- تامیلا -
بدوناطلاعقبلی ؛ منزلکسینریم .
درارتباطباظاهرافراد ؛ اظهارنظرنکنیم .
- تامیلا -
درارتباطباظاهرافراد ؛ اظهارنظرنکنیم .
اززلزدنبهافراد ؛ درخیاباناجتنابکنیم .
- تامیلا -
اززلزدنبهافراد ؛ درخیاباناجتنابکنیم .
ازپرسیدنسوالاتشخصی ؛ بپرهیزیم .
وقتیمیخوامویسبدم ؛ اگرعمهمپیشمباشه
طوریدیوانهبازیدرمیاره ؛ کهازویسگرفتنپشیمونمیشم
**وقتیعمهتتفاوتسنیزیادیباهات نداره ..
- وسیظلمکانهفارغاً
وفراغهاجملالحاضرین -
جایشخالیخواهدماند !
وجایخالیاش ؛ ازهمهآنهاکههستند
زیباتراست ..
هدایت شده از Asimeh | آسیمہ
برگشتم گفتم آقاجون چاییتو بخور سرد شد!
گفت آخه آدم دست نوهش تو دستش باشه ؛
به کار دیگه مشغول شه زینب جون؟(:♥️
- تامیلا -
برگشتم گفتم آقاجون چاییتو بخور سرد شد! گفت آخه آدم دست نوهش تو دستش باشه ؛ به کار دیگه مشغول شه
حقیقتا ؛ دلملکزدهبرایصدایآقاجونم(:
اینکه ؛ فقطیهباردیگهصدامبزنه ؛ شدهآرزو ..
خانجونم ؛ همیشهمیگه
محبتمثلسکهمیمونه ؛ اگهتوقلک ِ دل ِ کسیبندازی ؛ دیگهنمیتونیدرشبیاری ..
مگهاینکهدلشروبشکنی !
سردردُمعدهدرد ؛ کمبود حالاهمکهکمردرداضافهشد
باهمینوضعیتپیشمیریم ؛ تاببینیمچیپیشمیاد ؛ الابرکتالله ..