- 𝟤𝟥:𝟣𝟧 ꩜ ᮫࣭
- تو کیف پولش دیدم ، پرسیدم : این دیگه چیه؟!
گفت : آخرین نخ سیگاریِ ك کنارم کشیده :)!
- وسط داد و بیداد و دعوا یهو گفتم منم .
حواسش نبود اصلا بپرسه یعنی چی منم . .
منم چی؟!
فـ.حشه؟! بد و بیراهه؟!
چیه این منم؟!
اما وقتی یه بار دیگه گفتم منم .
دیگه سکوت نکردم .
داد زدم . .
منم ، منم .
اینی ك داری باهاش میجنگی منم .
دشمن نیست . .
غریبه نیست .
رهگذر کوچه خیابونم نیست ، منم .
نه شمشیر دستمه ؛
نه سنگر گرفتم جلوت .
نه قراره باهات بجنگم .
ببین دستام بالاست . .
تسلیمم .
نه از ترس و نه بخاطر ناحق بودنم .
فقط به حرمت عشقی که گاهی تو از یاد میبریش .
یه وقتایی اگه سکوت میکنم در برابرت ؛
برای این نیست که حرفی برای گفتن ندارم .
یا نمیتونم جواب حرفاتو بدم .
فقط برای اینه که حالیمه قرار نیست خراب کنیم چیزیو . .
اگه بحثی هم هست برای بهتر شدنمونه .
± یادم نمیره اینی ك جلوم وایساده تویی .
ولی تو انگار یادت میره اینی ك داری زخم رو زخمش میزنی منم :))))!🖤'🚬
رنج او آنقدر طولانی شد که اطرافیانش به آن عادت کردند، و فراموش کردند که در عذاب است .