eitaa logo
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
145 دنبال‌کننده
303 عکس
88 ویدیو
0 فایل
جایی برای برون‌ریزی کلمات و تراوشاتِ تافته از وجودی ناآرام❣ دوست‌دار قلم و کلمه 🖋️ اینجا می‌شنوم : @mirzaiiyi آدرس کانال بله : https://ble.ir/Taranomat ناشناس :https://daigo.ir/secret/6937333258
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی از بچه ها اومد پیشم گفت : محمد؛ با استاد فلانی درس برنداشتم(این استاد فلانی امتحاناش خیلی خوبه). منم مبهوت بهش گفتم : «چرااا؛ اون یکی استاد خیلی داغونه هم درس دادنش هم امتحاناش» گفت : «استاد فلانی خیلی بی پرده در مورد مسائل جنسی صحبت میکنه من خیلی اذیت میشم!!» مدتی هم هست که دارم دقت میکنم؛ می‌بینم بسته اینترنت هم نمی‌خره بعضی اوقات خدا یه آدمایی رو میزاره جلوی پات تا همیشه باهات اتمام حجت کرده باشه که: دیدی؟ میشه پاک موند... چقدر دل صاف و زلال بعضیا دوست داشتنیه...
کتاب "مثل خون در رگ های من" نامه های احمد شاملو به آیدا سرکیسیان است که توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است. 🌀 احمد شاملو، بعد از دو بار شکست و طلاق، با آیدا آشنا شده و زندگی پر از عشق و محبت را با او شروع می‌کند و با او به اتمام می‌رساند. او در دهه 40 و اوائل آشنایی خود با آیدا، نامه هایی با نثر زیبا به ایشان می‌نویسد، که 15 سال پس از مرگ شاملو، بانو آیدا به چاپ آن ها رضایت می‌دهد. نامه هایی پر از عشق و عطوفت و محبت... ✔️ خیلی از نامه ها الزامی به چاپشان نبوده و باعث ملال شده است؛ چراکه خیلی خصوصی و تقریبا بی‌ارزش از برای مخاطبان است. این نامه ها می‌تواند فانتزی آفرین باشد، مخصوصا برای دختران و بالاخص دختران نوجوان.
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 نامش ستوده است، ستایش بر او؛ محمد... سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد
تابستان امسال را با دوستان در خدمت اشعار فاضل نظری بودیم. و گذشت چه زیبا و نیکو گذشت... جای رنجش نیست از دنیا که این تاراجگر هر چه برد از آنچه روزی خود به دستم داد برد (فاضل می‌فرماد) عکس : عاطفه شکی
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
: در این وانفسای زندگی و زمانه، بیا که فارغ از هرچه مشغله و دغدغه است، جَلوت طبیعت اش را به خلوت خود کشانیم... باری سراپا گوش باش که سعدی نیک فرمود : دمی با دوست در خلوت، به از صد سال در عشرت...
پارت اول فیلم"بی‌بدن" یک ژانر جنایی است که با صحنه قصاص آغاز و با صحنه قصاص پایان می‌یابد. این یعنی از همان ابتدا، مخاطب با دگرگونی روحی و اضطراب با فیلم همراه می‌شود و به نوبه خود همراهی مخاطب را ضمانت می‌کند. ماجرا از این قرار است که دختری به اسم ارغوان، توسط سروش که دوست‌پسر اوست، مورد تجاوز و قتل قرار می‌گیرد. نقطه قوت فیلم، ابهام و چالشی هست که مخاطب را 120 دقیقه درگیر خود کرده؛ اینکه "بالاخره قاتل کیست و چه هدفی داشت و چرا قتل و تجاوز صورت گرفت؟!" و قطعا ضامن اصلی همراهی مخاطب خواهد بود. فیلم از ماجرایی واقعی اقتباس شده و داستان جذابی به همراه بازی خوب بازیگران دارد. اما نقاط ضعف : _علت جدایی ارغوان از خانواده، و به تبع تمایلش به سروش، «محبت ندیدن از پدر» به دلیل "مشغله های فراوان کاری" قلمداد شد؛ اما متاسفانه روی این موضوع آن طور که باید و شاید پردازش صورت نگرفت و بسیار به‌جا بود که زوایای کار پدر ارغوان مورد بررسی و فلش بک قرار می‌گرفت تا بالاخره مخاطب با دست پر و آگاهی ای که در ذهن او میخکوب شده، فیلم را به پایان می‌رساند؛ نه اینکه به صورت اجمالی و گذرا از کنار آن عبور شود. _ خانواده قاتل توسط فضای مجازی، پروپاگاندایی علیه خانواده مقتول به راه می‌انداخت، یکی از نکاتی که فیلم میخواست به آن توجه بدهد، تاثیر فضای مجازی در روند زندگی ها و عوض کردن حق و باطل بود؛ اما بازهم با پردازش نسبتا ضعیف و گذرا از کنار آن عبور کرد. فیلم می‌توانست صحنه توهین های مردم به خانواده مقتول، در خیابان و صفحات مجازی را به تصویر بکشد تا به خوبی تاثیر عمیق آن را در مخاطب ایجاد کند.
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
#معرفی_فیلم پارت اول فیلم"بی‌بدن" یک ژانر جنایی است که با صحنه قصاص آغاز و با صحنه قصاص پایان می‌یا
پارت دوم _ علت تجاوز و قتلی که سروش مرتکب میشود، "سرمایه داری" و "سهل الوصول بودن خواسته ها"ی او معرفی شد. پسری که در ناز و نعمت بزرگ شده و هرچه تابحال خواسته، به راحتی به دست آورده و گمان می‌کند که دست‌درازی و دستیابی به دختر مردم هم برای او به راحتیِ دسترسی به اموال پدرش است. نقد سرمایه داری به صورت خیلی ریز و رگه ای بود؛ لکن بازهم گذرا و با پردازش ضعیف. اما با این حال به نوبه خود خیلی جسورانه بود. _نقطه ضعف اساسی فیلم، حل ابهام و چالش داستان، به بدترین وجه ممکن بود. گویی مخاطبی که 120 دقیقه با اضطراب و تلاطم روحی، آجر به آجر از دیوار مبهم داستان بالا آمده تا پشت دیوار را ببیند، به یکباره به زمین کوبیده شود و جواب سوالش با خنثی ترین صحنه به او نشان داده شود...
امروز از آن روز هاست که دل و دماغ هیچ کس و هیچ چیز را ندارم... بالاخره دومینوی این داغ ها کی و کجا به پایان می‌رسد؟
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
امروز از آن روز هاست که دل و دماغ هیچ کس و هیچ چیز را ندارم... بالاخره دومینوی این داغ ها کی و کجا
آنجا، لبنان، فرعون همه کسانی را که ممکن است موسی باشند، جستجو و قربانی می‌کند... تک تک... با موشک نقطه‌زن. پیشتر هم فرعون‌های دیگر چنین می‌کردند؛ اینجا، در ایران، ۴۵ سال پیش. بهشتی و مطهری و رجایی و ده‌ها موسای دیگر را... اما رسولی که بنا بود باقی بماند، باقی ماند و به جای امام، ردای ولایت پوشید. همانطور که فرعون دیگری، همت و باکری و خرازی و متوسلیان و صدها موسای دیگر را از ما گرفت. و آن هنگام که همگان می‌گفتند سرداران خمینی همه قربانی شدند، قاسم سلیمانی به صحنه‌ی تاریخ بازگشت و سحر ساحران را باطل کرد. آن موسی که بنیان فرعون را از ریشه می‌کَند، بر تکه چوبی در رود تاریخ، رها شده و به سوی مقصدش روان است. خدا، می‌توانست موساهای دیگر را هم از چشم فرعون پنهان کند؛ می‌توانست تیغ‌ها را بشکند و موشک‌های نقطه‌زن را به نقطه‌ی دیگری فرو نشاند... اما، خدا هست و خدایی می‌کند. فرعون سرخوش از کشتن همه‌ی آنها که در کابوسش موسی بوده‌اند، به تخت شاهی باز گشته. موسی هم به نوبه‌ی خود، تاریخ را می‌شکافد و با عصای اژدها بیرون می‌جهد. ما چه کنیم؟ ما برادران و خواهران صدهای موسای قربان شده؟ خدا در این صحنه‌ی به‌هم پیچیده‌ی طاقت‌سوز از ما چه می‌خواهد؟ "صبر و شکر" که صحنه نهایی خروج از ظلمات به سوی نور را رقم می‌زنند. صبر و شکر، حقیقت جهاد و مقاومت است. صبر بر مصیبت فقدان سرداران و صبر بر اطاعت از امر ولی در استمرار مبارزه، شاید دشوارترین صبرها باشد. ولَقَد أَرسَلْنَا مُوسَىٰ بِآياتِنَا أَنْ أَخرِجْ قَومكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَكِّرهمْ بِأَيامِ اللَّهِ إنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِكلِّ صَبَّار شَكُور