🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۳۸۹
به سمت بالا رفتم ، در اتاق سوگند باز کردم که با اتاق خالیش مواجه شدم.
نفسم بند اومد! کجاست این دختر
بلند گفتم
+ سوگند اذیت نکن من و بگو کجایی؟!
بازم صدایی نیومد ، در اتاق و بستم و خواستم برم بقیه اتاق ها رو بگردم که توجه ام به
سمت کاغذ چسبیده روی در رفت
کاغذ و کندم و تو دستم فشردم
( متن کاغذ )
سالم مهراب...شاید وقتی این نامه رو میخونی من خیلی از اینجا دور باشم و دیگه
نزدیکت نباشم! میخواست م تشکر کنم بابت اینکه بهم جا و پناه دادی و مثل برادر ازم
مراقبت کردی ولی وقتی فکرش و میکنم میبینم من خیلی زیادی پیشت موندم و این
درست نیست خودم قبول دارم که تو زندگیت اضافی ام ولی خب دیگه من تصمیم گرفتم
برم
امیدوارم همیشه خوشبخت باشی و به هر چی که میخوای برسی بازم بابت همه خوبی
هات ممنونم
خداحافظ مهراب...
* * •
Soogndman✨
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝
#سوگند
#پارت_۳۹۰
با تعجب تک تک خط ها رو بارها و بارها خوندم ولی هیچی نمیفهیدم
فقط تو ذهنم یه جمله اش تکرار میشد
خداحافظ مهراب...خداحافظ!
دستی روی صورتم کشیدم ، رفته بود؟!
واقعیت نداشت...بازم میخواست اذیتم کنه
بلند داد کشیدم
+ سوگند بگو کجایی؟! بیا خودتو نشون بده
سکوت خونه بهم نهیب میزد!
رفته! سوگند رفته مهراب...ترکت کردهه
قلبم از این حجم فشار داشت به درد میومد ، بی توان به دیوار تکیه دادم و روی زمین
فرود اومدم
Soogndman✨
🌾🌝
🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝
🌾🌝🌾🌝🌾🌝🌾🌝
اوه
خیلی زیاد بود و سخت
نظرتون؟
https://abzarek.ir/service-p/msg/2948725
𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒏𝒅𝒖𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑾𝒐𝒓𝒅🎧
انقددویده بودم که نفس نفس میزدم به دیوار تکیه دادم و چند تا نفس عمیق کشیدم پاهام انقدری خسته شده بود
رمان سوگند هم مهراب و سوگند روی بنر هست
بقیه رو هم میفرستم
𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒏𝒅𝒖𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑾𝒐𝒓𝒅🎧
رمان سوگند هم مهراب و سوگند روی بنر هست بقیه رو هم میفرستم
اینها از رمان سوگند بودن👆🏻👆🏻