شهر از صدا پر است،
کسی صدایم نمیکند،
غرق هیاهو و ترس،
کسی امانم نمیدهد،
شهر از دیار خود شبی کوچ کرده است،
دیگر کسی به نگاهم،نگاهی نمیکند،
از اتش درد کمی دور شده ام،
حالا کسی برای خریدنم،قرض هم نمیکند،
شهر از ترانه شبنم بریده است،
دیگر خیال عاطفه اینجا نفس نکشیده است،
مردم در این حوالی سوگ گرفته اند،
حالا برای نفس کشیدن،
کمی دیر شده است...
#JO_Oliver
@Texts_DPS
_Text's_🇮🇷
شهر از صدا پر است، کسی صدایم نمیکند، غرق هیاهو و ترس، کسی امانم نمیدهد، شهر از دیار خود شبی کوچ کرده
ضمنا فقط یه چیز دلی بود ربطی به قضایای اخیر نداره🙏🏻
اندکی حوصله ام جای چایم را گرفته است،
هرروزم با یکی دو فنجانِ سرریز میگذرد،
آنقدر که به هیچ وابسته ام کرده اند،
و انقدر که از هیچ طلبکار شده ام،
جایی برای زندگی باقی نمانده است،
چه بگویم،
دلتنگی هایم مرا پریشان کرده اند،
هرروزم یکجور،
و هر ثانیه ام،بی تفاوت با دیگری ها میرود...
#JO_Oliver
@Texts_DPS
بچه ها،
یکم هوای تلگرامو داشته باشید،
سوت و کوره شده بی شماها:
https://t.me/Texts_DPS
سفری کرده ام به اعماق وطن
آنجا که تو آنرا خانه میخوانی
درکوچه پس کوچه های خورشید
هنگامی که سحر ترانه میخواند
که اگر قرار است شبنم بساطش را جمع کند
پس لااقل مرا با ستارگان تنها بگذارید
شاید اما تو اورا کاهل میپنداری
بیم نیست که روزی هم تو به او دچار شوی
چه میدانی تبسم
چندی است که مرا ترک گفته ای،
دگر راه و روش زندگی کردن را فراموش کرده ای...
#JO_Oliver
@Texts_DPS
گاه مرا ترک گفته ای،
از دور حواسم هست،
این بازارچه حسرت،
عشقم را حراجت کرد،
بگسل پیمان لطفت را
مرا حاجت نیست،
سوختن و ساختن پروانه ها
مرا عبرت زندگانی بخشید،
یک عمر به خود میپیچی،
یک روز نفس میکشی...
#JO_Oliver
@Texts_DPS
یک کنیزی که درِخانه تورا کوفته است،
بگشا در که نباشد امیدی جز به درِخانه تو...
#JO_Oliver
@Texts_DPS
گذری تو شده ای در همه فصل مرا،
با وجودت به هوای نَفَسِ نَفس مرا خواهی کشت،
تو بگو عجزِ من از آتشِ پندارِ وجود است،
شبانگاه ولی بسترِ خالی
دلِ من کرده هوایِ نفست را...
#JO_Oliver
@Texts_DPS
من بجایِ تو دراین خانه نشستم
ایکاش که مارا نِگهی بگذرد این یار...
#JO_Oliver
@Texts_DPS
سالیانی است که من در ره میخانه تو،
سرو جانم بفدای قدح عشق شده است،
همه سالَم به زمان حرمت میگذرد،
یک سحر مهلت دیدار بده...
#محرم
#JO_Oliver
ازتو میخواهم که از دورم تماشایم کنی،
حیف ما نیست که اینطور وداعی بکنیم،
هرکه از راه رسید جانی ز ما کند و برفت،
لااقل زنده بمان یک نفسم باقی نیست...
#محرم
#JO_Oliver
@Texts_DPS
_آلیس،
خانه ات کجاست؟
+آنسوی پرچین.
_کدام پرچین عزیزکم؟
+پرچین های پشت خانه ات.
_آلیس،تو درپسِ خانه من زندگی میکنی؟
+آاه نه پسرک.
من در آنسوی پرچین ها،آنسوی قاب ها،
درپسِ دیوار ها،درمیان بیشه زار زندگی میکنم.
_چرا پیدایت نمیکنم هیچگاه؟
+تو نمیدانی سرزمین عجایب کجاست پسرک؟
_نه نمیدانم.
کجاست آنجا؟
+مگر نمیدانستی؟
آنجا همه جا هست و هیچ جا نیست.
گاه درآنسوی پرچین.
گاه درآنسوی قاب ها.
روزگاری درپسِ دیوار ها.
و گاه گاه هی هم درمیان بیشه زار.
_سرگردانم نکن آلیس.
نمیتوانم تمام دنیارا بدنبالت بگردم!
+مرا درقلبت پیدا کن پسر.
دراعماق روشنایی هایش.
جست و جو مکن مرا درتاریکی هایش.
پیدایم میکنی،شاید...
#برداشت_آزاد
#JO_Oliver
@Texts_DPS