🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۳۶۰
اینم زندگی منه دیگه ، حتما باید زن ذلیل بشم در آینده
المپ اتاق و خاموش کردم و کنار سوگند دراز کشیدم
متفاوت ترین دختری بود که تو عمرم دیدم
با آرایش به اون سنگینی و لباس مجلسی خوابش میبرد...
از عجایب بود برام...
طرز رفتارش ، کاراش ، حرفاش همه چیزش فرق داشت
عالیقش که بدتر گیجم میکرد ، اصال آدم باید با خود سوگند تمام زندگیشم عوض میکرد
بلکه درکش کنه
همیشه دنبال دردسر بود و نمیدونم چه دشمنی با من داشت که میخواست از همون اول
بدبختم کنه
االنم که به خیال خودش داره نقش زنم و بازی میکنه همش از زیر سر دردسرای
خودشه!
یکم جلوی کرم درونش و میگرفت ای ن اتفاقا نمیوفتاد ، ولی نمیتونه دیگه عادتش شده
گاهی هم من جلد عوض میکردم و امروزم حسابی اذیتش کردم با حرفام ولی مجبور شدم
، محیا خیلی بی درک بود نسبت به همه چیز و همیشه وادارام میکرد با دروغ بازیچه
اش کنم
🤍Soogndman✨
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
- گفت باورت میشه؟!
همه تلاشهای این مدتم فقط برایِ برداشتن آوار بوده ..
من هیچی نساختم :))
- از یجایی به بعد شاید بارها بهش فکر کنی ..
ولی دیگه با کسی راجبش حرف نمیزنی .