6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍 راهپیمایی حمایت از فلسطین در پاریس
﹏﹏⃟🌻﹏﹏
📮 انتشارحداکثری با شما
♨️اینجا همه چیز مهم است👇
🌐کانال بین المللی طلایه داران بدون مرز
╭┅┈┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈╼┅╮
𑁍 @Talayedaran14 𑁍
╰┅╾┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈┈┅╯
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍 حمایت همهجانبه آلمان از رژیم صهیونیستی
🔹با گذشت بیش از دو ماه از جنگ غزه و شهات حدود ۱۸ هزار نفر از جمله کودکان و زنان و تخریب زیرساختهای این شهر، دولت آلمان همچنان از رژیم صهیونیستی حمایت میکند.
﹏﹏⃟🌻﹏﹏
📮 انتشارحداکثری با شما
♨️اینجا همه چیز مهم است👇
🌐کانال بین المللی طلایه داران بدون مرز
╭┅┈┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈╼┅╮
𑁍 @Talayedaran14 𑁍
╰┅╾┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈┈┅╯
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍 هماکنون درگیری شدید بین اشغالگران و مقاومت در خان یونس جنوب نوار غزه
﹏﹏⃟🌻﹏﹏
📮 انتشارحداکثری با شما
♨️اینجا همه چیز مهم است👇
🌐کانال بین المللی طلایه داران بدون مرز
╭┅┈┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈╼┅╮
𑁍 @Talayedaran14 𑁍
╰┅╾┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈┈┅╯
🌍 چمران: اتوبوس خریدیم تا مردم در باد و باران منتظر نمانند
خودروسازان نتوانستند اتوبوسها را تحویل دهند
رییس شورای شهر تهران:
🔹خودروسازان نتوانستند اتوبوسهای مورد نیاز را تحویل دهند. بهترین کارخانه گفته که ۵۰ اتوبوس تحویل میدهد اما دیگران به وعده خود عمل نکردهاند و فکر نمیکنیم تا پایان سال به یکهزار دستگاه نیز برسد.
🔹چون ما عجله داریم و کارخانجات چینی در یک شیفت ۴۵۰ اتوبوس میسازند تصمیم گرفتیم اتوبوس بخریم تا مردم در باد و باران و سرما و گرما منتظر نمانند.|ایسنا
﹏﹏⃟🌻﹏﹏
📮 انتشارحداکثری با شما
♨️اینجا همه چیز مهم است👇
🌐کانال بین المللی طلایه داران بدون مرز
╭┅┈┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈╼┅╮
𑁍 @Talayedaran14 𑁍
╰┅╾┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈┈┅╯
🌍 «منطقه امن» غزه برای میلیونها نفر کوچکتر از «فرودگاه لندن» است
🔹بیبیسی در گزارشی نوشت: اسرائیل همزمان با تشدید حملات نظامی خود در سراسر غزه، به طور مکرر به حدود دو میلیون غیرنظامی توصیه میکند که به «منطقه امن بشردوستانه» به نام المواصی بروند.
🔹 این در حالی است که مساحت این منطقه تنها هشت و نیم کیلومتر مربع است که از فرودگاه هیثرو لندن کوچکتر است.
🔹 المواصی نوار باریکی از خشکی در کنار دریای مدیترانه است، ساختمانهای کمی دارد و عمدتا از تپههای شنی و زمینهای کشاورزی تشکیل شده است.
﹏﹏⃟🌻﹏﹏
📮 انتشارحداکثری با شما
♨️اینجا همه چیز مهم است👇
🌐کانال بین المللی طلایه داران بدون مرز
╭┅┈┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈╼┅╮
𑁍 @Talayedaran14 𑁍
╰┅╾┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈┈┅╯
🌍 بازجوی یحیی السنوار: او تا آخرین گلوله خواهد جنگید
🔹 مقامات اسرائیلی از ابتدای جنگ تاکنون بارها گفتهاند که یکی از اهدافشان ترور «یحیی السنوار» رهبر حماس در غزه است
🔹 کوبی، افسر سازمان امنیت داخلی اسرائیل (شاباک) که روزگاری بازجوی «یحیی السنوار» در زندانهای اسرائیل بود، به شبکه سیانان گفت: یحیی السنوار را بسیار عالی میشناسم او مردی سرسخت و مصمم و با ایمانی راسخ است و به ضرورت نابودی اسرائیل ایمان دارد، تسلیمپذیری در قاموس او جایی ندارد و تا آخرین گلوله خواهد جنگید.
🔹طبق گزارش وبگاه القدس العربی، منابع اسرائیلی در توصیف این رهبر حماس نوشتهاند: «او تنها فرد در فلسطین است که رسیدن به توافق را تعیین میکند، او در رأس یک گروه کوچکی از اعضای با تجربه و کهنهکارِ شاخه نظامی حماس فعالیت میکند، این گروه اولویتهای حماس را پیش میبرند و سیاست جنبش را شکل میدهند.
🔹 السنوار در درخواستهای خود خط سفت و سختی را دنبال میکند، اما برخی منابع ادعا میکنند که او در مواضع خود انعطاف به خرج داد علیرغم اینکه معتقد بود او به یک پیروزی بزرگ و تاریخی بر اسرائیل در ۷ اکتبر دست یافته است.
@Talayedaran14
🌍 تیتر نشریه مشهور آمریکایی: رویای آمریکایی برای بسیاری از آمریکاییها ترک این کشور است
🔹 اکسیوس: فقط ۳۶ درصد پاسخگویان به نظرسنجی گفتهاند در آمریکا اگر بیشتر کار کنی پیشرفت خواهی کرد.
﹏﹏⃟🌻﹏﹏
📮 انتشارحداکثری با شما
♨️اینجا همه چیز مهم است👇
🌐کانال بین المللی طلایه داران بدون مرز
╭┅┈┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈╼┅╮
𑁍 @Talayedaran14 𑁍
╰┅╾┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈┈┅╯
895.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌍 اتفاقاتی بزرگ در راه است
ابوعبیده :
🔹اتفاقاتی که در پیش رو است بزرگتر آنچه تاکنون رخ داده است خواهد بود
🔻الله اکبر
🔹همزمان با سخنرانی ابوعبیده بمب های بشکه ای کار گذاشته میان نیروهای اشغالگر توسط نیروهای مقاومت در شرق خانیونس منفجر شدند.
🔹گفته میشود دهها صهیونیست اشغالگر کشته و زخمی شده اند.
﹏﹏⃟🌻﹏﹏
📮 انتشارحداکثری با شما
♨️اینجا همه چیز مهم است👇
🌐کانال بین المللی طلایه داران بدون مرز
╭┅┈┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈╼┅╮
𑁍 @Talayedaran14 𑁍
╰┅╾┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈┈┅╯
🌸 آن بانوی چادر به خود پیچیده!
🔻روایتی تکان دهنده از حادثه ی بمباران هوایی ۱۹ آذرماه ۱۳۶۰ دزفول
🔸 قسمت اول
✍دزفول در عملیات طریق القدس، برای آزادسازی بستان ۵۵ شهید تقدیم کرده و امروز پنجشنبه، ۱۹ آذرماه ۱۳۶۰، مراسم اولین هفته ی این شهداست.
خانواده های شهدا و مردم در قالب یک راهپیمایی قرارست به سمت گلزار شهدای بهشت علی حرکت کنند.
لحظه به لحظه بر جمعیت مردم افزوده می شود.
عکس های شهدای بستان از میان تاج گل ها لبخند می زنند.
خُنچه هایی که مادرها برای شاخ شمشادهایشان تزئین کرده اند ، روی دست زن ها می چرخد و به هر طرف که سینی خنچه روانه می شود، آن حوالی زن ها کِل می کشند و این کِل کشیدن ها خودش روضه می شود و شعله می زند بر جان های سوخته.
خنچه را چه زیبا چیده اند.
همان وسایلی که رسم است در شب حنابندان دامادها روی دست بگیرند و کِل بکشند در این خنچه ها دیده می شود.
ظرف های حنا که با نقل های سفید و صورتی تزئین شده و رویش را پارچه های توری سبز رنگ کشیده اند، دل ها به درد آورده و چشم ها را تر میکند.
هر از گاهی از یک گوشه جمعیت صدای شعارهای انقلابی بلند می شود.
کم کم مداح پشت میکروفن قرار می گیرد و از مردم می خواهد که آرام به سمت پُل قدیم حرکت کنند.
مداح شروع می کند به نوحه خواندن و مردم هم سینه زنان تیتر نوحه اش را تکرار می کنند.
بخشی از جمعیت روی پل قدیم رسیده اند که ناگهان صدای غرش هواپیمای دشمن که دیوار صوتی را شکسته است همه چیز را به هم می ریزد و ثانیه هایی بعد صدای انفجار هایی مهیب بلند می شود.
جیغ زنان و کودکان و طنین یا حسین و الله اکبرها در هم می پیچد.
یکی از راکت های هواپیما به پایین پل اصابت کرده و ترکش هایش تا شعاع ده ها متر، هر چه را سر راه خود دیده ، درو کرده است.
از دست و پا و سر و صورت آدم ها تا در و دیوار و تاج گل ها و تصاویر شهدا و خنچه های تزئین شده.
انفجار آنقدر شدیدست که جریان جاری دز به هوا برخاسته و تا روی پل پاشیده می شود، جوری که معجونی از خون و آب روی پل تزئین کرده است.
زنانی چادر به خود پیچیده روی پل افتاده اند و خون از اطراف پیکرشان جاریست.
رودخانه رنگ خون گرفته و قطعه قطعه ی پیکر شهدا در دست امواج به سمت جنوب می رود.
جوان تر ها خود را به آب انداخته اند تا تکه پاره های پیکر شهدا را از آب بیرون بکشند.
نیم تنه ی پیکر زنی چادر پیچ شده بالای پایه پل افتاده و طرح و نقشی که خونش به دیواره ی پل زده است، دل ها را به آشوب کشانده است.
نه از پایین پل راهی برای دسترسی به آن نیم تنه وجود دارد ، نه از بالای پل.
هرکس نگاهش به آن نقش مقدس می افتد ، زار می زند.
جوانان روی دوش هم بالا می روند.
اولی روی دوش دومی و دومی روی دوش سومی و بالاخره آن نیم تنه ی مظلوم را لابلای چادرش پایین می آورند.
برخی دیگر پلاستیک به دست، دارند تکه پاره های پیکرهای مطهر شهدا را از روی آسفالت و دیوارها و درخت ها جمع می کنند.
صحنه ی غریب و دردآوری است.
صدای گوشخراش آژیر آمبولانس ها هم عزاداری مردم را فریاد می کشد. مردم بی وقفه دارند تلاش می کنند تا پیکر شهدا و جسم نیمه جان مجروحین را انتقال دهند.
مردی درب عقب آمولانس را باز کرده و با فریاد و اشاره ی دست، می خواهد که مجروحین را سریع تر به سمت آمبولانس بیاورند.
قیامتی به پا شده و فریاد در فریاد گم شده است.
در این میان زنی میانسال که با یک دست محکم چادرش را به چانه اش محکم کرده است خود را به آمبولانس می رساند و به همان مرد ایستاده در کنار درب آمبولانس می گوید:
– برادرم! مرا هم به بیمارستان ببرید.
مرد، نگاهی به زن می اندازد و می گوید :
«تو که چیزی ات نیست خواهرم! در این وانفسا و با وجود این همه مجروح تو را چکار کنم! مگر نمی بینی چه حال و روزی داریم! برو! برو بگذار ببینیم چه خاکی روی سرمان بریزیم.»
زن سرش را می اندازد پایین و آرام چَشمی می گوید و کنار می رود.
آمبولانس جیغ زنان می رود سمت بیمارستان افشار دزفول و آمبولانس بعدی و دوباره همان مرد با لباس هایی خونین که فریاد می زند : «مجروحین را بیاورید»
ادامه دارد..
✍ نویسنده : دکتر علی موجودی
🇮🇷 تنظیم : مهران موزون
https://t.me/desfilioon/29603
﹏﹏⃟🌻﹏﹏
📮 انتشارحداکثری با شما
♨️اینجا همه چیز مهم است👇
🌐کانال بین المللی طلایه داران بدون مرز
╭┅┈┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈╼┅╮
𑁍 @Talayedaran14 𑁍
╰┅╾┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈┈┅╯
🌸 آن بانوی چادر به خود پیچیده!
🔻روایتی تکان دهنده از حادثه ی بمباران هوایی ۱۹ آذرماه ۱۳۶۰ دزفول
🔸 قسمت دوم
✍ زن دوباره آرام خودش را به آمبولانس می رساند و در حالی که سعی می کند لبه چادرش را محکم تر در دستهایش بفشارد و این بار هم آرام و متین می گوید :
«برادرم! می شود مرا هم ببرید بیمارستان»
مرد قدری خشمگین می شود و با عصبانیت صدایش را بلند می کند :
«خواهر! تو که چیزی ات نشده! بگذار به مجروحین برسیم! از جلو دست و پایمان برو کنار! بگذار کارمان را بکنیم! برو دیگر خواهر! برو! اینجا نمان!»
زن مظلومانه می گوید : «باشه برادرم!»
و بدون هیچ شکوه ای آرام آرام دوباره خود را کنار می کشد، سرش را می اندازد پایین و در حالی که کمی می لنگد، می رود و کنار دیوار می ایستد.
هنوز از هر طرف فریادهای مکرر بلندست.
مردم با هر وسیله ای که دم دستشان است مجروحین را روانه بیمارستان می کنند.
آمبولانس بعدی از راه می رسد..
دوباره آن زن آرام آرام خودش را به آمبولانس می رساند : «برادرم! مرا هم ببرید»
اینبار قدری خواهش هم لابلای کلامش هست!
و مرد شاکی تر از قبل صدایش را بلند می کند : «خواهر! آمبولانس برای مجروحین است! تو که چیزیت نیست. چرا اینقده اصرار می کنی؟!»
زن لبه چادرش را که محکم در دست گرفته، قدری شل کرده و روزنه ای از چادر را باز می کند.
چهره اش قدری درهم می رود و لبهایش را محکم گاز می گیرد و با دردی که در صدایش پیچیده است می گوید : «برادر ! من هم مجروحم.»
مرد از صحنه ای که پیش رویش می بیند وحشت زده می شود.
ناگهان دو دستش را بالا می برد و محکم به سرش کوفته و فریاد می زند :
«یا حسین! چند تا از خانم ها بیان کمک! تو رو خدا! خانم ها بیاین کمک!»
حالا تعدادی از مردم هم که رفت و آمد و درخواست چندباره ی این زن برایشان علامت سوال است، حساس می شوند و جلوتر می آیند.
مرد، جمعیت را قدری عقب می راند تا چند زن خودشان را کنار آمبولانس برسانند و رویش را سمت زن بر می گرداند.
زن در حالیکه با یک دست چادرش را گرفته، با ساعد و کف دست دیگرش روده های بیرون ریخته از شکمش را نگه میدارد.
خون سرخش در لابلای سیاهی مانتو و چادرش به چشم نمی آید.
مرد با صدایی بغض آلود می گوید:
– پس چرا حرف نمی زنی خواهرم! چرا نمی گویی مجروح شده ای!
و زن لبخند پر از دردی روی لب انداخته و سرش را از شرم و حیا پایین میاندازد.
چند زن به کمک می آیند!
زیر بغل های زن مجروح را می گیرند و می نشانند توی آمبولانس و آمبولانس ناله کنان می رود سمت بیمارستان افشار.
مرد از روی سپر آمبولاس پایین می آید و بغضش می شکند و در حالی که هنوز دو دستی می زند توی سرش، با گریه واقعه را برای مردمی که پر از علامت سوال هستند تعریف می کند.
ساعتی بعد اوضاع آرام می شود.
روی پل فقط چندین چادر ترکش خورده و خون آلود و چندین کفش و عینک و … افتاده و تاج گل های پرپر شده و حناهایی که روی آسفالت ولو شده است.
مرد خودش را به بیمارستان می رساند.
می خواهد از آن زن نجیب و عفیف که بر قله ی حیا ایستاده بود، از آن زن استوار و صبور که در اوج جراحت هم، مجروحین دیگر را بر خود مقدم داشت، سراغ بگیرد.
زنی که در نهایت جراحت چادر از سر نینداخت.
زنی که شرم و حیایش مانع می شد از زخمش بگوید.
زنی که مردانه ایستاد و از جراحتش شکوه نکرد تا شاید مجروحی با حالی بدتر از او روی زمین نماند.
زنی که نماد استواری همه ی زنان دزفول بود.
نمونه ی عفت و حیای یک بانوی بی نظیر ایرانی.
از پرستارها سراغ زنی با مشخصات آن زن مجروح را می گیرد.
یکی دو پرستار اظهار بی اطلاعی می کنند.
اما یکی از پرستارها پس از چندین پرسش و پاسخ، سرش را می اندازد پایین و می گوید : «شما با آن زن نسبتی دارید؟»
مرد می گوید: نه!
اما ماجرا را برای پرستار شرح می دهد.
پرستار آرام اشک هایش جاری می شود و در حالی که قدم هایش را سریع تر بر می دارد تا مرد شاهد شکستن بغضش نباشد می گوید : «شهید شد!»
مرد به دیوار تکیه می دهد.
زانوهایش سست و سست تر می شود و می نشیند روی زمین! گریه اش به ناله تبدیل می شود و فریاد می زند : یا فاطمه زهرا!
مرد مدام دودستی توی سرش می زند و یا حسین می گوید در شهادت زنی که باید قصه اش را برای ثبت در تاریخ روایت کند.
زنی که حجابش، عفافش، معرفتش ، بصیرتش ، مردانگی اش ، ایستادگی اش ، صبرش و دلدادگی اش را باید به گوش عالم رساند
✍ نویسنده : دکتر علی موجودی
🇮🇷 تنظیم : مهران موزون
https://t.me/desfilioon/29604
﹏﹏⃟🌻﹏﹏
📮 انتشارحداکثری با شما
♨️اینجا همه چیز مهم است👇
🌐کانال بین المللی طلایه داران بدون مرز
╭┅┈┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈╼┅╮
𑁍 @Talayedaran14 𑁍
╰┅╾┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈┈┅╯
🔹 آتش بازی
خرابکاری و آتشافروزیهای سریالی در کشور بعد از مدتها وقفه ناشی از خودمشغولی اسرائیل، همزمان در یک روز کلید خورد:
۱. پالایشگاه منطقه ویژه اقتصادی بیرجند
۲. کارخانه تولید آرد و نشاسته اصفهان
۳. انبار لوازم پلاستیکی میدان منیره تهران
۴. چند مغازه بلوار امام رضای رشت
ادامه دارد..._۱۴۰۲/۹/۱۹
✍ احمد قدیری
﹏﹏⃟🌻﹏﹏
📮 انتشارحداکثری با شما
♨️اینجا همه چیز مهم است👇
🌐کانال بین المللی طلایه داران بدون مرز
╭┅┈┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈╼┅╮
𑁍 @Talayedaran14 𑁍
╰┅╾┈┈┈ 𑁍◃┈┈┈┈┅╯