-𝑻𝒉𝒆 𝑫𝒓𝒂𝒈𝒐𝒏
قضیه ازین قراره:
یه ژنرال آشوری به اسم "هولوفرنس"، میاد شهر بیتولیا که" جودیت" در اون زندگی میکنه رو محاصره میکنه و قصد داره اون رو تخریب کنه. مردم هم حسابی وحشت زده میشن و جودیت تصمیم میگیره ترس و وحشت رو از شهرش بیرون کنه. برای همین یه شب همراه خدمتکارش آبرا، به اردوگاه دشمن میرن و چون هولوفرنس از جودیت خوشش میومد،خیلی راحت وارد اردوگاه میشن و هولوفرنس رو در مستی میکشن.
زمانی که خبر مرگ ژنرال ارتش به دست یک زن و خدمتکارش به گوش سربازای آشوری میرسه، روحیه شون رو از دست میدن و شهر رو رها میکنن.
داستانش توی کتاب های قانونی ثانی (کتابای قانونی ثانی شامل هفت کتاب طوبیا، یهودیت، اول و دوم مَکّابیان، حکمت سلیمان، یشوع بن سیرا، باروک و بخشهایی از کتابهای استر و دانیاله.) هم اومده و موضوع خیلی از مجسمه ها و نقاشی های دوره ی رنسانس و باروک عه.
این صحنه رو افراد زیادی کشیدن،(یکی از نقاشی هارو کاراواجو و اون یکی رو فید گریتزیا کشیدن) اما خودم نقاشی آرتمیزیا جنتیلسکی (همینی که ریپلای کردم) رو بیشتر دوست دارم..
#شاید_جالب
توصیه دوستانه: اگه توی یه فیلم،سریال، کتاب یا هر نوع داستانی، فهمیدید اسم یکی از شخصیت ها ادلاین یا کاترینه فقط فرار کنید(خطر ایجاد چند ضلعی های عشقی و به فنا رفتن کل داستان)
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
خیلی جدی میتونم بگم حتی جناییها هم دارن تکراری و کلیشهای میشن. اما هنوز که هنوزه 🧎🏻♀ کتابای آگاتا کریستی و کانن دویل.