eitaa logo
- تامیلا -
800 دنبال‌کننده
510 عکس
107 ویدیو
7 فایل
برایَم از دریایی بگو که رگهای آبیِ زیر پوستت به آنجا می‌ریزند ؛ - .. آدمیزاد طومارِ طولانیِ انتظار است . . ؛ 🌛 وَ تامیلا هم‌تعریفِ بخشش است ، بخششِ بغض‌های بلعیده شده ..
مشاهده در ایتا
دانلود
آقا‌روح‌الله‌ ؛ آدمایِ‌اینجا‌یادشون‌رفته‌ .. یادشون‌رفته‌اگه‌‌شما‌ُ‌نهضتتون‌نبود‌‌ معلوم‌نبود‌ایران‌خانوم‌‌ ؛ چند‌تیکه‌میشد اینجاییا‌یادشون‌رفته‌ ؛ رسمِ‌شما‌مهربانی‌ با‌کوخ‌نشینانُ‌‌ ؛ سر‌سختی‌با‌کاخ‌نشینانه‌ یادشون‌رفته‌ ، اشداءُ‌علی‌الکفار‌ ؛ رحماءُ‌بینهم‌ ‌پشت‌میز‌نشینامون‌ ، یادشون‌رفته‌ ؛ که‌ اگه‌همین‌مردم‌نبودن‌‌‌ ، ‌‌نمیشدن‌رئیس‌ فلان‌جاُ‌دست‌ِ‌آخر‌ ؛ پشت‌نمیکردن‌به‌همین‌مردم‌ یادشون‌رفته‌مقامشونُ‌ مدیونِ‌شماُ‌ ؛ همین‌مردم‌ن‌‌ آقا‌روح‌الله‌ ؛ بچه‌هاتون‌‌‌دارن‌میجنگن‌ داریم‌خون‌میدیم‌ .. همون‌بچه‌هایی‌که‌گفتین‌تویِ‌گهواره‌ن‌ حالا‌بزرگ‌‌شدنُ‌‌‌‌قد‌علم‌کردن‌جلویِ‌هر‌کی‌ که‌چپ‌نگاه‌کنه‌به‌ایران‌خانومِ‌ما آقا‌روح‌الله‌ ؛ ما‌داریم‌از‌جبهه‌ی‌خودی‌میخوریم‌ همونایی‌که‌نونِ‌این‌انقلابُ‌خوردنُ‌ حالا‌که‌فربه‌شدن‌پشت‌کردن‌به‌آرمان‌هاش حرف‌برایِ‌گفتن‌زیاده‌‌ ؛ خیلی‌زیاد ..‌ ولی‌آقا‌روح‌الله‌ .. بچه‌هاتُ‌تنها‌نزارُ ، دعامون‌کن ‌‌که‌بیشتر‌از‌هر‌وقتی‌محتاجِ‌ دعاتونیم‌ .
تو‌حالِ‌بدِ‌آدما‌ ؛ کنارشون‌باشین‌ .
شجاعتم‌در‌برابر‌سوسک‌اینطوریه‌که‌ ..‌ اگه‌سوسک‌تو‌خونه‌ببینم‌ ؛ و‌کسی‌نباشه‌بکشتش‌‌ ، کوله‌مُ‌بر‌میدارم‌ُ‌ وسایل‌ضروری‌مُ‌میریزم‌‌توش ، و‌برایِ‌همیشه‌از‌خونه‌میرم😂 .
- تامیلا -
- دوستت‌دارم + چیزی‌گفتی؟ - هیچی ؛ گفتم‌دستت‌نخوره‌به‌این‌لیوانا‌ .. + نه‌حواسم‌هست - من‌این‌وسایلا‌
- این‌ماشین‌مسابقه‌ای‌ها‌رو‌دیدی‌دستی‌ میکشن‌دورِ‌خودشون‌میچرخن؟ + خب . - عینِ‌اونا‌ ؛ دورت‌بگردم!
شیمیُ‌بگذرونم‌ ؛ میتونم‌لم‌بدم‌رو‌کاناپهُ‌ قاچِ‌هندونه‌مُ‌گاز‌بزنمُ‌‌ ؛ لذت‌ببرم‌از‌زندگی‌ ..
- تامیلا -
همینطور‌که‌‌‌شربتِ‌سکنجبینتُ‌قُلپ‌قُلپ‌ سر‌میکشیُ‌ ؛ از‌لایِ‌پنجره‌به‌نورِ‌ آفتاب‌چشم‌دوختیُ‌ ؛ با‌افکارت‌‌‌جدل‌داری‌ هنذفریتُ‌‌بیارُ‌ ؛ چشماتُ‌ببندُ‌ پلی‌کن‌ ؛ گوشِ‌جان‌بسپارُ‌ ؛ غرق‌شو‌در‌‌نُت‌به‌نُت‌ش‌
زیباییِ‌بعضی‌آدما‌رو‌نمیتونم(((((((((((:*
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از‌زیبا‌سازیِ‌شهر‌حرف‌زده‌بودید؟‌ - یحتمل‌همینُ‌داشته‌باشین‌ .
دارم‌درس‌میخونم‌ ؛ یک‌ساعت‌بعدبه‌خودم‌‌ میام‌میبینم‌هنوز‌رویِ‌یه‌خط‌گیر‌کردم‌ُ‌ دارم‌تو‌دلتنگی‌دستُ‌پا‌میزنم‌ ..
امشب‌ ؛ ‌خیلی‌شبه‌ .. غمِ‌نهفته‌تویِ‌امشب‌ ؛ مثل‌ِغمِ‌پسر‌بچه‌ایِ‌که‌‌ تو‌خیابونایِ‌شهر‌گم‌شده‌ُ‌هوا‌داره‌تاریک ‌میشه .. مثل‌دختر‌بچه‌ای‌که‌‌موهایِ‌عروسکش‌ کنده‌شده مثل‌مادری‌که‌‌بچه‌ش‌جلویِ‌چشماش‌‌‌داره ‌جون‌میده‌ یا‌پدری‌که‌پسرش‌‌بی‌گناه‌افتاده‌زندان غمِ‌امشب‌برابری‌میکنه‌با‌غمِ‌‌‌‌‌عاشقی‌که‌ معشوقه‌ش‌جلویِ‌چشماش‌‌‌با‌یکی‌دیگه‌ میخندهُ‌ دلبری‌که‌‌‌محبوبش‌تویِ‌جنگ‌کشته‌شده‌ یا‌‌بچه‌یِ‌پرورشگاهی‌ای‌که‌‌۱۸‌سالش‌ شدهُ‌فردا‌باید‌از‌‌پرورشگاه‌بره‌ ، اما‌نه‌جاییُ‌ داره‌ ؛ نه‌کسی‌‌ . تاریکیِ‌آسمونِ‌امشب‌‌قلبمُ‌مچاله‌میکنهُ‌ غمِ‌‌گمشده‌میونِ‌ستاره‌هاش‌‌ ؛ روحمُ‌رنجور‌ البته‌ ؛ دلِ‌زنگار‌گرفته‌یِ‌ما‌ ، عادت‌داره‌‌به‌ ‌این‌شبایِ‌غم‌آلود‌‌ ..‌ این‌یکیم‌میگذره‌ ، اره‌بابا‌میگذره‌ .