eitaa logo
- تامیلا -
1.3هزار دنبال‌کننده
620 عکس
119 ویدیو
8 فایل
برایَم از دریایی بگو که رگهای آبیِ زیر پوستت به آنجا می‌ریزند ؛ - .. آدمیزاد طومارِ طولانیِ انتظار است . . ؛ 🌛 وَ تامیلا هم‌تعریفِ بخشش است ، بخششِ بغض‌های بلعیده شده ..
مشاهده در ایتا
دانلود
- تامیلا -
این‌بزرگوار‌جزو‌نور‌چشمیاست، مراقبش‌باشید.
چتایِ‌نصفه‌شبی، مکالمه‌های‌نصف‌شبی، گریه‌ها‌ی‌نصف‌شبی، خندیدنایِ‌نصفه‌شبی، دلتنگ‌شدنایِ‌نصفه‌شبی، دردایِ‌نصفه‌شبی، پچ‌پچایِ‌نصفه‌شبی احساساتِ‌نصفه‌شبی چرت‌و‌پرت‌‌گفتنایِ‌نصفه‌شبی. کلا‌همه‌چیزِ‌نصفه‌شبی‌تا‌ابد‌مورد‌علاقه ‌ترینمه. انگار‌آدما‌نصف‌شب‌‌بیشترشبیه‌خود‌ واقعیشونن‌‌. شنواتر‌؛ صبور‌تر، و‌مهربون‌ترن.‌ آدمایی‌که‌نصف‌شب‌به‌دادت‌میرسن‌و‌ ‌تا‌خروس‌خونِ‌صبح، پابه‌پات‌بیدار‌میمونن ‌و‌‌از‌هر‌دری‌‌میگید‌‌و‌ میشنوید‌واقعا‌جالب‌و‌دوست‌داشتنی‌ن.
هدایت شده از سبزِیشمی .
شیرین .Shirin - Batmana Ansak.mp3
زمان: حجم: 3.9M
كل يوم بعينيك مشغول : )
- تامیلا -
كل يوم بعينيك مشغول : )
چون‌شیفتۀ‌آهنگ‌های‌عربیم*
اون‌لحظه‌ای‌که‌یکی‌بهم‌پیام‌میده‌که، [ تو‌مسیر‌به‌یادتم، رسیدم‌بین‌الحرمین‌، برات‌دعا‌کردم، لب‌مرزم‌‌‌و‌به‌یادتم‌ ] همون‌لحظه‌‌دلم‌میخواد‌اون‌آدمه‌رو‌ بگیرم‌انقدر‌ماچ‌ش‌کنم‌که‌تموم‌بشه.‌ شاید‌او‌ن‌موقع‌غمِ‌‌جاموندن‌و‌دوری‌ ‌داشته‌باشم، اما‌اینکه‌یک‌نفر‌گوشه‌یِ‌ذهنش‌با‌کلی‌ دغدغه‌یادش‌مونده‌که‌اسم‌منم‌بیاره‌ برام‌از‌هر‌حسی‌شیرین‌تره. آدم‌های‌دوست‌داشتنیِ‌مهربون✨.
- تامیلا -
من‌مطمئنم‌که‌دلم‌برای‌خونه‌‌تنگ‌میشه، تاابد.
دلم‌برای‌خونه‌تنگ‌شده. کی‌فکرشومیکرد‌که‌یه‌روزی‌انقدر‌دلتنگ‌ِ‌ خونه‌و‌خاطراتش‌بشم؟ دلتنگِ‌آجر‌به‌آجرش. ‌آدمیزادِ‌طفلکی‌دووم‌بیار.
- تب‌داری‌‌نرگس؟ + نه‌، چطور؟ - آخه‌چشمات‌شبیه‌آدماییه‌که‌تب‌دارن، ورم‌کرده‌، قرمز، وپر‌از‌اشک‌.‌ این‌نشونه‌یِ‌‌کساییه‌که‌تب‌میکنن. + نه‌بابا‌تب‌ندارم،هوا‌گرمه‌ چشام‌میسوزه‌[ خندیدن ]. پ.ن: وی‌برای‌بار‌۱۷۲۹۱۷۹‌‌بغضش‌را‌قورت ‌میدهد.
- تامیلا -
- عمو‌عباس، شما‌‌معنایِ‌واژه‌ی‌ِ‌پناهی.‌ هرکجا‌که‌به‌ته‌خط‌رسیدم، همه‌چیزو‌سپردم‌به‌دستایِ‌نداشته‌ت.‌ هربار‌که‌خوردم‌زمین‌‌به‌ماه‌نگاه‌کردم‌و‌‌ چیزی‌نگفتم‌و‌فقط‌اشک‌ریختم. نمیدونم‌چیشد‌که‌همیشه‌خواستم‌ حرفامو‌اشکام‌بزنن. واسه‌همین‌دردامو‌بهت‌نگفتم، گفتم‌میبینی‌، اگه‌بگم‌یعنی‌به‌چشات‌باور‌نداشتم. میگن‌‌آدمیزاد‌تویِ‌یه‌‌‌برهه‌ای‌از‌زندگیش‌ به‌مو‌میرسه، اون‌مو‌پاره‌هم‌میشه‌اتفاقا، ‌ولی‌گره‌میزنه‌و‌دوباره‌ادامه‌میده.‌ جنابِ‌کفیل، من‌هربار‌که‌خواستم‌گره‌بزنم‌دیدم‌شما‌زودتر‌ حواست‌بوده‌و‌‌‌‌‌بدون‌اطلاع‌قبلی‌ یه‌چسبِ‌زخم‌ِ‌گنده، ‌زدی‌رویِ‌ترکایِ‌قلبم. من‌از‌خونه‌زندگیم‌فرار‌کردم‌که‌بیام‌ پیش‌خونه‌زندگیِ‌‌تو، همه‌چی‌خراب‌شد. ما‌زاده‌یِ‌فراقیم، دلخوشی‌فراقمونم‌اینه‌که‌‌‌وقتی‌دلتنگ‌ میشیم‌به‌ماه‌نگاه‌میکنیم‌‌. جنابِ‌علمدار، هر‌جا‌که‌همه‌دورم‌زدن، تنهام‌گذاشتن‌ ته‌‌دلم‌گرم‌بود‌به‌حضورت، میدونستم‌هستی، هوامو‌داری. اینبار‌اما‌فرق‌داره، اینبار‌انقدر‌همه‌چیز‌ خراب‌و‌بهم‌‌ریخته‌ست‌که‌‌از‌عهده‌م‌خارج‌ شده.‌ این‌شبا‌‌از‌همیشه‌‌‌عاجز‌ترم، خسته‌ام‌. انگار‌دیگه‌زندگی‌کردن‌یادم‌رفته‌. راستش‌من‌تظاهر‌کردم‌درد‌نداره، ولی‌دردش‌داره‌‌استخون‌سینه‌مو‌ میشکونه. اینبار‌با‌همیشه‌فرق‌داره، فقط‌از‌‌خودت‌برمیاد‌که‌همه‌چیزرو‌راست‌و‌ ریست‌کنی. فقط‌خودتی‌که‌میتونی‌آروم‌کنی‌این ‌قلبِ‌مضطر‌رو. مثلِ‌تمومِ‌وقتایی‌که‌زندگیمو ‌سپردم‌بهت‌وُ، مراقبم‌بودی، این‌بار‌هم‌مدد‌بده‌بهم. شما‌ستونِ‌زندگیِ‌منی. شاید‌دست‌نداشته‌باشی، ولی‌یه‌عمره‌خیلی‌محکم‌نگهم‌داشتی. *تصدقت‌بشم‌‌‌الهی. پ.ن : این‌صوت‌جزوِ‌‌‌نور‌چشمی‌هاست، دوسش‌داشته‌باشید.
یه‌جوری‌همه‌دارن‌میرن‌کربلا، که‌انگار‌فقط‌ما‌اضافه‌بودیم‌آقای‌امام‌حسین؟