نهمغرورم ؛ نهدلسنگم ؛ نهازتحقیرمیترسم
پرازبغضمولی ؛
ازاشکبیتاثیرمیترسم
"حسیندهلوی"
۲۵ آبان ۱۴۰۱
تامیادیکمازآشفتگیدلامونوخیسی
چشمامونازداغهموطنامونتوشیراز
بگذره
خبرسنگینودردآورجدیدمیرسه
ایرانخانوم ..
داریازهرطرفزخممیخوری
میدونمدلتپرهها
ایرانخانومولیدمتگرمکههنوزمپرقدرت
پابرجایی
ایرانخانومبچههایایرانزخماتومیبندن
خودمونمرحممیشیمبرات
نگراننباشیا ..
۲۶ آبان ۱۴۰۱
ایذهعزیزمومردممهموننوازش
شهریکهکارونروتوخودشجایداده
بامردمخونگرمش
دوبارهزخمجدیدیبهشزدن
اصفهانعزیزواصفهانیهایمهربون
شهرتمدنوچهلستونوزایندهرود
تسلیتمیگم ..
وامیدوارمفرداهاییکهازخواببلندمیشیم
خبرهایدردناکدیگهاینشنویم
امیدوارمایرانخانومدیگهزخمینشه ..
۲۶ آبان ۱۴۰۱
او ؛ ازدرونویرانبوداما
نگاهشکهمیکردیمانندکوهیباشکوهبود
او ؛ درونشاشکمیریخت
امانگاهشکهمیکردیآدمیخندانباحالی
خوبمیدیدی
چهکسیحالشرامیفهمید؟ ؛ درحالیکه
همهظاهراورانگاهمیکردند ؛ نهباطنش ..
۲۶ آبان ۱۴۰۱
منحتیوقتیبهتفکرکهمیکنم
قلبمضربانشمیرهبالا
دستامشروعمیکنهبهیخکردنو
ازخیالتیهلبخندیگوشهیلبممیشینه
چهبرسهبهاینکهببینمتتورو(:!
۲۶ آبان ۱۴۰۱
۲۶ آبان ۱۴۰۱
۲۶ آبان ۱۴۰۱
۲۶ آبان ۱۴۰۱
- تامیلا -
چشمها عزیزان ، از قصهي چشمها غافل نشیم .
چشمهاخیلیمقدسنوبحثشونو
زیباییشونانقدرزیادهکهزبانقاصرمیشه
ازبیانوبهتصویرکشیدنش
۲۶ آبان ۱۴۰۱
لازمهبگم؟
وقتیبراتونآهنگمیفرستم
یعنیشماعزیزترینآدم ِ زندگیمنید ..
ارهخلاصه
۲۶ آبان ۱۴۰۱
۲۶ آبان ۱۴۰۱
۲۶ آبان ۱۴۰۱