- دل دیگر محکم نیست
با یادی نَهری از قَلبی به مقصد چَشمی روانه میشود؛
@Theroaringseawave
- فکر میکردم تنها شب سخت زندگیم
شبی بود که خبر شهادت آقا رو دادن
- تا اینکه امشب رو چشیدم؛
- تمام دلخوشیم این بود که
در همسایگی آقا زندگی میکنم
- تمام دردم تصویر شهادتشون شد
که از پنجره ی خونمون شاهدش بودم؛
- اینکه یعنی ازم میپرسه
«چرا ناراحتی؟»
- غمگینم میکنه؛
باعث میشه با خودم فکر کنم،
کجا رو اشتباه رفتم؟
چه رفتاری از خودم نشون دادم؟
چه کاری انجام ندادم؟
- که باعث شده دیگری ندونه دلیل ناراحتیمو؛
- این جزئیات غمگینترم میکنه؛