کلیحرفدارمبرایاتفاقاتیکهتویِ
افغانستاندارهمیوفته، تاصبحمیتونم
کلماتروپشتهمردیفکنموازاین
وضعیتوحشتناکحرفبزنم.
میشهلطفاذکری، دعایی، صلواتیچیزیروونهکنیدسمتم؟
همهچیزبهطرزفجیعیبهمریخته.
چهعلیاصغرهاییکهاینمدتتویِایران
فدایِعلیاصغرتکردیمآقایاباعبدالله.
مامحمدعلیِ ۲۰روزهدادیم، مجتبیِ۳روزه دادیم، ماجوونهایِرعنادادیم، ماعزیزانمون روفدایِراهِشماکردیم.
بپذیرازماآقایِاباعبدالله، ازاینمردمبپذیر.
بانویِزیبا، خوشصدا، خوشگل، کابوسِسطلیها، خوشقلب، فعالدر
حوزهیِزمینزدنِهرچیبیوطنه، مهربون، ناز، خلاصهکهلِیدیسراسرکمالات، تولدتخیلییمبارک.
امیدوارمهرچیسطلیهفداتشهبانو💘
قلمونفستمانا✨.
آقایِاباعبدالله، میشودتکههایِقلب، روحو حتیجسممرامانندعلیاکبرتدرعباجمعکنی وبهخیمههاببری؟
متلاشیشدهامآقایِاباعبدالله، دنیامرا مانندعلیاکبرتتنهاگیرآوردهوهرچه
میخوردمزده.
تمامتنمزخمیست، هزارانزخمازمردم، ازاغیار، ازدنیا.
بهفریادبرسومانندعلیاکبرتتکههایِ
وجودمرادرعبابریز.
یادمهآقاجونهمیشهرسمداشتکه
روزتاسوعاوعاشوراخریدنمیکرد.
هرباردورهمجمعمیشدیم، بهبزرگترا
توصیهمیکردتاسوعاوعاشوراهیچخریدو
فروشیانجامندن.
همیشهبرامسوالبودکهچرا آقاجون اینکارومیکنه.
یادمهیکروزقبلازتاسوعا میرفتبیرونوهرچیزیکهتوخونهنیاز
بودمیخرید، حتیمیرفتنونوایی وبهاندازهیِایندوروزنونمیگرفت.
اونموقعسنوسالمخیلیکمتربود، یهبار باهمونزبونبچگیمازشپرسیدم
" آقاجون، چراانقدرنونمیخری؟ چرابهخانجونمیگیهرچینیازهبهتبگهوتاکیدمیکنیکهدیگهنمیریخریدکنی؟مگههمهچیزقرارهتمومشه؟
چرابهباباوعموهاگفتیایندوروزچیزی
نخرن؟ "
نگاهمکردوبالبخندگفت
[ باباجون، اینیهرسمقدیمیه، بابا وبابابزرگایمناینکارومیکردنو
حالابهما ارثرسیده.
نهباباجونتمومنمیشه، اینکارومیکنیمتا
بهامامحسینواهلبیتشاحترامبزاریم ]
اونموقعنفهمیدممنظورآقاجونچیه، اما
سالهابعدفهمیدمآقاجونچهکارقشنگی
میکردهوچهرسمقدیمیایروزندهنگه
داشتهبوده.
- تامیلا -
یادمهآقاجونهمیشهرسمداشتکه روزتاسوعاوعاشوراخریدنمیکرد. هرباردورهمجمعمیشدیم، بهب
حالاچندسالیهکهاینرسمرودیگههیچ
کجاندیدم، بهجزمعدودافرادقدیمیو
پیرغلاموروضهدارِتهرانکههنوزمپایبندن
بهاینرسومواحتراممیزارن.
بهنظرمنکهرسمخیلیقشنگیه، اصلا
اینرسومقدیمیخیلیلطیفوروحنوازه.
الاناگهآقاجونبود، زنگمیزدبههمهیِ
فامیلکهایندوروزخریدوفروشنکنیدا
عزایِآقامونه، خوبیتنداره.
آقاجون، توکهجاتخوبهوالانپیشِاربابی
فقطبگویکممبهایننوهتنگاهکنن(: