هدایت شده از KHAMENEI.IR
38.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حیثیت فقط یک کلمه نیست. گاهی باید آن را با جانهای بسیاری عوض کرد. گاهی باید آن را روی سینههای سربازانی دید که خاک را با خون خود، خونین رنگ میکنند. آنها چه چیزی را میخرند؟ یک وجب زمین؟ نه. آنها آبرو میخرند. آبروی یک ملت که اگر خاکش را ببرند، آبرویش را بردهاند.
دفاع از وطن، یعنی پاسداری از هستی. اما هستی فقط درخت و کوه و رودخانه نیست. هستی، همان شرافتی است که در تاریخ یک کشور تنیده شده؛ در قصههای پدربزرگها، در سوگِ مادران، در آیینههای شکستهی خانههایی که هنوز صاحب ندارند. وقتی سربازی اسلحه برمیدارد، از این قصهها دفاع میکند. از آن آیینهها. از آن سوگهایی که نباید تکرار شوند.
حیثیت، گنجی در گروِ جانهاست و دفاع، قیمت این گنج. در میان آتش و فولاد، آنچه میدرخشد غیرت است؛ همان که مرزی بین خاک و آبرو نمیشناسد.
و این وصیت زندههاست، پاسداری از شرافتی که با خون امضا شده.
هدایت شده از -مُحْیِيالعِظٰامْ:)
یا صاحب الزمان ،
مفتخرم که با شما توی یه روز به دنیا اومدم..
مفتخرم که نیمه شعبان به دنیا اومدم .
و خوشحالم بابت اینکه ،
اسمم قرار بوده یه چیز دیگه باشه . .
اما به یُمن ولادت در نیمه شعبان ،
اسمم هم نام شما شد ؛
شد محمد مهدی :)) .
امیدوارم بتونم یار شما باشم ،
نه بار...
آقاجان زودتر بیا که همه خسته ایم ؛
حضورت به شدت احساس میشه . .
نیمه شعبان مبارک...
اللهم عجل لولیک فرج ..
در خلأ بیخبری، روزها چون سایههای بیروح میلغزیدند تا پیامت، چون شعلهای ناگهان، تاریکی را شکست و اعتراف کرد که عشق، هنوز در سینهات میتپد. اما اکنون، سکوتی سنگینتر از قبل همهجا را فرا گرفته ؛ گویی بهشت را چشیدم و سپس درِ آن را برای همیشه بستند. قلبم میان آتش اشتیاق و یخِ نگرانی گرفتار است و هر ثانیه، با نام تو میزند.