eitaa logo
ღℒآلاچیق‌من‌و‌شما
240 دنبال‌کننده
117 عکس
2 ویدیو
29 فایل
نبینم وقتی خوب نیستی یا غمگینی چیزی رو ازم پنهون کنی،چون من تا همیشه کنارتم و نمیزارم غم‌هاتو تنهایی با خودت اینور و اونور ببری،باهم میگذرونیم همه روزها و شب‌هارو،ساعت هارو دقیقه ها،ثانیه هارو،همه سختی‌ها و مشکلاتُ،پس نگران هیچی نباش..من اینجام.‌.(:😃
مشاهده در ایتا
دانلود
من فک میکردم حامد ممکنه با این دختره مخالفت کنه بخاطر پوشش ولی خداروشکررر نکردددد😍پس به سلامتی عروسی در پیش (البته اکه ساحل خانوم ما قبول کنه) اولای رمان حس خوبی بهش نداشتما؛کم کم دیدم نه بابا خوبه •••♥︎••• ن خب چرا باید مخالفت کنه... بله...لیلیلیلیلیلی😍😂 خب خداروشکر که خوشتون اومد😊
میشه یکم از کودکی های رسول با باباحامدش بذاریییییی البته زیاددددد بذار حالا عمو محمد باشه اوکیه •••♥︎••• الان چون هی میریم تو گذشته مسعود اگه بریم موقع کودکی رسول یکم رمان چرت میشه... بزارید جلوتر از بچگی‌های رسول و رسام هم می‌خونیم چشم
https://eitaa.com/The_divineblessing/24722 وایییی چه پدر و پسری جذابییییی🥺 •••♥︎••• اصن اوف🤌🏻🥹
با پارت قشنگت گریه ام گرف ولی نکردم •••♥︎••• کار خوبی کردی🙃
ادامه ی نفوذی رو نمینویسین؟ میشه توی ادامش دایی حسینشون بیشتر باشه •••♥︎••• ببینین اصلا ایده برای نفوذی ندارم... فکر میکردم بین نعمت الهی و زنگار فاصله میفته ولی خب زود شروع کردم برای همین بعد زنگار اگه یه ایده خوب پیدا کردم چشم مینویسم ازش
شیر کاکائو فقط😂😂🤌🏻🤌🏻 •••♥︎•• نسبت به شیرکاکائو علاقه زیادی کسب کردم🥹😂
من به شخصه خیلی پارتای پدر پسری و خانوادگی دوست دارم •••♥︎••• آخ منم🥹🤌🏻
چه بابای باهوشی •••♥︎••• ماشاءالله بهش😁
از اول تا اخرِ صحبت های حامد و رسول داشتم لبخند میزدم حتی بعضی جاها لبخندم خیلی عمیق میشد و چشمام هم میخندیدن...❤️🫂 مرسی که انقد قلمت قشنگه😘 •••♥︎••• منم با لبخند شما لبخند میزنم...🙃 خداروشکر قربونت..لطف داری🌻
فقط اونجایی که گفت بابا حامد اصلا خیلی خوب بود •••♥︎••• اصن اووف🤌🏻🤌🏻🤌🏻🥹
دوستان و همراهان عزیز یادتون باشه برای خفه کردن رسول دقت کنید برای خفه کردنش از سلاح خوشمزه ای به نام شیر کاکائو استفاده کنید😂😂😂 •••♥︎••• چقدر حق فرمایش کردی شما👍🏻😂😂
پ‌ن ها خیلی خوبه🥲🥲 میتونیم ازشون استفاده کنیم؟ •••♥︎••• قربونت شخصی آره.. ولی تو پارت نه🙃