| کتـابچـهِ تَــک |
میتسوها از زندگی توی روستای ایتوموری خسته شده و دوست داره تو شهر زندگی کنه ، جایی که امکانات بیشتری
-پک ۳جلدی اسم تو | نشر نگاه آشنا💘🍜.
* جلد رقعی ؛
تعداد صفحات:۳۵۶
قیمت روی جلد: 665 ☆
قیمت با تخفیف:570
جهت سفارش:
➜ @Sadr_alef
664.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ـ در آغوشم بگیر و نجاتم بده ؛ قاتلی به دنبال من است ك گاه به گاه در آینه میبینمش .
| داستایوفسکی |