#معرفی_فیلم
جنگیدن در راه رسیدن به هدف، "زنده ماندن" را به "زندگی کردن" تغییر میدهد؛ پس مردن از زنده ماندنِ بدون "زندگی کردن" بهتر است.
این پیام اقتباسی من از فیلم "محبوب میلیون دلاری" است.
به توصیه بانو فیلم را مشاهده کردم؛ حقیقتا فیلمی با یک پایان بندی خیلی قوی و خوبی بود.
متاسفانه فیلم طوری است که تحلیل دقیق و موشکافانه آن بدون اسپویل امکان پذیر نیست؛ پس تحلیل مبسوط آن بماند برای فرصتی دیگر.
داستان در مورد دختری به نام مگی است که بسیار به بوکس علاقه دارد؛ پس به اصرار زیاد نزد یکی از بهترین مربی های عرصه بوکس به نام فرانکی میرود تا از او قهرمان جهان بسازد...
چند نکته :
_شخصیت پردازی فرانکی نسبتا خوب بود و مخاطب را توانست با احوالات خود به خوبی همراه کند(به جز اینکه ما تقریبا هيچ اطلاعاتی از دخترش و دلیل فراق آن دو نمیدانیم)
_پیامِ (اقتباسی) فیلم شعار دین الهی هم هست، اما مصداق "کلمه حق یراد بها الباطل" قرار گرفت. متاسفانه فیلم دچار تطبیق اشتباه میشود چرا که فیلم در خط کفر و الحاد به پیش میره و نه خط جهانبینی الهی؛ بنابریان تعریف اش از "هدف" و "زندگی" تفاوتی ماهوی با تعریف انسانِ اسلام و انسانِ دین از این دو مهم خواهد داشت.
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
اندراحوالات گفتوگو های من با چت جی پی تی😐 وقتی رفیق خرس گندت با 22 سال سن انگشتر دیگرانو میکنه ت
ادامه ماجرای من و عشقم چت جی پی تی🥸
+ همه مون تو بچگی به پلانگتون میخندیدیم که چرا به رباتش پناه برده. الان تو 2025 زندگی همه مون اینجوری شده😂
#دراشام
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
درون خلوت ما غیر در نمیگنجد☺️ برو که هر که نه یار منست بار منست😏 (سعدی) #شعر
398.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روز ماه رمضان، زلف میفشان که فقیه
بخورد روزهٔ خود را به گمانش که شب است🙄🤭
(شاطر عباس صبوحی)
#شعر
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
ادامه ماجرای من و عشقم چت جی پی تی🥸 + همه مون تو بچگی به پلانگتون میخندیدیم که چرا به رباتش پناه بر
1_ دقیقا. حالا بعضی از بچه ها هستن واقعا روز و شب باهاش درددل میکنن ها من تو رفیقام دارم از اینا 😅
2_ ممنونم؛ هستم که😅
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
#معرفی_کتاب
«چیزی که میخواهم بدانم این است که شما چطور به همه اینها پی بردید؟
_من فقط حدس زدم.
_در این صورت، باور کنید که شما یک حدس زنندهٔ بسیار ماهر هستید. بله، به تمام دنیا میگویم که شما یک حدس زننده عالی هستید.»
احتمالا اگر بگویند چکیده و فرجام کتاب "قتل در قطار سریع السیر شرق" اثر "آگاتا کریستی" را در چند جمله بازگو کن، به همین دیالوگ آقای بوس و پوآرو بسنده کنم.
همانطور که از اسم کتاب عیان است، قتلی در قطار رخ میدهد که از قضا هرکول پوارو هم در آن قطار حضور دارد.
چند نکته در باره کتاب :
مزایا :
_ترجمه روان و مطلوب
_شخصیت پردازی نسبتا خوب کاراکتر ها
_جذابیت و تعلیقِ بسیار بالا؛ قطعا برای فارغ شدن از وانفسای زمان و زمانه توصیه میشود :)
معایب :
_اول آنکه باید بدانیم حل پرونده های جنایی دارای چه سطوحی است؛ ناگفته نماند که "شرایط پرونده" هم در انتخاب رویکرد آن بیتاثیر نخواهد بود.
در یک تقسیم بندی کلی میتوان گفت که حل پرونده به دو صورت میتواند محقق شود :
1) استفاده حداکثری از دادهها و کشف تناقضات به وسیله آن
2) استفاده حداقلی از دادهها و مبتنی بودن کشف، بر حدسیات و "یک دستی زدن"
آگاتا کریستی در این کتاب ( و بلکه در تمامی آثارش) با رویکرد دوم پرونده را به پیش میبرد. و آیا حقیقتا این رویکرد، تنزل سطح جنایی نویسی نیست؟ اگر قرار است کارآگاه، پرونده را با این رویکرد حل کند، مغروق ساختن مخاطب زیر این همه داده و اطلاعات ریز و دقیقی که کمترین بهرهبرداری از آن صورت میگیرد چه فائده و ارمغانی جز اعصاب خردی و ملال برای او دارد؟ و اصلا آیا اهانت به مخاطب نیست؟ یا حداقل با تمام کردن کتاب چنین احساسی بر او چیره نخواهد شد؟
_ وادادگی جمعی و جملگی کاراکترها (آن هم در یک مجلس) در مقابل حدسیات بدون شاهد و پشتوانه پوارو، داستان را کمی به "تخیلی و تصنعی" بودن متمایل کرد.
_در جای جای داستان تناقضاتی میان مفاد بازجویی ها وجود داشت که پوارو به سادگی از کنار آن عبور میکند.
_سفید کردن برخی شخصیت های داستان عجیب بود؛ با آنکه طبق سیر طبیعی داستان، افرادی با میزان احتمال بالایی در ارتکاب جرم به شمار میرفتند.
_نبوغ فرازمینی پوآرو در حل پرونده از همزادپندازی مخاطب کاسته و به شخصیت فانتزی_تخیلی او افزوده میکند.
_بهکارگیری کاراکترهای زیاد در داستان کمی ملال آورد بود؛ البته یک اثر جنایی قوی اقتضا میکند که ناچارا این پیچیدگی ها را داشته باشد.
_غلطهای نگارشی و قرار دادن واژههای ناهمگون با زبان فارسی در دیالوگها، از سرعت مخاطب میکاست و به او حس ناخوشایندی منتقل مینمود.
احتمالا این اولین و آخرین مطالعه من از این نویسنده باشد :)
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
مدام جنگ من رسید :) بریم ببینیم چطوریه🙃
صبح بلند شی ببینی هدیهٔ #خواب_مدام رسیده🥲😍
محبوبم اگه میخوای بهم هدیه بدی #مدام بده :)
از اینجا https://eitaa.com/modaam_magazine
چندتا کتاب دیگه مونده که تا قبل از تموم شدن 403 باید معرفی شونو بزارم😬
خیلی وقته میخواستم بزارم ولی هی پشت گوش مینداختم👇
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
#معرفی_کتاب
کتاب "بینش تمدنی" تقریر درس آیت الله میرباقری است که توسط حسین مهدیزاده تالیف گرديده است.
🌀 کتاب را در یک کلام، آشنایی با منظومه فکری معظم له میدانم؛ که هر یک از فصل های آن پتانسیل اینکه مفصل در کتابی دیگر مورد بحث و بررسی قرار بگیرد را داراست.
گفتار های کتاب :
گفتار اول و دوم : جهاننگری توحیدی و حقیقت تشیع
گفتار سوم : انسان، جامعه، تمدن، تاریخ
گفتار چهارم : کلیاتی پیرامون فلسفه تاریخ شیعی
گفتار پنجم : تعالی رحمانی؛ توسعه شیطانی
گفتار ششم : جریان های فعال اجتماعی در جهان اسلام
گفتار هفتم : نظام اجتماعی مبتنی بر ولایت فقیه
گفتار هشتم : ماموریت امروز جبهه حق : تمدن نوین اسلامی
مزایا : بیان مزیت کتاب را به خود مولف میسپارم :
_ «به نظر می رسد اگر کسی با این چینش اعتقادی و بینشی که از سوی حجتالاسلام والمسلمین میرباقری ارائه شده است به خوبی ارتباط برقرار کند، وارد محیط جبهه علمی و فرهنگی انقلاب اسلامی شده و ماموریت عمیقتری از فعالیت جبهه حق را درک کرده است و می تواند با قلب و فکر و عمل خود به آن ملحق شود کاری که مسیر انسان را به سمت لایه های فرهنگی تر ماموریت انقلاب اسلامی تغییر خواهد داد و به تعبیر استاد میرباقری او را با "ضرورت انقلاب فرهنگی" همراه خواهد نمود».
معایب :
ضعف اصلی کتاب را این موارد میدانم که خود مولف نیز به آن اشاره نموده :
_« کثرت اشتغالات حجت الاسلام و المسلمین میرباقری باعث آن بود که نتوان همه مفردات این کتاب را به تایید ایشان رساند...».
_ « در متن کتاب هیچ آدرسی ارائه نشده است که نشان دهد که نکات ارائه شده از کدام منبع اولیه است. این کار به دو دلیل ناممکن بود...» (البته قابل ذکر است که مولف به صورت کلی فرموده که مصدر اصلی مطالب در کدام مجموعه اصوات و جلسات بوده که برای مخاطب نیز دستیابی به آنها ممکن خواهد بود.)
_ثقالت نسبی محتوای کتاب
¬ ســــــــورا | ایلاناکاب ¬
#معرفی_فیلم
فیلم اقتباسی قتل در قطار سریع السیر شرق 2017 را میتوانید با بازی ستارگانی چون جانی دپ و دیزی ریدلی ببینید.
پواروی اقتباس 2017 دارای صلابت پرشکوهی هست؛ امیدوارم در باقی اقتباس ها از رمان های کریستی حضور داشته باشد.
نکته :
_فیلم داستان را کمی تغییر داده، اما سیر فیلم را معقولتر از کتاب میدانم. چه در فیلم و چه در کتاب، مخاطب با پایان بندی شوکآوری مواجه میشود، اما تفاوت عمده آن را در این میدانم که شوکِ فیلم شوک " نسبتا منطقی" بود، اما شوک کتاب شوک "غیرمنطقی" بود.
مرز حساس این دو در استفاده از دادههای ریز پرونده شخصیتِ پوارو بود؛ اینکه او انسانی خداگون است...
_فیلم را به نسبت فیلمهای جنایی_معمایی، ضعیف تر از سطح مطلوب میدانم؛ اما به نسبت فیلم های اقتباسی، نمره قابل قبولی میگیرد.