بسم اللّٰه الرحمن الرحیم
خطهای سفید،خطهای سیاه و خط سرخ
یادداشتی دربارهی وضعیت مطلوب اینترنت
خطهای سفید
جامعهی اسلامی،جامعهای بدون طبقه و بدون تبعیض است.
کسی حق ندارد در جامعهی اسلامی،امتیازی بیش از دیگران داشتهباشد؛
با این وجود،استثنایی وجود دارد.
مغز،همواره بیشترین دسترسی را به وقایع خارج از بدن دارد؛
این امتیاز مغز،نه بهخاطر تمتع مغز،بلکه بهخاطر مسئولیت آن در قبال بدن است.
ممکن است گروههایی در جامعهی اسلامی امتیازاتی فراتر از افراد عادی جامعه داشتهباشند،اما نه برای بهرهمندی خودشان،بلکه برای ادای وظایفی در قبال جامعه.
در چنین جامعهای،امتیاز بیشتر،یعنی وظیفهی بیشتر.
با توجه به این مطالب،باید گفت که اعطای امتیازی تحت عنوان خط سفید،به برخی گروهها،با شرایطی لازم است.
کار این گروهها،از طرفی باید واجب و ضروری باشند،و از طرفی باید افرادی متعهد به استفادهی درست از این امتیاز باشند.(در شرایطی که نسبت به این تعهد اطمینان وجود ندارد،باید از نظارت حداکثری بهره برد.)
این گروهها،بر اساس استقراء،شامل برخی مأموران امنیتی و مجاهدان عرصهی رسانه میشوند.
شیوهنامههای مربوط به نیروهای امنیتی،خارج از حیطهی بحث ماست.
نگاه ما،و اکثر جنجالها،معطوف به گروه دوم است.
باید مشخص کرد که بر اساس چه اهدافی،چه کسانی،طی چه مراحلی،و چگونه از این امتیاز بهرهمند میشوند.
در پاسخ به پرسش با چه اهدافی،باید حفاظت از اذهان ملت در برابر تهاجم رسانهای غرب،صدور فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی و یورش به مبانی تمدن غرب را نام برد.
در پاسخ به پرسش چه کسانی،باید گفت کسانی که تقوایالهی،بصیرت و قدرت ایجاد و انتقال پیام را داشتهباشند.
در پاسخ به پرسش طی چه مراحلی،باید از مراحل شناسایی،تربیت،محاسبه و تمحیص نام برد.
در پاسخ به پرسش چگونه،باید محدودهی دسترسی افراد به اینترنت بدون فیلتر،بر اساس محدودهی فعالیت هر فرد مشخص و محدود شود.
بنابراین،بخش اعظم آنچه امروز با عنوان خط سفید شناخته میشود،غیر شرعی است...
نکتهی مهم در این مبحث،نبود قانون مناسب(یا عدم اجرای قانون موجود)است.
خطهای سیاه
چند نکته دربارهی خطهای عادی و دسترسی معمول به اینترنت،که به مناسبت سفیدنامیدن دیگر خطها،این مسئله را خطهای سیاه مینامم،به ذهن میرسد.
اول اینکه هر موجودی،یا دوست ماست و یا دشمن ما.طبیعتاً رسانهها نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
رسانهی دشمن،در نبرد با ما،تلاش میکند به ذهن و قلب مردم عزیز ایران رسوخ کند،در کوتاهمدت حق و باطل را به هم بیامیزد،و در بلندمدت،دستگاه فکری افراد را به گونهای منحرف سازد،که توان تمییز حق و باطل را از آنها سلب کند.
از طرفی،نظام اسلامی نمیتواند در برابر چنین اتفاقی منفعل بماند.
از طرف دیگر،نظام اسلامی نمیتواند راه بدی و بدکاری را به طور کامل مسدود کند،بلکه تنها میتواند دستیابی به آن را سختتر از دستیابی به خوبی و نیکوکاری کند،مگر در مواردی که بدکاری فردی،موجب اضرار به جامعه شود،که در این مورد،طبق قواعد اسلامی با خطاکار برخورد میشود،و راه این بدکاری بسته میشود.
واضح است که رسانهی دشمن،روی مخاطب اثر سوء دارد.
این اثر سوء،گاه در اقدام علیه امنیتملی نمایان میشود،گاه در اشکالات اخلاقی،چون شتابزدگی،مصرفگرایی و تجملگرایی،و گاهی نیز در نحوهی دید شخص نسبت به مسائل،و حتی در موارد خاص،در زوال عقل...
بدیهی است که نظام اسلامی باید علیه این رسانهها اقدام کند،و این اقدام چهار لایه دارد.
لایهی اول،اقدام فرهنگی علیه رسانههای مهاجم است،که مجاهدان عرصهی رسانه،پرچمدار این بخشاند.با رسانههایی که اثرات صرفاً فردی دارند،فقط با این روش برخورد میشود.
لایهی دوم،نیمهمسدودسازی(فیلترینگ)است.
با رسانههایی که طبق تجربه «احتمال» اضرار اجتماعی دارند،با این روش برخورد میشود.
لایهی سوم،مسدودسازی کامل است.
با رسانههایی که به طور قطع،موجب اضرار اجتماعی میشوند،باید با این روش برخورد شود.
همچنین،در شرایط بحرانی،با رسانههایی که در لایهی دوم برخورد جای دارند به این روش برخورد میشود.
لایهی چهارم،اقدام حقوقی علیه رسانههای متخلف است.
لایههایی که تلاش در اضرار به جامعهی اسلامی یا نظام اسلامی دارند،باید تحت تعقیب قانونی قرارگیرند و تا زمان تأدیب،کاملاً مسدود بمانند.
(به راستی،شرایط اینترنت در کشور ما،چقدر مطابق با لایههای ذکرشدهاست؟آیا بازگشت به شرایط پیشین،ما را به همینجایی که هستیم برنمیگرداند؟)
اما نکتهی دوم،دربارهی لزوم پیشرفت فنآوریهای داخلی است.
این امر،قطعاً نیازمند حمایت جدی دولت است،و در عین حال نیازمند حمایت جدی مردم.
تعارف نداریم،وقتی دولت از انجام این کار خودداری میکند،وظیفهی مردم سنگینتر میشود؛چرا که علاوهبر حمایتهای معمول،اعم از سرمایهگذاری،استفاده،حمایت معنوی(و...)،میبایست دولت را به حمایت از این فنآوریها وادار کنند.
(البته واضح است منظور بنده،حمایت بی قید و شرط از هر آنچه امروز هست،نیست.منظور بنده،حمایت از فنآوریهای درست است،و البته ریشهکنکردن فنآوریهای نادرست.)
(و به عنوان یک پرسش،آیا معیار برتری یک فنآوری،صرف امکانات بیشتر و هزینهی کمتر است؟آیا این معیارها به راستی اسلامیاند؟)
نکتهی سوم،راجع به موضوع اینترنت پرو میباشد.
پیشتر،دربارهی مواردی که دسترسی افراد به اینترنت،میتواند بیش از دسترسی معمول باشد،نوشتهام.بنابراین،نادرستی این طرح را تکرار نمیکنم.
صرفاً،این نکته را یادآور مسئولان امر میشوم که اگر به واقع منفعتی از این طرح عاید مردم میشود(تنها یک مورد با احتمال بسیار کم به ذهن میرسد)،آیا این منفعت،ارزش از دستدادن سرمایهی اجتماعی دولت و نظام اسلامی را دارد؟
خط سرخ
خط سرخ،خط خون شهداست...
شهدایی که در طول سالهای اخیر،بهخاطر وضعیت نابسامان اینترنت،به شهادت رسیدند؛
و به خصوص،سیدالشهدای انقلاباسلامی،که جنگ رسانهای،راه را برای شهادت او باز کرد...
محمدحسین اصغری
۲۶ ذیالقعده ۱۴۴۷