- تسکینِروح .
_
دلم هوای دستانت را کرده است، دست پر مهرت را بر سرم بکشی و بگویی تا وقتی هستم غمگین نباش آخر پدر تحمل ناراحتی فرزندانش را ندارد .
را انگار قفل زنجیر زدهاند نمیتواند نفس بکشد این دل فقط صحن نجف را میخواهد فقط پدر را میخواهد قلبم را انگار زنجیری فولادین قفل زده نمیتواند نفس بکشد در قفسه سینه حبس شده این دل فقط تنفس صحنه نجف را میخواهد فقط پدر را میخواهد .
آقا جان اذن میدهی ؟
[ طنین نوشت ]