هدایت شده از _Text's_🇮🇷
سیمای دل نگران تو،آغوش مبهم خاطراتی است که در سایه سار عشق ساختیم،وقتی که پروبالمان زخمی بود و از خانه ای
می گریزیدیم،که
دلیل پژمردگی افکارمان شده بود،...
#JO_Oliver
هدایت شده از _Text's_🇮🇷
کاش میشد نفس کشید،
نفسی از اعماق جان،
جام زندگی سرکشید و فراموش کرد،
اما گاهی...
همین زندگی دستانش را دور گلویت حلقه میکند،تورا به مرز مرگ میرساند،
تاجاییکه آرزو میکرد کاش دستش را رها نکند،
اما حالا؛
دیگر مهم نیست،وقتی زنده ای شدی که نفس کشیدن را فراموش کرده است:)
#JO_Oliver
هدایت شده از _Text's_🇮🇷
اونقد دلم پیر شده که دیگه یادم نیس جوونی چه شکلی بود،
تو کجا بودی اون موقع ؟
کجا بودی وقتی به یه دست گرم نیاز داشتم؟؟
حالا نشستی بدبختیمو تماشا میکنی
بشین ببین،یروز توعم قراره بمیری،
اونوقت من میام
به دست و پا زدنت زیر اون سنگ
نگاه میکنم:)
#JO_Oliver