eitaa logo
𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒏𝒅𝒖𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑾𝒐𝒓𝒅🎧
420 دنبال‌کننده
455 عکس
1.2هزار ویدیو
201 فایل
جایی برای دل های خسته... جایی که میتونید موسیقی رو با تمام وجود درک کنید... به یاد اون شبی،که با گریه موزیک گوش دادیم... 𝒞ℴ𝓂ℯ 𝓉ℴ 𝓊𝓈 𝓉ℴ ℓ𝒾𝓈𝓉ℯ𝓃 𝓉ℴ 𝓂𝓊𝓈𝒾𝒸 -اصکی؟ در شان شما نیست، فقط و فقط با ذکر منبع قابل استفاده است. -فوروارد؟ با کمال میل...
مشاهده در ایتا
دانلود
اوکی مرسی از نظرات . تا شب سوگند رو میزارم .
جان من بودی و حالا جان فدایش میکنی جان من راست بگو ، جانم صدایش میکنی؟ 🥲
- آره من درو بستم ولی خودمم پشت اون در نشستم گریه کردم .. چون امیدی به آدم پشت در نداشتم .
- عاشق کساییم ك بهم چیزای گرون میدن : ‹ زمان ، وفاداری ، احترام و صداقت ›
بریم برای ادامه ی رمان سوگند؟؟
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 امکان نداشت! یعنی خودش بود حتی به ثانیه نکشید که چشمام پر از اشک شد و قیافه اش یه دفعه واضح میشد یه دفعه تار... ولی مطمئن بودم خودش بود... داداشم سهیل بود! به زور زبونم چرخوندم و لب زدم + سهیلل!! منتظر بودم اسمم و صدا بزنه ولی با ضربه محکمی که به سرم خورد اختیارم و از دست دادم و محکم به زمین خوردم و همچی تاریک شد...! " مهراب " دمنوش و روی میز گذاشتم و به میالد که سرش تو گوشیش بود زل زدم انگار نه انگار که مهمونشم ، بالخره سرش و از گوشیش باال اورد و نگاهی به من انداخت - چیه؟! چیزی رو صورتمه؟ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝 سری به نشونه مثبت تکون دادم + آره جاهلیت و بیشعوری خیر سرت مهمونتم گوشیش رو کنارش گذاشت و به جلو خم شد - اوکی رفیق عزیز من بگو دردت چیه؟ بالخره رفت سر اصل مطلب و راحتم کرد! از اون موقع که اومدم دنبال یه چیز بودم تا سر حرف و باهاش باز کنم که خودش پیش دستی کرد دستی به پیشونی ام کشیدم و کالفه لب زدم + نمیدونم کلی دوراهی تو ذهنمه که بین همشون موندم سری تکون داد و گفت - حتما کسی که همه این دوراهی ها رو تو ذهنت انداخته سوگند خانمه! با شنیدن اسمش دوباره یادش افتادم ، نگاهی به ساعت روی مچم کردم + ساعت از 12 هم گذشتههه میالد هم مثل من نگاهیی به ساعتش انداخت و گفت - آره گذشته چطور مگه؟ Soogndman✨ 🌾🌝 🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝 🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝