ᯓ ᗷ𝛰𝛰ᗰ
یا قاهِر العَدو.. یا والی الوَلی.. یا مُرتضی عَلی.. پسری داشتی،چه شد؟!.
یا فاطمه بیا،نزدیکِ قتلگاه.. بین دو نهر آب، پسرت تشنه کشته شد..
ᯓ ᗷ𝛰𝛰ᗰ
یا فاطمه بیا،نزدیکِ قتلگاه.. بین دو نهر آب، پسرت تشنه کشته شد..
مادر آب کجایی.؟!پسرت آب نخورد..
پدرِ خاک کجایی.. پسرت خاک نشد..
من بُریدم دل ز تو..
اما خدایی،جانِ من..
سر به بالین مینَهی،دردی نداری در دلت..؟!
" القتار "
یعنی دردی که نه میگذاری بیرون بریزد و نه میتوانی نگهش داری؛
حسی که گلو را میسوزاند و قلب را از داخل آهسته خُرد میکند.