- 𝟤𝟥:𝟣𝟧 ꩜ ᮫࣭
نمیدانم ك این شعر از کجا در خاطرم مانده :
یکی اینجا دلش تنگ است ! آنجا را نمیدانم ؛
- 𝟤𝟥:𝟣𝟧 ꩜ ᮫࣭
مَحو چشمانش شدم، باز هم ندیدمرا .
عاشقش که شدم ، خودش را به ندیدن زد .
پر کن از بادهی چشمت قدح صبح مرا
خود بگو، من ز تو سرمست شوم یا خورشيد؟!