eitaa logo
- تامیلا -
1.2هزار دنبال‌کننده
630 عکس
119 ویدیو
10 فایل
برایَم از دریایی بگو که رگهای آبیِ زیر پوستت به آنجا می‌ریزند ؛ - .. آدمیزاد طومارِ طولانیِ انتظار است . . ؛ 🌛 وَ تامیلا هم‌تعریفِ بخشش است ، بخششِ بغض‌های بلعیده شده ..
مشاهده در ایتا
دانلود
-
خواب‌‌نمیبرد‌مرا‌ ؛ یار‌نمیخرد‌مرا‌ ! مرگ‌نمیدرد‌مرا ؛ آه‌چه‌بی‌بها‌شدم‌ ..
MohammadReza Shajarian ~ Musico.IRMohammadReza Shajarian - Pasbane Harame Del (128).mp3
زمان: حجم: 3.4M
- برای ِ ‌تسکین ِ دلتنگی‌ها‌ُ‌ ؛ رفع‌جنون‌ .. * هنذفری‌لازم‌ .
- تامیلا -
- عتیقه‌هایِ‌خاک‌خورده‌ی‌ِته‌گالری -
اون‌با‌همه‌فرق‌داشت‌ .. - عتیقه‌هایِ‌خاک‌خورده‌یِ‌ته‌گالری -
- تامیلا -
بله‌ خانجونمم‌رفت‌مشهد‌بابا‌رضا‌ ؛ و‌من‌مثل‌همیشه‌جا‌موندم‌ ..
و‌ ؛ بلاخره‌خانجونم‌ ؛ از‌مشهد‌بابا‌رضا‌برگشت‌ .. * کل‌سوغاتی‌های ِ خانجون‌یه‌طرف‌ ؛ محتویات ِ این‌سینی‌یه‌طرف ..
-
- تامیلا -
-
‌چند‌دقیقه‌ای‌از‌اومدن‌خانجون‌ میگذشتُ‌ ؛ من‌‌‌مثل‌بچه‌های‌‌۳‌ساله‌‌ ؛ با‌ذوق‌منتظر‌بودم‌که‌از‌اتفاقات ِ سفرش‌بگهُ‌ سوغاتی‌های‌ ِ زیر‌آبی‌ُ‌ ؛ رو‌کنه‌ ناشی‌بودمُ ؛ نمیتونستم‌خودمُ‌کنترل‌کنم‌ خانجون‌ ؛ که‌انگار‌‌متوجه‌ذوقم‌شده‌بود‌ ؛ بیشتر‌از‌این‌متتظرم‌نذاشتُ ؛ زیپ‌ساک‌چهل‌تیکه‌ای‌شُ‌ ؛ باز‌کردُ‌ ‌‌دونه‌دونه‌ ؛ سوغاتیا‌رو‌‌درمی‌آوردُ ؛ همزمان‌توضیح‌‌میداد‌ + این‌‌نون ِ تبرک‌حرم ِ مادر‌ ؛ اینام‌نباته‌‌که‌‌ ؛ خادما‌‌تو‌حرم‌پخش‌کردن‌ این‌‌نمک‌تبرکی ِ ؛ ‌آب‌حرمم‌برات‌آوردم‌قربونت‌ ذوق‌زده‌داد‌زدم - عاشقتم‌خانجون‌ ؛ عاشقتم‌ خانجون‌خندید‌ ؛ خودمم‌خندم‌گرفته‌بود‌ ‌خانجون‌دونه‌دونه‌ ؛ کل‌سوغاتیا‌رو‌نشونم‌دادُ‌‌ ؛ توضیح‌داد‌ که‌هر‌کدومُ‌از‌کجا‌ُ‌ ؛ چجوری‌خریده .. - راستی‌خانجون‌ ؛ نگفتی‌ .. قضیه‌ی‌ ِ این‌مُهره‌چیه؟‌ ؛ اینُ‌از‌کجا‌خریدی؟ خانجون‌بغض‌کرد‌‌ + نخریدم‌مادر‌ ؛ نخریدم‌‌‌ دیروز‌که‌رفته‌بودم‌حرم‌ ؛ رفتم‌به‌یکی‌از‌خادما‌گفتم‌یه‌‌تبرکی ِ حرم‌میخوام‌برای‌نوه‌م‌‌ ؛ همونجا‌یکی‌از‌خادما‌داشت‌نماز‌میخوند‌ بعد‌از‌تموم‌شدن‌نمازش‌صدام‌زد‌‌ دست‌کرد‌تو‌جیب‌کُتش‌ ؛ این‌مُهرُ‌در‌آورد‌ بعدم‌گفت‌ ؛ این‌مُهر ِ تربت ِ امام‌حسین ِ بده‌به‌نوه‌ت‌ .. خانجون‌دیگه‌نتونست‌ادامه‌بدهُ‌ ؛ شروع‌کرد‌به‌گریه‌کردن‌ وسط‌گریه‌ ؛ مُهرُ‌گرفت‌سمتمُ‌گفت‌ + بیا‌مادر‌ ؛ اینم‌رزق‌توعه‌ هیچ‌کنترلی‌‌‌روی‌اشکام‌نداشتم‌ واقعا‌ ؛ این‌حسین‌(ع)کیه‌؟ کیه‌که‌همه‌ی‌عالم‌ ؛ دیوانشه‌ آقای ِ امام‌حسین‌ ؛ ما‌‌که‌هیچوقت‌متوجه‌ مقام‌ ِ بزرگُ‌ ؛ ‌عظمت‌شما‌نشدیم‌ُ‌ ؛ نمیشیم‌ اما‌از‌‌بچگی‌ ؛ تو‌روضه‌هاتون‌به‌ما‌یاد‌دادن‌ شما‌انقدر‌مهربونید‌ ؛ که‌‌دم‌آخری‌نگران‌قاتل‌تون‌بودید‌ ؛ بهش‌گفتید‌ ؛ منو‌نکش‌ ؛ من‌بهشتتُ‌تضمین‌میکنم‌ به‌ما‌یاد‌دادن‌ ؛ شما‌‌‌کشتی ِ نجاتید‌ تو‌گوشمون‌گفتن‌ ؛ هر‌جا‌بودی‌ ؛ هر‌چی‌که‌شد‌ ؛ حسینُ‌رها‌نکن تصدقت‌شم‌‌ ؛ من‌که‌هیچوقت‌نوکر‌خوبی‌نبودم‌ ؛ اما‌‌شما‌همیشه‌‌هوامُ‌داشتید خلاصه‌که‌ ؛ آقای ِ امام‌حسین‌ طبق‌معمول‌ ؛ منو‌شرمنده‌کردید‌‌ ..
حس‌میکنم‌ ؛ روحم‌ُ‌جا‌گذاشتم‌ تو‌نُت‌‌به‌نُت ِ آهنگای ِ قربانیُ‌شجریان‌ ؛ تو‌کتاب‌فروشیای ِ انقلاب‌ ؛ تو‌بام‌تهران‌ ؛ وسط‌ترافیکای ِ رو‌مخ‌ ِ اتوبان‌امام‌علی‌ ؛ تو‌کوچه‌پس‌کوچه‌های ِ جماران‌ ؛ اره‌ ؛ حس‌میکنم‌روحم‌جا‌مونده‌ تو‌کافه‌های‌ ِ تجریش‌ ؛ میون ِ درختای‌ولیعصر‌ ؛ توحجره‌های ِ بازار‌تهران‌ روحم‌جا‌موندهُ‌ ؛ جسم‌ ِ رنجورم ؛ ‌سعی‌داره‌کم‌نیارهُ‌ ؛ ‌زندگی‌کنه‌ و‌ ریه‌هام‌در‌تلاشن‌ ؛ ‌تا‌هوای ِ آلوده‌ُ‌ ؛ کثیف ِ ‌تهرانُ‌‌با‌خودشون‌حمل‌کنن‌ ..
بعضی‌اوقات‌ ؛ حرف‌کم‌میارم‌برای‌گفتن‌ نه‌اینکه‌نخوام‌حرف‌بزنم‌آ‌ ؛ نه‌ حرف‌کم‌میارم‌ ؛ نمیدونم‌چی‌بگم‌ ؛ حتی‌گاهی‌حرف‌زدن‌یادم‌میره‌ ..
یه‌تئوری‌بود‌ ؛ میگف " غم‌ ؛ هیچوقت‌تموم‌نمیشه‌ ؛ فقط‌از‌غمی‌به‌غم‌دیگه‌منتقل‌میشه "
هر‌زمان‌قابلیت‌انتقال‌غم‌های ِ عزیزامون ؛ به‌قلب‌خودمون‌‌فراهم‌شد‌ ؛ اون‌موقع‌از‌پیشرفت‌علم‌صحبت‌کنید .. ممنون!
شب‌بخیر!