📖🕊#داستان_راستان 🕊📖
نجاری که فقط پل می ساخت...!
دو برادر در مزرعه ای که از پدرشان ارث رسیده بود زندگی می کردند. یک روز با هم جرو بحث کردند و از هم جدا شدند .
یک روز صبح در خانه برادر بزرگ به صدا درآمد. در را باز کرد و مرد نجاری را دید . نجار گفت : « من چند روزی است که دنبال کار می گردم، آیا امکان دارد که کمکتان کنم ؟ »
برادر بزرگ تر جواب داد : « بله. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن. همسایه برادر کوچک من است . هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد . این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد انجام داده . »
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت : « در انبار مقداری الوار دارم ، بین مزرعه من و برادرم حصار بکش تا دیگر او را نبینم. »
نجار پذیرفت و شروع کرد به اندازه گیری و اره کردن الوار. برادر بزرگ برای خرید به شهر رفت
هنگام غروب وقتی برادر بزرگ به مزرعه برگشت ، چشمانش از تعجب گرد شد . حصاری در کار نبود . نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود .
با عصبانیت گفت : « مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی ؟ »
در همین لحظه برادر کوچک با دیدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست .
وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که در حال رفتن است .
نزد او رفت و از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد .
نجار گفت : دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم ...
ᘜ⋆⃟݊•🌱✿❅⊰•"•"•━━━•─
@Timer_ir
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه عالم بدونن من سگ عباسم😉
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
@Timer_ir
🔴 ترامپ: من هنوز معتقدم که ایران خواهان توافق است و منتظرم تا پیشنهاد تازه شون رو ارسال کنند
ᘜ⋆⃟݊•🌱✿❅⊰•"•"•━━━•─
@Timer_ir
Timer|تایمر
🔴 ترامپ: من هنوز معتقدم که ایران خواهان توافق است و منتظرم تا پیشنهاد تازه شون رو ارسال کنند ᘜ⋆⃟݊•🌱
امیدواریش رو دوست دارم😂
خاک تو اون ...
توحیدمان کَم است که
آمریکا را اَبَرقدرت مینامیم
نه خدا را...
- آقا روحالله(ره) -
ᘜ⋆⃟݊•🌱✿❅⊰•"•"•━━━•─
@Timer_ir
آن کسی که پنجاه سال مَغزش را غربیها تربیت کردهاند، هرچه هم که ضربه از غرب به کشورش بخورد، باز هم از آنها تعریف میکند. کشور باید تجزیه شَود از این مغزهایِ پوسیدهای که عاشقِ آمریکا هستند.
- امام خمینی(ره) -
ᘜ⋆⃟݊•🌱✿❅⊰•"•"•━━━•─
@Timer_ir
تنور سنگکی، اختراع شیخ بهایی( مرقد شیخ بهایی در حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام قرار دارد.) که به قدری با هوشیاری طراحی شده است که پس از گذشت چند صد سال، هنوز به همان صورت اولیه پخته می شود و نانی که بدست میآید، محبوبترین نان ایرانی است.
ᘜ⋆⃟݊•🌱✿❅⊰•"•"•━━━•─
@Timer_ir
ایران، اردیبهشت ۱۴۰۵، هفتاد و هشت روز بعد از شروع جنگ
جشن عروسی
کتابهای تاریخ و اجتماعی در مدارس بعدها این فصل رو تدریس میکنند 😉
ᘜ⋆⃟݊•🌱✿❅⊰•"•"•━━━•─
@Timer_ir
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴سالروز سقوط بالگرد حامل شهید رئیسی و هیئت همراه...
💔🥀
جبران نمیشوی حتی به گریه های سخت 💔
ᘜ⋆⃟݊•🌱✿❅⊰•"•"•━━━•─
@Timer_ir
📖🕊#داستان_راستان 🕊📖
دو برادر مادر پیر و بیماری داشتند. با خود پیمان بستند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر بیمار باشد. برادری که پیمان بسته بود خدمت خدا کند به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد و آن دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد.
چندی که گذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد و از اقصی نقاط دنیا، عالمان و عرفا و زهاد به دیدارش شتافتند و آن دیگری که خدمت مادر میکرد فرصت همنشینی با دوستان قدیم هم را نیز از دست داد و یکسره به امور مادر میپرداخت.
برادر صومعه نشین کم کم به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادر است چرا که او در اختیار مخلوق است و من در خدمت خالق، و من از او برترم!
همان شب که این کلام در خاطر او بگذشت، پروردگار را در خواب دید که وی را خطاب کرد و گفت: «برادر تو را بیامرزیدم و تو را به حرمت او بخشیدم.»
برادر صومعه نشین اشک در چشمانش آمد و گفت: «خداوندا، من در خدمت تو بودم و او به خدمت مادر، چگونه است مرا به حرمت او میبخشی، آنچه کردهام مایه رضای تو نیست؟!»
ندا رسید: «آنچه تو میکنی ما از آن بینیازیم ولی مادرت از آنچه او میکند، بینیاز نیست. تو خدمت بینیاز میکنی و او خدمت نیازمند. بدین حرمت، مرتبت او را از تو فزونی بخشیدیم.»
ᘜ⋆⃟݊•🌱✿❅⊰•"•"•━━━•─
@Timer_ir