eitaa logo
دانلود
هدایت شده از разлюбить
دلم می‌خواهد تمام غم‌هایت را نقاشی کنم و بعد آن تابلو را بسوزانم ، چون هیچ تصویری از درد تو زیبا نیست ، مگر آنکه به لبخند ختم شود .
هدایت شده از ‌Codeine
در چشم‌هایت افتاده‌ام راهی برای نجات نمیخواهم.
هیچ‌کس نمی‌فهمه شب‌هایی که نخوابیدی، به چی فکر می‌کردی.
باز هم توهم ! توهم است بودن تو در کنارم ! منکر اینکه رویایی است نیستم اما عذاب آور است برای قلب دلتنگم . در نیزار غم ایستاده‌ایم ؛ باز من ، باز تو ... مرا بکش ! مرا از این درد رهایی ده یکی از آن تیر هارا حرام مغز و منطق من کن که ناممکن بودن تورا بر سرم فریاد میکشند ! یک تیر حرام من و احساسات دردمندم که تورا خیال می‌کند و خیال می‌کند و خیال می‌کند بکن ؛ چرا که آنقدر خیال کرده که اکنون رو به رویم ایستاده‌ایی خونم را بر این زمین تاریک بریز که تشنه است . تشنه‌ی آخرین جرعه‌ای که از من باقی مانده ؛ خونی که در رگهایم برای توست اصلا هستی من برای توست مرا از این درد رها کن که می‌خواهم برای آخرین بار تورا خیال کنم ، تورا در آغوش بگیرم ، تورا سیر تماشا کنم ؛ و میخواهم بمیرم .
ترس از دست دادن فقط اولش ترسناکه ؛ یه دوسه بار که از دست بدی دیگه سر میشی، اصن عادت میکنی به حسی نداشتن .
همونقدر که جمله‌ی "ولی دوست دارم " قشنگه ؛ جمله‌ی "دوست دارم ولی ..." زشت و ... است.🧑‍🦯