eitaa logo
💕 نتایج زیبای همسرداری مومنانه
98.1هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
726 ویدیو
13 فایل
کانال تجربه های کلاس همسرداری تنهامسیر https://eitaa.com/joinchat/892535157Cc6bb3bfaec 🔶 برای ثبت نام کلمه "همسرداری" رو به آی دی زیر ارسال فرمایید:👇🏼👇🏼 @admin_hamsardari شرایط ثبت نام خدمتتون تقدیم میشه. ادمین دریافت نتایج دوره ها:
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام منم خواستم بگم واقعا دیگه خیلی اعصابم بهم ریخته شده بود و چند روز بود که هر روز به این فکر بود که خودم رو از کنارش دور کنم در حین داشتم کانال تجربه ها رو می خوندم واقعا شب آخری خیلی با همسر بد گذشت دعوایی شد که در آخر همسرم منو زد و من چون تجربه ها رو خونده بودم از دوره مزاح شناسی سوکت کردم بچه هام داشتند از کار پدرش گریه می‌کردند. اول اونا رو آروم کردم و گفتم مامانی بابای یهویی نفهمید داره چکار مکنه عصبانی شد الان تا نیم ساعت دیگه دوباره حالش خوب میشه و آمدم سریع شربت عسل و گلاب رودرست کردم و به بچه ها دادم و بعد هم گفتم برای بابایی ببری وقتی خوردند اینار آمدم جلو وگفتم الان چند روزی هد که اخلاق شما عوض شده و این بخاطر اینکه مزاج شما تغییر کرده منم به همین خاطر به دل نمگیرم ولی اگه یه درصد احتمال مدادم که بخاطر اخلاق خودت بود الان دیگه از خونه می رفتم بعدم دیدم حال بچه ها خراب شده امدم اونا رو بردم یه نیم ساعتی بیرون یخرده حرف زدیم و خندیدم حالشون که خوب شد آمدیم خونه ولی چون دیر وقت بود آقام هم زنگ زده که کجا رفتی دلش بند شده بود در همین حال آقام هم تو خونه تنها گذاشتم تا به کا ری که کرده یکم فکرکنه خلاصه وقتی آمدیم خونه بچه ها رو خوابوندم خیلی این رفتار برام سخت بود آخه اگه مثل دفعات قبل رفتار مکردم تا چند روز این دعوا ادامه داشت ولی با این کارم باعث شدم آقام همون شب از من معذرت خواهی کنه خودش گفت که به ناحق بود و ببخشید و آزمون راضی باش حرفی که تو پانزده سال زندگی مشرکمون یکبار نزده بود و واقعا ناراحت بود و منم از لحاظ روحی حالم خراب بود خیلی برای همین هی اصرار کرد بریم دکتر ولی من نرفتم و باهاش صحبت کردم و آنقدر حرف زدم شاید حرفایی که توی این پانزده سال راه زدنش رو به من نمی داد و در آخر هم بهش گفتم اگه با این کانال آشنا نشده بودم امشب رو به این خوبی تموم نمی کردم چیز جالب دگه ای که بود بچه ها هم خود رو به خواب زده بودن و تمام حرف ا روشنیده بودن بعد صبح به بابا شوند می گفتند که بابا کار درست کردی که از مامان معذرت خواهی کردی بابا😳😳 و بهترین بابا هستی
اینم پیام من وهمسرم من قبل از کلاس هم هر از گاهی این پیامها رو میدادم واین جوابها رو هم میگرفتم ☺ ولی نا گفته نماند بحث وجدل کوتاهی باهم داشتیم🤗 ولی تواین مدت که کلاس اومدم دیگه بحث ندارم خداروشکر امیدوارم بتونم برنفس خودم غلبه کنم وزندگیمو اونجور که بخام شیرین کنم 😌
سلام حاج آقا امشب بعداز بیست سال همسرم بااین گل اومده خونه ومیگه چند وقتی هست خیلی تغییر کردی من رئیس خونه وارباب تو شدم اینم گل برای خانمم
سلام حاج آقا ، زیارتتون قبول من تقریبا یک ماهه پیش به خاطر دعوای شدید با همسر و کتک کاری،منزل پدرم بودم و حتی مهریه هم اجرا گذاشتم. امیدی به برگشت دوباره و حل مشکلات نداشتم اما دو هفته پیش همسرم اومد دنبالم و برگشتم خونه. یکی دو ماهی هست عضو کانال تون شدم ولی خیلی نتونستم عمل کنم. تو این دو هفته که فرصت دوباره زندگی کردن رو از خدا خواستم ،با خوندن نظرات ارسالی اعضا، تصمیم گرفتم خیلی جدی مطالبی که میذارید رو اجرا کنم. والله همسرم خیلی خوب شده. من افسردگی بعد از زایمان گرفتم. خیلی غر میزدم و بحث رو کش میدادم و حاضر جواب بودم، حتی بش فحش هم میدادم که البته در جواب بدرفتاری و بددهنی خودش بود. درواقع من خوب شدم و تغییر کردم و و بالتبع تغییرات زیادی در ایشون می‌بینم. حتی حس میکنم اثری از افسردگی ندارم دیگه و با دریافت کافی محبت ، افسردگیم برطرف شده این دوهفته خیلی به آرامش رسیدم. خیلی حال زندگیمون خوب شده . ان‌شاءالله که این حال خوبمون همیشگی باشه. انگار همسرم تشنه‌ی اقتدار بود و حالا داره سیراب میشه. حتی همسرم کمی مشکل نعوظ داشت و خیلی میل جنسیش کم بود که تو این دوهفته به شدت گرم شده. خدا بتون خیر دنیا و آخرت بده، شما وسیله نجات زندگی ما شدین...
با سلام و احترام من تقریبا یک ماه بود که درگیر بیماری بودم. کلی دکتر رفتم و .... چون شاغل هستم بعد از یک هفته استعلاجی که اومدم اداره، خیلی بی حال بودم و گرسنه بودم و احساس ضعف شدید داشتم. همسرم با من تماس گرفت و حالمو پرسید. بعد از چند دقیقه یک پیک اومد اداره و همسرم که متوجه ضعف من شده بود برام یک صبحانه خوشمزه و گرم تهیه کرده بود و فرستاد.😋😊 نمیدونید چه حال خوب و خوشی به من داد.😍 نخورده احساس می‌کردم قویترین آدم دنیا هستم و می‌تونم کوه ها رو جابجا کنم😂 منم با یک پیام اقتدارمند کلی ازش تشکر کردم و از اون روز احترام و عزتش پیش من هزاران بار بیشتر شده و حاضرم جونمم براش بدم😉
تورکامل زیارتی کاروان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام افتخار دارد 📣 اعزام به کربلای معلّی و عتبات 🕌 دو شب نجف اشرف، زیارت دوره ای وادی السّلام، بنات الحسن، مسجدحنّانه مسجد کوفه و مسجدسهله 🕌چهارشب کربلای معلّی اطفال حضرت مسلم وزیارت جناب حر ریاحی و مقام های داخل کربلا 🕌 کاظمین وسید محمّدبلد و سامرا 🎤زیارت دوره ای همراه راوی ومدّاح روحانی کاروان ،سفره حضرت رقیه سلام الله علیها 👨‍🍳آشپزایرانی پخت داخل هتل 🧑‍💻بیمه زائر 📣 صبحانه بوفه،ناهار و شام همراه دسر ونوشیدنی ومیوه 🍎🍉🍌🍑🍋 با اتوبوس اسکانیا 👌 ۰۹۱۳۰۱۶۱۸۸۹ حاج آقارضایی (مرشد) آدرس دفترخمینی شهر بلوار امیرکبیر فرعی ۱۰۹ آدریان چهار راه عاشورا روبروی مکتب العطش باافتخار درطول سال حرکت به سوی طریق الحسین علیه السّلام اعزام داریم ان شاءالله یاعلی https://eitaa.com/zabihullahrezaaie تاریخ حرکت روزدوشنبه ۶/۱۹/ هزینه ۶/۹۰۰/۰۰۰ مدت سفر۸روز با رفت وبرگشت 📣مناسب ها 🏴شهادت امام حسن عسکری علیه السلام 💐سالروز ازدواج پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله باحضرت خدیجه سلام الله علیها ✨ ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ✅تاریخ برگشت ۶/۲۶/روزدوشنبه
من همسرم به شدت از بازار بدشون میاد همیشه برام سوال بود چرا و... باخانوادشون اومدیم مسافرت مشهد قرار برخرید شد گفتند شما با مامان بابا برو من نمیام و ...بلند پیش پدر شوهر و مادر شوهر و... من خودم معلمم و حقوق دارم میخواستم چیزی بگم یاد حرفای کانال افتادم و فقط گفتم من دوست دارم همراه شما برم نظر شما برام خیلی مهمه روز بعد قرار شده بود ماهمراه خانوادشون نریم خانه ی داییشون روز بعد من ناراحت بودم یکم و خانوادشون صبح رفتن خرید و من و ایشون وفرزند کوچیکم تو اتاق موندیم و من خودمو سرگرم کردم و... به گروهی که تو ایتا با امام زمان دارم پیام دادم اقا خیلی حس بدی دارم اما کمکم کن اقتدار و احترامشون رو حفظ کنم بعد نماز ایشون محترمانه باهام خلوت کردند و درد و دل کردند و گفتند میدونی حقیقتش من چرا نمیام و دوس ندارم بیام پاساژ من شمارو دوس دارم ولی چون پاساژ خانومای بدحجاب هست و من دوست ندارم شمارو باایشون مقایسه کنم و علاقم به شما کم بشه😭😭😭 وای من دوست داشتم گریه کنم خیلی حس خوبی بود و شرمندگی داشتم 😢😭 (اینم بگم که موقع نماز باباشون تماس گرفتند و من بااحترام باتوجه به مشورت دیشب بینمون کردیم گفتم نریم خونه ی دایی چون اونا نیومدند خونمون و من روم نمیشه دعوتی بریم اونجا و....اما میدیدم خیلی دوست دارن بریم بعد درد و دلشون گفتم بعد بهشون گفتم که هرچی شما بگی و اگه بخوای و شما بفرمایید پاشیم حاضربشیم بریم بعد گفتند پس پاشو بریم فقط زودی حاضرشین منم با عشق و شادی حاضر شدم و توراه محبت کردم و خنده و....و هرلحظه خداروشکر میکردم به خاطر وجود همسر پاکم😭 بعد ناهار خونه ی داییشون خودشون پیشنهاد دادند بچمونو بفرستیم با مامان بابا حرم ماباهم بریم بازار وااای با عشق ترین بازاری بود که تو عمرم رفته بودند منم سعی کردم سریع انتتاب کنم اذیت نشن اما خودشون میگفتن بریم چندتا دیگه ببینیم که شما حتما دوست داری و.... بعد موقع خرید کفش من یه مدل انتخاب کردم رسمی بود اما یه مدل راحتی و طبی بینشون مونده بودم با احترام نظرشونو خواستم بعد باکمال تعجب هردوجفت کفش رو برام خریدند😳😍 وای واقعا دیروز باخودم گفتم همسرم هم نفس داره و مبارزه با این نفس سرکش سخته اما ماخودمون باعث سختتر شدن مبارزه با نفس بقیه نباید بشیم و حفظ اقتدار واحترام مرد هم باعث ارامش ایشون و خوش اخلاقی و ....و هم توجه و محبت قرار گرفتن خانوم میشه تازه شب که خرید هارو ببررسی میکردیم و‌‌...خواهرشوهرم اروم بهم گفت چجوری تونستی باهاشون بری بازار الانم اینقدر خوش اخلاق هستند واقعا خداروشکر خدا کمکم کنه این مسیر رو ادامه بدیم🌹 خدا به شما طول عمر و عزت عطاکند🌸
سلام و عرض ادب. حاج اقا زیارتتون قبول باشه انشاءالله و قدم نورسیده مبارک.. انشاءالله این توفیق دوباره نصیب ما هم بشه که دختردار بشم. تجربه حال خوبم اینه امروز که داشتم خونه رو تر وتمیز می کردم پسر شش سالم هم خواست بهم کمک کنه..ولی در طی کمک کردنش چند تا خرابکاری انجام داد مثلا شیشه ی عسلی و بشقاب رو شکست و دوبار هم گلدون رو روی فرش برگردوند وخاک گلدون روی فرش ریخت..که دفعات قبل اگه این کار رو می کرد خیلی از دستش عصبانی میشدم و اونو می زدم.ولی امروز تونستم خودمو کنترل کنم و نزنمش و تونستم خشمم رو بخورم.اکر چه یه کم سرو صداش کردم ولی اینکه تونستم خودمو کنترل کنم بعدش حالم خیلی خوب بودو خوشحال بودم و خدا رو شکر کردم که بچمو نزدم که بعدش هم پشیمون بشم.بچم هم خیلی حالش خوب بود و ازم معذرت خواهی کرد.. ممنونم ازتون بابت توصیه ها و راهنمایی هاتون
سلام وقتتون بخیر من امسال دبیری حکمت و معارف قبول شدم و از مهر باید برم برای تدریس. آیا کلاس تربیت فرزند 14 سال به بالا به درد من میخوره