شمس دین ۱- آدم
Adam
آدم سی و هفت هزار میلیارد سلول زنده دارد.
دانشمندان این تعداد سلول زنده برای بدن انسان تخمین میزنند. هر سلول بدن ما یک موجود زنده است و حیات دارد. هر کدام از سی هفت هزار میلیارد سلول آدم، «هوش دارند» و زندگی میکنند. سوخت و ساز حرکتشان از طریق غذا تامین میشود، تولید مثل دارند، تقسیم سلولی دارند، با سلولهای دیگر ترکیب میشوند، با یکدیگر ارتباط دارند، از طریق مغز و سیستم عصبی دستور دریافت میکنند و زندگی میکنند و گویی موجود زندهای مثل من و شما هستند .
سلول کوچولوی داستان ما گوشه چشم راست آدم واقع شده است. وظیفه دارد این محیط را مرطوب کند تا پلک زدن آدم به سهولت انجام شود. این سلول با همکاری دیگر سلول های این ناحیه هر روز مایعی با ترکیب شیمیایی دقیق برای مرطوب کردن درون چشم ترشح میکنند. سالهاست کار سلول داستان ما همین است. گاهی از خودش سوال میکند: «من چرا هر روز باید این ناحیه را مرطوب کنم؟!»
«سلول خردمند» که در ناحیه مردمک چشم آدم زندگی میکند برایش توضیح داده است که تو اینجا هستی و این ناحیه را مرطوب میکنی تا آدم راحت پلک بزند و اختلالی در بینایی او ایجاد نشود و چشم های آدم برای او بسیار حیاتی است چرا که امسال آزمون ورودی دکتری دارد و باید هر روز مطالعه کند تا خودش را برای امتحان ورودی دانشگاه آماده کند و این خیلی برای آدم و برای همه ما سلول ها حیاتی و ضروری است که آدم وارد دانشگاه شود و تحصیلات تکمیلی خودش را با موفقیت سپری کند.
سلول کوچولوی داستان اما اصلا هیچ درکی ندارد که «پلک زدن یعنی چه؟!» و مهمتر از این اصلا درک نمیکند «دیدن» چیست؟ و «بینایی» چیست؟ و از این مهمتر هیچ درک و تصوّری از «آزمون ورودی» و «تحصیلات تکمیلی» و «دکتری» و این چیزها ندارد. چیزهایی شنیده است ولی درک این مفاهیم اصلا در توان این سلول کوچولو نیست و هرگز نمیتواند بفهمد «دانشگاه چیست؟» و «درس خواندن یعنی چه» و...
همه این مفاهیم را شنیده است و در «کتاب های درسی سلول های اطراف چشم» خوانده است و تئوری همه چیز را میداند ولی هیچ درکی از این مفاهیم ندارد! او نهایتا عمل مرطوب سازی اطراف چشم را درک میکند. جهان این سلول خیلی خیلی کوچکتر از جهان آدم است و غیر ممکن است بتواند درکی از حقایق جاری در جهان آدم سر در بیاورد.
سلول کوچولوی داستان ما هر روز صبح که از خواب بیدار میشود چشم به راه مواد غذایی مورد نیازش هست و آدم همیشه در کار است و به فکر صبحانه امروز این سلول کوچولو و سی شش هزار و نهصد و نود و نه هزار میلیارد سلول دیگر هست. سلول کوچولو ولی گاهی نگران میشود که نکند امروز آدم غذا نخورد و مواد غذایی مورد نیاز سلول تامین نشود! نکند آدم امروز مرا را فراموش کند!
ماهی کوچولوی زیر یک مرجان در اعماق «خلیج فارس» حتی یک روز گرسنه نمانده است و آن مارمولک ضعیف و نحیف که زیر یک تخته سنگ بزرگ در کویر زندگی میکند.
سلول کوچولوی داستان ما شنیده است سلول هایی هستند که در مغز آدم هستند و از طریق سیستم عصبی به همه قسمت های بدن حکومت میکنند. از خودش سوال میکند چرا من یک «سلول مغزی» نباشم تا بر کشور بدن حکومت کنم؟! چرا «سلول قلب» نباشم؟! چرا من باید در این منطقه ثابت باشم و سلولهای خون در همه قسمت های بدن حرکت میکنند؟! آیا این عدالت است؟! ما هر روز اینجا را مرطوب کنیم و آنها هر روز به همه قسمت های بدن از نوک انگشتان پا تا موی رگهای مغز سفر میکنند!
هوش، اراده و اختیار
سلول کوچولوی بدن آدم خودش «هوش و اراده» دارد.
خودش تصمیم میگیرد چه کار کند یا با کدام سلول ترکیب شود یا چه زمانی تقسیم سلولی انجام دهد و گاهی خودش را پادشاه عالم میپندارد و خودش را همه کاره میداند. سلول خردمند برایش توضیح داده است که تو در تحت تدبیر و مدیریت «هوش آدم» هستی و «اراده آدم» محیط بر اراده تو است ولی او این حرفها را درک نمیکند و خودش را مستقل میپندارد.
به نظر شما آیا «اراده سلول» داستان ما مستقل از «اراده آدم» است؟! آیا میتواند از خودش کاری خارج از اراده و برنامه «هوش کل» انجام دهد!؟ «هوش کل» هر لحظه مشغول تدبیر سی و هفت هزار میلیارد سلول است و نه هرگز خواب دارد و نه حتی لحظهای چُرت میزند. «هوش کل» هر لحظه در کار میلیاردها «هوش جزء» خودش است و برای تک تک آنها برنامه از پیش تعیین شده دارد.
سلول سرطانی
اگر یک سلول بخواهد خارج از برنامه «هوش کل» اقدامی انجام دهد کل سیستم بر علیه او بسیج میشوند و او را حذف میکنند. سلولی که فکر میکند خودش هر کاری بخواهد میتواند انجام بدهد و مثلا بیش از «برنامه» تقسیم سلولی انجام بدهد را «سلول سرطانی» مینامند. اگر سلول هر حرکت «خارج برنامه» انجام دهد او را به عنوان یک سلول سرطانی تشخیص میدهند و کل سیستم علیه او بسیج میشوند تا او را اصلاح کنند و اگر اصلاح نشد او را از بدن اخراج و سلول دیگری جایگزین آن میکنند.
سوال: چگونه است سلول سرطانی گاهی موفق میشود خودش را گسترش دهد و قسمتی از بدن را از کار میاندازد و حتی گاهی باعث مرگ آدم میشود؟!
پاسخ: اینجا یک «هوش بزرگتر» و فراتر از «هوش آدم» در کار است. «هوش آدم» در مقابل آن «هوش بزرگتر» چون یک سلول کوچک در مقابل آدم است. آن «هوش بزرگتر» در کار است و به سلول سرطانی این توانایی و اجازه را میدهد که خارج از اراده و اختیار هوش آدم کار کند و بدن را بیمار کند و کسی چه میداند هدف و برنامه آن «هوش بزرگتر» چیست!؟
ظهور من در سلول های من
I am all my cells
غم و شادی شما و ترس و نگرانی شما روی تک تک سلول های شما تاثیر دارد ولی دلیل این تاثیرات را آنها درک نمیکنند! سلول بی خبر از همه جا یک صبح بیدار میشود و میبیند حالش خوب نیست! نمیداند دلیل این حال بد یا آن حال خوب چه بوده است؟! همه حالات شما روی سلول های بدن شما تاثیر دارد ولی آنها نمیتوانند دلیل این تاثیرات را درک کنند! نگرانی یا ترس شما روی سلول کوچک تاثیر دارد ولی او حتی نمیداند ترس چیست! البته که دلیل ترس شما هم برای او قابل درک نیست.
همه اتفاقات زندگی شما روی سلول کوچک ناحیه چشم و دیگر سلول ها تاثیر دارد ولی آنها تاثیر این تغییرات و دلیل این حالات خودشان را درک نمیکنند.
یک خبر خیلی مهم
The Important Good News
«سلول خردمند» ناحیه مردمک چشم به «سلول چشم» این خبر خیلی مهم را میدهد که تو باید وظیفه خودت را هر روز درست و دقیق انجام بدهی و همه دستورات سیستم عصبی را دقیق اطاعت کنی و مطمئن باش روزی میرسد همه این چیزها را میفهمی و درک میکنی که چرا اینجا هستی و اگر جاهای دیگر باشی چگونه است و دیگر سلولهای بدن چه میکنند و از این مهمتر روزی درک میکنی دیدن چیست! و دانشگاه و تحصیلات تکمیلی چیست! و حتی خیلی چیزهای بزرگتری چون عاشق شدن! و ازدواج کردن! و مسافرت کردن! به کشورهای دیگر و مکان های تفریحی زیادی در جهان را تجربه میکنی!
خلاصه اینکه تو روزی خودت آدم میشوی و همه این چیزها را درک میکنی و تجربه میکنی! تو اکنون باید در اطاعت سیستم بینایی باشی تا روزی خودت بینا شوی و روزی خودت آدم شوی.
«اطاعت امر» سلول را «حرکت» میدهد و «بزرگ» میکند. او باید «اراده خودش» را فانی در «اراده آدم» کند. «سلول» باید «مجری» «اراده آدم» باشد. «هوش جزء» باید در فرمان «هوش کل» باشد. هر «اطاعت امری» سلول را یک گام به آدم نزدیک میکند.
به خودتان نگاه کنید
Look at yourself
شما خواننده عزیز من آیا باور دارید این سلول کوچولوی داستان ما میتواند روزی آدم شود؟!
اگر باور ندارید به خودتان نگاه کنید. آیا روزی نطفه نبودید و اکنون انسان بزرگی شدید که چشم دارد و می بیند و میشنود و لمس میکند و عاشق میشود و درس میخواند و معادلات سخت ریاضی را حل میکند و هزاران تجربه هیجان انگیز دیگر دارد؟! آیا غیر از این است که خود شما روزی نطفه بودید و اکنون اینگونه انسانی «بالغ و عاقل» شدید.
«حرکت تدریجی» عزیزم «قانون مهم هستی» است.
یادتان هست وقتی کلاس اول دبستان را شروع کردید با چه زحمتی حرف «الف» و بعد «ب» را آموختید و با زحمت این دو حرف را به هم چسباندید تا کلمه «آب» درست شد و با چه سختی آن را خواندید و یک ماه طول کشید تا حرف «ب» کوچک را با «الف» ترکیب کردید و کلمه «بابا» درست شد و اکنون خودت را نگاه کن که چطور به سادگی این داستان را میخوانید و مسائل سخت ریاضی حل میکنید! اگر کسی کلاس اول دبستان حال امروز را برایت تعریف میکرد قطعا باور نمیکردی! نهایت تصور سلول کوچولو از آدم شدن این است که مثلا یک سلول ۲ متری میشود! اینکه «دیدن چیست؟» و «راه رفتن چیست؟» و «عاشق شدن چگونه است!» و «درس خواندن برای چیست؟» را هرگز درک نخواهد کرد.
توسعه من
Man Development
یک ظرف آب را تصور کنید. درونش آب بریزید یک وقتی پُر میشود. همه ظروف ظرفیت مشخص دارند و پس از آن دیگر نمیتوانند پذیرای بیشتر باشند. فقط یک ظرف داریم که هر چه در آن بریزی ظرفیت آن بیشتر میشود و بزرگتر میشود و آن ظرف علم است و به زودی یاد میگیریم که «ظرف علم» آدم است که هرگز تکمیل نمیشود. هر چه آدم علم بیاموزد بزرگتر میشود و ظرفیتش بیشتر میشود. روزی «الف» و «ب» ظرف وجودمان را پر میکرد و امروز صدها کتاب و رساله میخوانیم و درس میدهیم و همچنان بیشتر میخواهیم بدانیم و این خاصیت انسان است که با «علم» «ظرف وجودش» «توسعه» پیدا میکند و این توسعه و بزرگ شدن نهایت ندارد.
هوش کیهان
The Cosmic Consciousness
«من و شما» عزیزم «سلول کوچکی» در این هستی بیکران هستیم.
من، شما، ماهی کوچولوی در اعماق «خلیج فارس» و آن «مارمولک نحیف» در زیر یک تخته سنگ بزرگ در «کویر یزد» به همراه میلیاردها موجود زنده دیگر در کره زمین زندگی میکنیم که بخش ناچیزی از «منظومه خورشیدی» است و بیش از صد میلیارد ستاره دیگر «کهکشان راه شیری» را تشکیل میدهند و میلیون ها کهکشان بسیار بزرگتر از «راه شیری» داریم و برخی دانشمندان تعداد کهکشان های هستی را بیش از تعداد سلولهای بدن تخمین میزنند و این کل هستی ماست و من و شما جزئی از این کل هستیم.
من و شما در میان این هزاران میلیارد کهکشان «هوش جزئی» هستیم در مقابل «هوش کل» که این هستی را مدیریت میکند. همانگونه که سلول کوچولوی ناحیه چشم یک «هوش جزئی» است در مقابل «هوش کل» که آدم است و آن هوش کل است که این سلول ناحیه چشم و سی و هفت هزار میلیارد سلول دیگر را مدیریت میکند.
آیا «هوش کوچک» که «سلول» است میتواند هیچ تصوّری از «هوش کل» که «آدم» است داشته باشد؟! بنده و جنابعالی هم نمیتوانیم هیچ تصور کنیم هوش و اراده کل که این هستی بیکران را اداره میکند چقدر عظیم است و چه برنامهای برای ما دارد همینقدر مطمئن هستیم که او ما را فراموش نکرده است. مگر ممکن است آدم سلول کوچک ناحیه چشم را فراموش کند؟! این سلول جزئی از بدن اوست مگر ممکن است آدم جزئی از بدن خودش را فراموش کند؟!
«هوش، اراده و حیات سلول» کوچک داستان ما بخشی از «هوش، اراده و حیات سیستم بینایی» است و البته که سیستم بینایی در تحت مدیریت «هوش، اراده و حیات آدم» قرار دارد و آدم در تحت «هوش، اراده و حیات» عظیم و غیر قابل تصور این هستی بیکران قرار دارد و ما همه این حرفها را اینجا گفتیم تا به درس دوم بخش شمس دین برویم و آنجا در مورد «روح» صحبت کنیم که همان «هوش کل» یکپارچهای است که هستی من و شما و جهان را مدیریت میکند. مولانا در کتاب مثنوی این حقیقت را در قالب شعر زیر بیان کرده است:
آسمانها و زمین یک سیب دان کز درخت قدرت حق شد عیان
تو چو کِرمی در میان سیب در وز درخت و باغبانی بی خبر
این هستی عظیم و این هزاران میلیارد کهکشان و همه موجودات عالم را چون یک سیب تصور کنید که بر شاخه درختی در یک باغ سیب بزرگ واقع شده است که درختان میوه بسیار دارد. بنده و جنابعالی موجودی بسیار کوچک داخل این سیب هستیم و هیچ تصوری از «سیبهای دیگر» و «درخت سیب» و «باغ سیب» و «باغبان» و «باغ های دیگر» نداریم!
بیا بالا
Come Up
عزیزم پاسخ را وقتی درک میکنی که «بزرگ شوی!»
پاسخ را وقتی درک میکنی که «بزرگ شوی» و «بیایی بالا» و رشد کنی تا بتوانی از کار سیستم بینایی سر در بیاوری و بتوانی خواست و اراده آدم را درک کنی. باید بفهمیم در این هستی عظیم برای چه خلق شدیم و چه کار میکنیم؟! «آغاز و انجام» و «هدف زندگی» چیست؟! تا وقتی بزرگ نشویم این چیزها را نمیفهمیم. فقط تصورات پوچی در سر داریم که به هیچ کارمان نمیآید! پاسخ را وقتی درک میکنیم که سفر کنیم و حرکت کنیم و آدم شویم. فعلا همین قدر از طرف «هوش کل» برایمان خبر آوردهاند که:
«زندگی و جهان بیهوده نیست و هدف بسیار مهمی دارد»
https://thereturn.ir/unity/
شمس دین ۱- آدم.mp3
زمان:
حجم:
16.6M
شمس دین ۱- آدم
با سلام و احترام
خدمت عزیزان و سروران گرامی
که «دروس معرفت عقل» را همراهی میفرمایند.
به امید خدا بخش «شمس دین» از «دروس معرفت عقل» را شروع میکنیم. محتوای کامل این درس را در آدرس زیر مطالعه فرمایید:
https://thereturn.ir/adam
همچنین فایلهای کامل و ترتیب مطالعه «دروس معرفت عقل» در آدرس زیر مشخص شده است:
https://thereturn.ir/intel/
#گزیده
#شمس_دین
#مسیر_بازگشت
🌐 TheReturn.ir
https://eitaa.com/TheReturn
پیروزی ایران!!
مردم زیادی در جهان جستجو میکنند که در این جنگ ۱۲ روزه آیا اسرائیل پیروز شد یا ایران؟!!
همین که تعداد زیادی در این موضوع بحث میکنند ثابت میکند که ایران پیروز شده است میدانید چرا!؟؟
یک دقیقه توجه کنید دوست عزیزم ببینید چه اتفاقی افتاده است:
«قدرتمندترین» ارتش های جهان یعنی «اسرائیل و آمریکا» که اتفاقا هر دو «قدرت اتمی جهان» هستند! یعنی کلی بمب اتمی دارند و بارها ایران را به «حمله اتمی» تهدید کردهاند! این دو نیروی نظامی بزرگ جهان به ایران حمله کردند و دیگر قدرت های بزرگ جهان هم این دو ارتش بزرگ را حمایت امنیتی و اطلاعاتی کردند و دیگر کشورهای همسایه ایران هم مثل عربستان و امارات قطر و مصر و اردن و دیگران… تا جایی که در توان داشتند آن «دو قدرت بزرگ نظامی اتمی جهان» را حمایت کردند.
حالا در چنین شرایطی شما بحث میکنید که ایران پیروز شده است یا شکست خورده است؟!
آیا فراموش میکنید ۵۰ سال است هیچ کشوری جرأت جنگ با اسرائیل را ندارد و ۱۰۰ سال است هیچ کشوری جرأت رویارویی با آمریکا را ندارد؟؟
آیا فراموش کردید اسرائیل با همه کشورهای عرب منطقه جنگ کرد و پیروز شد و پس از آن دیگر هیچ کشوری جرأت ندارد با اسرائیل درگیر شود؟؟
آیا همین چند سال قبل همه نمیگفتند اگر ایران با آمریکا درگیر شود آمریکا «یک دکمه» را فشار میدهد و همه تجهیزات نظامی ایران از کار میافتد و «دومین دکمه» را فشار میدهد و ایران نیست و نابود میشود؟؟!
آیا همین ۱۰ سال قبل همه نمیگفتند موشک های ایران «فتوشاپ» است و واقعی نیست؟!
در چنین شرایطی ایران با «قدرتمندترین» «ارتش های نظامی اتمی» جهان درگیر شده است و «خورده» است و «زده» است و «کم هم نزده است» و مردم جدل میکنند که آیا ایران پیروز شد یا اسرائیل؟! این خودش بزرگترین پیروزی برای ایران است چرا که هیچکس در دنیا نمیتواند با اطمینان بگوید «ایران شکست خورده است!» و این خودش یعنی پیروزی ایران چون طرف مقابل ایران «بزرگترین قدرت نظامی اتمی جهان» است و «بزرگتر و قدرتمندتر از آنها دیگر نداریم» و همه قدرت های بزرگ دیگر هم آمریکا و اسرائیل را در این جنگ پشتیانی کردند.
ایران قطعا پیروز این جنگ است چون بسیاری از مردم جهان اکنون ما را دوست دارند.
اسرائیل قطعا شکست خورده این جنگ است چرا که بسیاری در جهان از آنها نفرت دارند. دو سال است ۵۰ هزار انسان بی گناه را کشتهاند و هنوز هیچ پیروزی مهمی کسب نکردهاند و بارها و بارها تلاش کردند پای ایران و آمریکا را به این جنگ باز کنند و بالاخره بعد از بارها تلاش موفق شدند هم ایران را وارد جنگ کنند و هم آمریکا را وارد جنگ کنند ولی نتوانستند ایران را شکست بدهند و اکنون مردم جهان با هم گفتگو میکنند آیا ایران پیروز است یا طرف مقابل و این یعنی ایران را در حد رویارویی با قدرتمندترین ارتش های اتمی جهان پذیرفتهاند!
اسرائیل قطعا شکست خورده این جنگ است چون دیگر نمیتواند در جهان «مظلوم نمایی» کنند و بسیاری عاقلان جهان دیگر هیچ اعتباری برای ادعاهای دروغ اسرائیل و بزرگترین پشتیبان آنها یعنی آمریکا ندارند! اسرائیل در این جنگ ها حتما شکست خورده است چون تصویر دو سال قبل خودش را نزد مردم جهان ندارد و دیگر هرگز نمیتواند آن تصویر دو سال قبل را در باور مردم جهان ایجاد کند.
اسرائیل و آمریکا قطعا شکست خورده این جنگ ها هستند چون بسیاری از مردم جهان در حال آگاه شدن هستند.
آمریکایی ها را نگاه کنید چه میگویند! مردم آمریکا را خوب با دقت نگاه کنید ببینید چه میگویند!؟ حرفهایی از مردم آمریکا میشنوید که دو سال قبل هرگز نمیشنیدید!
بله عزیزم
افکار عمومی مردم جهان مهم است
هدف از همه این جنگ ها روشن شدن و آگاهی بیشتر من و شما و مردم جهان است و این هدف دارد محقق میشود الحمد لله رب لعالمین.
دوست عزیز همراه
دو سال است اینجا مینویسم تکان های شدیدی در راه است.
اکنون بیش از هر زمان دیگری تاکید میکنم که در شرایط حساسی هستیم و تکان های شدیدی در راه است.
در دو سال گذشته با وجودی که به موضوع این کانال زیاد مرتبط نبود ولی بنده حقیر زیاد در مورد جنگ حرف زدم. برخی حرفهایم بد نیستند! پیشنهاد میکنم وقت صرف کنید و برخی حرفها را بشنوید چون آگاهی من و شما و آگاهی مردم جهان مهمترین کاری است که ما میتوانیم انجام بدهیم و بنده حقیر اگر اینجا زحمت میکشم برای آگاهی بیشتر خودم و دوستان خودم تلاش میکنم و با یقین و ایمان صد در صد به شما میگویم که برخی حرفهایی که در خصوص جنگ در این صفحه گفته شده است حرفهای بسیار مهمی هستند که همه باید بدانیم:
https://thereturn.ir/war
عارف مهدویپادشاهی عقل ۱- مسلخ عقل.mp3
زمان:
حجم:
28.4M
قربانی عقل و حکومت نفس!
در زمانی زندگی میکنیم که بیش از هر زمان دیگری «عقل» قربانی شده است و «نفس» حکومت میکند!
اخبار را نگاه کنید ببینید چطور رئیس جمهور بزرگترین کشور جهان «به وضوح دروغ میگوید» و جمعی به دورش دست میزنند. «دروغ گفتن» نهادینه شده است و «وارونه سازی حقایق» «علم» شده است و در چنین شرایطی «عقل» را قربانی میکنند و «نفس» بر جهان حاکم میشود!
همین اکنون عاشوراست و همه جهان کربلاست!
عاشورا یعنی همین که عقل را قربانی کنند و کربلا جایی است که نفس انسان حاکم میشود. در فایل صوتی پیوست تلاش کردم این مفهوم مهم را در حد فهم و توان خودم توضیح دهم. امیدوارم مفید واقع شود.
TheReturn.ir
عارف مهدویپادشاهی عقل ۲-مدیریت نفس.mp3
زمان:
حجم:
26.6M
قربانی عقل و حکومت نفس!
در زمانی زندگی میکنیم که بیش از هر زمان دیگری «عقل» قربانی شده است و «نفس» حکومت میکند!
اخبار را نگاه کنید ببینید چطور رئیس جمهور بزرگترین کشور جهان «به وضوح دروغ میگوید» و جمعی به دورش دست میزنند. «دروغ گفتن» نهادینه شده است و «وارونه سازی حقایق» «علم» شده است و در چنین شرایطی «عقل» را قربانی میکنند و «نفس» بر جهان حاکم میشود!
همین اکنون عاشوراست و همه جهان کربلاست!
عاشورا یعنی همین که عقل را قربانی کنند و کربلا جایی است که نفس انسان حاکم میشود. در فایل صوتی پیوست تلاش کردم این مفهوم مهم را در حد فهم و توان خودم توضیح دهم. امیدوارم مفید واقع شود.
TheReturn.ir