کاش میشد منم برم بجنگم. برم جلوی یه ظلمی وایسم، برم وسط میدون و برای چیزی که بهش باور دارم کاری بکنم. گاهی حتی به این فکر میکنم که اگه قراره آخرش بمیرم، بذار دستکم وسط جنگیدن باشه؛ نه وسط این زندگی تکراری که هر روزش رو با فکر و غصه میگذرونم و آخرش هم باید وانمود کنم همهچیز عادیه.
واقعاً این دنیا با اینهمه ظلم و درد، چطور از آدم انتظار داره به زندگی معمولیش ادامه بده؟ چطور میشه خبرِ کشته شدن آدمها رو خوند، رنجشون رو دید، از بیعدالتی به خشم اومد و بعد نشست پای درس و مشق، انگار نه انگار که یه جای دنیا، زندگیِ یکی برای همیشه زیرورو شده؟ من از این فاصله بیزارم، از اینکه درد اینهمه نزدیکه و دستهای من اینهمه از تغییر دادنش دورن.
از ناتوانی خسته شدم. از اینکه نمیدونم با این همه خشم و اندوه چه کار کنم. دلم میخواد بجنگم، حتی اگه بترسم، حتی اگه زخمی بشم، حتی اگه بمیرم. چون از این میترسم که بدون هیچ کاری، ذرهذره فرسوده بشم. که سالها بگذره و من هنوز همونجا ایستاده باشم، با همون دردها، همون سؤالها و همون حسِ لعنتیِ بیفایده بودن.
نمیدونم اسمش شجاعته یا استیصال. فقط میدونم نمیخوام به ظلم عادت کنم. نمیخوام یه روز اونقدر به دیدنِ رنج آدمها خو بگیرم که دیگه چیزی توی وجودم تکون نخوره. نمیخوام زنده بمونم و فقط شاهد باشم. میخوام کاری بکنم، هرچند کوچیک، که اینهمه درد برای من فقط به مشتمشت غصه خوردن ختم نشه.
اینطوری نجنگیده فرسایش پیدا میکنی و میبازی، اقلاً اونموقع جنگیدی و میمیری.
آهوها باز میگَردند.
کاش میشد منم برم بجنگم. برم جلوی یه ظلمی وایسم، برم وسط میدون و برای چیزی که بهش باور دارم کاری بکن
خیلی مشخص نیست چی میگم، توجه نکنید و بگذرید. خستهام یکم فقط.
نمیدونم بچهها، بیایید یکم گریهی قبل خوابمون رو داشته باشیم لطفاً. فردا هم امتحان دارم و ویدیوهای امرپز رو هم ندیدم. استیصال. گریه، 😭😭😭😭. ممنون. شب بهخیر.
جدیداً خیلی فضای اینجا پر از حرفهای اینشکلی شده، من واقعاً ازتون عذر میخوام ماهپیشونیهای دردونهی خدا. تلاش میکنم دست بردارم از این حرفها. حالا من اینها رو گفتم، امّا امیدوارم حس بدی نگیرید، چون مسلماً لازم نیست وسط میدون باشید تا مؤثر باشید. خیلی وقتها کلمات کافیاند، مهم اینه شما از تنها سلاح در دسترستون برای گفتن از ظلم استفاده کنید و بعد هم هی غصّه نخورید سر چیزهایی که نمیتونید تغییرشون بدید و فقط پژمردهتون میکنه. خصوصاً ما که خودمون از ملّتی هستیم که مورد ظلم قرار گرفته. شما به این چیزها فکر نکنید. متأسفم بابت حرفهام و غمهای زیاد و این داستانها، یکم زیادی خستهام و روزهای سختی رو دارم. شما مواظب خودتون باشید و خیلی جدی نگیرید من و حرفهام رو. دوستتون دارم. 🤍