eitaa logo
تینا چهارسوقی امین
222 دنبال‌کننده
326 عکس
146 ویدیو
6 فایل
Linguistics (PhD)/Rhetoric & Critical Discourse Analyst https://zil.ink/tinachamin
مشاهده در ایتا
دانلود
تینا چهارسوقی امین
🔺این معکوس شدن جریان تولید اصطلاحات عامیانه به معنای عقب افتادن جریان نویسندگی و خلاقیت از فضای رسانه است. به معنای قدرت هژمونی زبانی فضای مجازی بر ذهن نویسنده و خلاقیتش در تولید واژه و اصطلاحات عام‌پسندی که پیش از اینها بخشی از مرجعیتش با آنها بود، است. مسئله صرفاً تغییر ذائقه طنز یا اقتضائات تکنولوژیک نیست، بلکه با دگرگونی عمیق‌تری در نسبت «نویسنده، زبان و قدرت» مواجه‌ایم. آنچه امروز در طنز تلویزیونی می‌بینیم، نشانه عقب‌نشینی نویسنده از موقعیت مرجع زبانی و واگذاری تدریجی این جایگاه به فضایی است که منطق آن بر سرعت، تکرار و مصرف لحظه‌ای استوار است. این جابه‌جایی، خلاقیت زبانی را نه به‌عنوان کنش تولیدی، بلکه به‌عنوان کنش اقتباسی بازتعریف کرده است. در گذشته، نویسنده طنز با شناخت لایه‌های اجتماعی و فرهنگی مخاطب، قادر بود از دل تجربه زیسته، اصطلاح و تعبیر بسازد؛ اصطلاحاتی که نه صرفاً بازتاب زبان روزمره، بلکه شکل‌دهنده و جهت‌دهنده به آن بودند. این فرآیند نوعی «اقتدار گفتمانی» برای نویسنده ایجاد می‌کرد؛ اقتداری که به او امکان می‌داد زبان عامه را بازآرایی کند و حتی آن را به سطحی از خودآگاهی انتقادی برساند. امروز اما این اقتدار جای خود را به نوعی انفعال گفتمانی داده است؛ انفعالی که در آن نویسنده، زبانِ از پیش مصرف‌شده فضای مجازی را بی‌واسطه وارد متن می‌کند و آن را به‌اشتباه معادل طنز می‌گیرد. این وضعیت را می‌توان نشانه استیلای هژمونی زبانی فضای مجازی دانست. هژمونی‌ای که نه از طریق اجبار، بلکه از مسیر عادت، تکرار و طبیعی‌سازی عمل می‌کند. وقتی اصطلاحات شبکه‌های اجتماعی بدون فاصله‌گذاری انتقادی وارد متن نمایشی می‌شوند، نویسنده عملاً درون گفتمان مسلط حل می‌شود و توانایی فاصله‌گیری، بازمعناپردازی و خلق افق جدید معنایی را از دست می‌دهد. در چنین شرایطی، طنز به‌جای آنکه کارکرد افشاگرانه و برهم‌زننده نظم زبانی داشته باشد، به بازتولید همان نظمی تبدیل می‌شود که باید آن را به چالش بکشد. پیامد این روند، تضعیف نقش اجتماعی طنز است. طنز زمانی اثرگذار است که با جابه‌جایی معنا، اغراق خلاقانه و شکستن عادت‌های زبانی، مخاطب را وادار به دیدن دوباره واقعیت کند. اما وقتی زبان طنز از پیش در فضای مجازی مستهلک شده باشد، دیگر ظرفیت شوک، غافل‌گیری و نقد را ندارد. به این معنا، ما نه با طنز عام‌پسند، بلکه با طنز آسان‌مصرف و کم‌ریسک مواجه‌ایم. در این وضعیت، برون‌رفت نویسندگی طنز نه با نفی فضای مجازی ممکن است و نه با تسلیم شدن به منطق آن. مسئله اصلی، بازیابی «فاصله تحلیلی» نویسنده با زبان رایج است. نویسنده طنز باید دوباره به مشاهده‌گر دقیق و تحلیل‌گر مناسبات اجتماعی بدل شود؛ کسی که زبان روزمره و زبان شبکه‌های اجتماعی را به‌مثابه داده خام می‌بیند، نه محصول نهایی. راه‌حل، بازگشت به فرآیند کند اما عمیق معناپردازی است: شنیدن، تحلیل کردن، جابه‌جا کردن و سپس ساختن. طنز زمانی دوباره قدرت می‌گیرد که نویسنده بتواند از دل همین زبان مصرف‌شده، ترکیب‌های تازه، موقعیت‌های زبانی نامنتظر و روابط معنایی جدید استخراج کند؛ نه با تکرار اصطلاحات، بلکه با دست‌کاری خلاقانه آنها. این امر مستلزم تقویت مهارت‌های زبانی، شناخت بینامتنی و حساسیت اجتماعی است؛ یعنی همان عناصری که نویسنده را از کاربر شبکه‌های اجتماعی متمایز می‌کند و طنز را از بازنشر به تولید بازمی‌گرداند. @tina_ch_amin
هدایت شده از فکرت
📍 📢 رسانه فکرت برگزار می‌کند: 🎯 سلبریتی‌ها در میدان سیاست‌زدگی ➖ نشست نقد و بررسی مستند «ترانه» 🔘 با حضور: ➖ ؛ پژوهشگر فرهنگ و فلسفه ➖ ؛ پژوهشگر رتوریک و تحلیل گفتمان انتقادی ➖ ؛ کارشناس رسانه 📆 ۹ دی‌ماه؛ ساعت ۱۵ تا ۱۷ 🏷 تهران، خانه اندیشه‌ورزان 💬 با ما همراه باشید... 🌱 فکرت | گفت‌وگویی برای ساخت فردا 🔅@fekratmedia🔅
20.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻نشست تخصصی «خانواده؛ ریشه‌های هویت جمعی ایرانی و حس تعلق» سه‌شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۴ در موسسه تبیان و با حضور جناب دکتر متقی (رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران) و خانم دکتر عاطفه صادقی( پژوهشگر حوزه خانواده و دبیر نشست) برگزار شد. 🔻در این نشست سعی کردم ابتدا وضعیت «هویت ایرانی» را از منظر گفتمانی تعریف کنم. سپس تاثیر این وضعیت گفتمانی را بر چگونگی تبیین و ساخت «امر ملی» بررسی کنم. وقتی امر ملی به درستی ساخته و پرداخته نشود، حس «تعلق جمعی» کاهش می‌یابد. عارضه‌های گفتمانی کاهش حس تعلق جمعی را عرض کردم و در نهایت شکاف‌های نسلی، اقتصادی و فرهنگی که رابطهٔ متقابل و دوسویه‌ای با حس تعلق جمعی دارند را بررسی کردم. عدم شناخت گفتمانی صحیح از وضعیت هویتی و بی‌اعتبار شدن حس تعلق جمعی، محصول و در عین حال همنشین و ضریب‌دهندهٔ ناکارآمدی نهادی در امر فرهنگ و ذوب شدن سیاست‌گذاری فرهنگی در سیاست‌ورزی‌های قطبی‌ساز‌ عرصهٔ فرهنگ است. 🔺انتشار فایل صوتی/تصویری ان‌شاءالله به زودی... @tina_ch_amin
میانه‌روی اگر باب میل و سلیقهٔ سیاسی عده‌ای باشد خوب است؟ اما اگر با سلیقه آنها هماهنگ نباشد وسط‌بازی است و محل پرسش و اتهام که چرا فلانی با مخالف یا رقیب ما در تعامل است و می‌تواند گفت‌وگو کند؟؟!! عجیب...!!! سندروم تشکیل حزب داریم و با آن حزب جدید ایدهٔ جدید یا قابی از آرایش جدید نیروها، با ارادهٔ پذیرش واقعیِ نیروهای واقعاً میانه‌رو، ارائه نمی‌دهیم. در کارگاه دورهٔ «پارلمان ما» هم عرض کردم که صرفاً تکثر احزاب، به معنای پذیرش تحزب سیاسی نیست. گفتمان سیاسی ما باید توانایی پذیرشِ گفتمانی و امکان تعامل با سایر ایده‌های گفتمانی را افزایش دهد و این امر با آرایش تکراری نیروها در قالب حزب میسر نمی‌شود. @tina_ch_amin
🔺پرتره‌ای با هدف احیای یک گفتمان انتشار فایل صوتی/تصویری ان‌شاءالله به زودی... https://fekrat.net/article/lnk/96879 @fekratmedia @tina_ch_amin
تینا چهارسوقی امین
تدریس همواره برایم نه تنها لذت‌بخش بلکه حیاتی بوده و هست. به جز ترم مهر ۱۴۰۱ که سخت‌ترین ترم بود. کلاس‌ها ملتهب و دانشجویانم متاثر از جو خیابان، پریشان و هیجانی و پرخاشگر. آذر بود که کلاسم را برخلاف بسیاری از همکارانم تشکیل دادم. مدل تحصن و آشوب و تعطیلی کلاس‌ها طی چند روز قبل به گوشم رسیده بود. داخل کلاس معترض بودند که چرا تشکیل داده‌ام و چرا سراغ درس می‌روم. برای آرام شدن جو شروع کردیم به حرف زدن و بحث‌های رایج همان روزها. (از محتوای بحث‌ها و اصلا چرایی تشکیل کلاس بگذریم) بعد از بحث‌هایی طولانی عده‌ای موافق و عده‌ای همچنان مخالف بوند. دانشجویی با پرخاش گفت: ما فکر می‌کردیم شما «شریفی‌زارچی» دانشگاه ما میشین و به نفع ما کلاس تعطیل می‌کنید ولی شما هم حکومتی هستین و ازتون ناامید شدیم. ما شمارو دوست داشتیم ولی دیگه توی کلاستون نمی‌مونیم، بچه‌ها پاشید بریم. یادمه عده‌ای به او تاختند که: چی میگی از طرف خودت حرف بزن، خودت برو بیرون و... ولی من یک لحظه انگار آب یخ رویم ریختند. صدای فریادش در سرم می‌پیچید و فکر می‌کردم کجای راه را اشتباه رفته‌ام و چرا این بچه‌ها که تا همین دو سه هفته پیش با هم رفیق بودیم الان این مدلی جوگیرانه مقابلم ایستاده‌اند... دروغ نگویم، دلم شکست. گذشت، علی‌رغم درخواست حراست و آموزش نام هیچ دانشجویی را تحویل ندادم. موقع امتحان همان‌ها با پشیمانی آمدند و امتحان دادند. ترم بعد هم تعدادی از همان‌ها از در عذرخواهی و ابراز پشیمانی وارد شدند. آن روزها من و امثال من شاید آدم بده داستان بعضی دانشجوها شدیم، اما می‌دانستیم که مرز بین شریف ماندن و شریفی شدن باریک است و این راه زار است. این روزها که مسیر استاد شریفی‌زارچی را می‌بینم، عیار بازی کردن در زمین خودی یا دشمن بیشتر ملموس می‌شود. راستی فراموش نکنیم، پذیرفتن مسئولیت تدریس در هر سطحی، در تک‌تک ابعادش حق‌الناس است. @tina_ch_amin
🔺جایگاه زبانِ اعتراض در طرح حمایت از تجمعات و راهپیمایی‌ها از سال ۹۸، به ویژه از سال ۱۴۰۱، همواره نه تنها تمایل داشتم بلکه ضروری می‌دانستم قانون مستقلی برای سازوکار اجرای اصل ۲۷ قانون اساسی (تشکیل اجتماعات و برگزاری راهپیمایی‌ها) تصویب شود تا با فراهم شدن بسترهای قانونی جریان‌سازی اعتراضات قانونی شکل بگیرد و از بستر غیرقانونی تفکیک شود. کنش اعتراضی در شکل اجتماعات خیابانی، حتماً نیازمند سازوکار قانونی است تا به رفتارهای فراقانونی، مخرب، غیرموثر و خوراک پروپاگاندای سیاسی تبدیل نشود. ✅ اما نکتهٔ مهم اینکه، حتماً لازم می‌دانم قوانینِ این اصل جنبهٔ گفتمانی و زبانیِ اعتراض را نیز در نظر داشته باشد، یعنی برای اعتراضات هم قانون ناظر به کنش عملی و هم قانون ناظر به کنش زبانی خاص آن در نظر گرفته شود تا صورت‌بندی گفتمانی آن جریان اعتراضی مشخص و قابل رهگیری باشد. رفتار اعتراضی حتماً نیازمند صورت زبانی است (شعارها، مطالبات و درخواست‌ها، انتقادها، کلیدواژه‌ها و...) که آن هم باید در چارچوب قانون باشد. ✅ ما باید یادبگیریم که چگونه مطالبات و خواسته‌ها و اعتراضات را به واژه در بیاوریم و برای آن مفهوم‌سازی کلامی داشته باشیم. همچنین باید یادبگیریم که چگونه کنش زبانی اعتراضمان را در تجمعات و راهپیمایی‌ها و کنش عملی میدان اعتراض نیز به کار بگیریم. در همین راستا اینکه کلیات طرح حمایت از تجمعات و راهپیمایی‌ها مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی امروز در مجلس شورای اسلامی تصویب شد را به فال نیک می‌گیرم و موثر می‌دانم و امیدوارم به نقش کنش زبانی در کلیات این طرح توجه بشود. @tina_ch_amin
تینا چهارسوقی امین
🔺جایگاه زبانِ اعتراض در طرح حمایت از تجمعات و راهپیمایی‌ها از سال ۹۸، به ویژه از سال ۱۴۰۱، همواره ن
🔺رتوریک اعتراض، از کنش زبانی تا کنش فیزیکی ✅ اعتراض صرفاً یک «تجمع فیزیکی» در یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه یک «کنش ارتباطی» است که قصد دارد معنای جدیدی را تولید یا معنای موجودی را به چالش بکشد. در تحلیل گفتمان، هر فعالیت زبانی در قالب یک «ژانر» صورت‌بندی می‌شود. اعتراض خیابانی نیز یک ژانر است که ابزارهای بیانی خاص خود (شعار، پلاکارد، مانیفست، کلیدواژه‌ها و...) را دارد. اگر قانون تنها به جنبه‌های سخت‌افزاری (مکان و زمان تجمع) بپردازد و از جنبه‌های نرم‌افزاری (زبان اعتراض) غافل شود، در واقع بدنِ اعتراض را به رسمیت شناخته اما روح آن را نادیده گرفته است. پیوست زبانی کمک می‌کند تا اعتراض از حالت «فریاد توده‌ای» به «بیان شهروندی» تغییر وضعیت دهد. بدون چارچوب زبانی، اعتراض به سرعت به سمت «تصلب گفتمانی» یا «رادیکالیسم واژگانی» میل می‌کند، چرا که معترض راهی برای صورت‌بندی دقیق مطالبات خود در قالب کلمات منسجم نمی‌یابد. ✅ رتوریک هنر استفاده از کلمات برای اقناع است. هدف هر اعتراض قانونی، اقناع حاکمیت یا افکار عمومی برای ایجاد تغییر است. وقتی از «قانون ناظر به کنش زبانی» صحبت می‌کنیم، در واقع به دنبال ایجاد یک «فضای رتوریک مشترک» هستیم. اگر زبان اعتراض، فاقد ساختار استدلالی باشد و صرفاً بر مدار عواطف (Pathos) بچرخد، امکان گفت‌وگو سلب می‌شود. پیوست زبانی در اصل ۲۷ باید مسیری را بگشاید که در آن «شعارها» به «گزاره‌های سیاستی» تبدیل شوند. رتوریک سیاسی به ما می‌آموزد که اگر زبان اعتراض تخریبی و حذف‌کننده باشد، پاسخی که دریافت می‌کند نیز از جنس حذف خواهد بود؛ اما اگر زبان، بر ساخت مفاهیم ایجابی تمرکز کند، قدرت چانه‌زنی افزایش می‌یابد. در سطحی دیگر از منظر همان پاتوس نیز لزوم خلاقیت در تولید شعارها و هشتگ‌ها نیز بیش از پیش عیان می‌شود و از تکرار شعارهای تهی شده جلوگیری می‌شود. ✅ از منظر تحلیل گفتمان انتقادی، قدرت در زبان بازتولید می‌شود. در تجمعاتی که فاقد هویت زبانی مشخص هستند، پدیده‌ای به نام «آنومی یا آشفتگی زبانی» رخ می‌دهد. در این حالت، «دال‌های شناور» (واژه‌هایی مثل آزادی، عدالت، رفاه و...) توسط جریان‌های مختلف مصادره می‌شوند و چون مرز قانونی برای «کنش زبانی» تعریف نشده، پروپاگاندا و رسانه‌های بیگانه به راحتی می‌توانند بر این موج سوار شده و «زنجیره هم‌ارزی» خود را جایگزین مطالبات واقعی کنند. تدوین پیوست زبانی باعث می‌شود که معترض، خود را صاحب و مولف واژگانش بداند. این کار باعث «مسئولیت‌پذیری گفتمانی» می‌شود؛ یعنی همان‌طور که معترض متعهد می‌شود به اموال عمومی آسیب نزند (کنش عملی)، متعهد می‌شود که با زبان خود نیز امنیت روانی و کرامت انسانی جامعه را خدشه‌دار نکند (کنش زبانی). همچنین متعهد می‌شود تمامی اقدامات فیزیکی و میدانی و رسانه‌ای اعتراض مربوطه از چارچوب زبانی اعلام شده عدول نمی‌کند. ✅از منظر زبانی تفاوت بنیادین «شورش» و «اعتراض» در وجود یا عدم وجود یک «نظم گفتمانی» است. کنش زبانی در قامت نوعی «سواد اعتراض» است. ما نیازمندیم که در متون قانونی، به رسمیت شناختن «نقد زبانی» را ترویج کنیم. وقتی قانون برای شعارها و کلیدواژه‌ها چارچوب تعیین کند، در واقع دارد به مطالبات «رسمیت» می‌دهد. این رسمیت‌بخشی باعث می‌شود که اعتراض از یک امرِ خیابانیِ گذرا به «سند گفتمانی» تبدیل شود که در حافظه تاریخی و اداری کشور قابل رهگیری و پاسخگویی است. از این رو معتقدم تمرکز بر «زبانِ اعتراض» در بررسی‌های مجلس برای اصل ۲۷، می‌تواند منجر به تولید «رتوریک اعتراض» کمک کند. این پیوست زبانی نه برای محدود کردن، بلکه برای «تجهیز کردن» شهروندان به ابزار کلمه است. در دنیای امروز، کسی که کلمات را در اختیار دارد، برنده میدان است. اگر نظام قانونی ما بتواند بستری فراهم کند که در آن «واژه» جایگزین «تنش» شود، بزرگترین خدمت را به ثبات سیاسی و پویایی اجتماعی کرده است. @tina_ch_amin
هدایت شده از راه دیالمه
پشت پرده اقدام مشکوک فیلیمو 📝دکتر تینا امین؛ استاد دانشگاه و منتقد سینما چند روزی است در بخش پیشنهادات ویژه پلتفرم فیلیمو پیشنهاد فیلم‌ها و سریال‌های قدیمی‌ای آمده که اکثراً مضمون خشونت‌ورزی بالا، اعدام، فساد و تبعیض یا به نوعی التهابات و بحران‌های اجتماعی را دارند، مانند: یاغی، شنای پروانه، رد خون، ابد و یک روز، متری شش‌ونیم، سقوط، آقازاده و... نمی‌توانم نسبت به این مدل یادآوری در بخش پیشنهادات ویژه، آن هم در این شرایط بحرانی کشور و وضعیت روانی اکنون جامعه، خوش‌بین یا حتی خنثی فکر کنم. مضامین فرامتن هرکدام از این فیلم‌ها و سریال‌ها در بافت خودش، حامل پیام‌های سیاسی‌ای هستند که نمی‌توان تصور کرد هدفی به جهت دادن سیگنال‌های مضمونی پشت این پیشنهاد‌های ویژه نمایشی نیست. کاش نظارتی دقیق‌ و تخصصی‌ و پیگیری‌ای موثر در این زمینه وجود داشت.فراموش نکنیم یکی مثل محمد ساعدی‌نیا علنی از جریان اغتشاش و براندازی حمایت می‌کند و دیگری نیز می‌تواند در سکوت و غیرعلنی و تنها با دستکاری روانی مخاطب از طریق پیشنهاد ویژه پلتفرم نمایشی کنش‌گری کند. از دست‌های پشت پرده و جریان‌های هدفمند در اقتصاد فرهنگ غافل نشویم که با روش‌هایِ علنی و غیرعلنی بسیاری، قوای شناختی مردم را تصاحب می‌کنند. 🌐 @Rahe_Dialameh
🔺گسست آرمان‌ها و واقعیت‌ها در آموزش و پرورش آیا مدرسه توانسته نسل جدید را با انقلاب هم‌زبان کند؟ رخدادهای میدانیِ اخیر تنها «خشونت‌های کور» یا «اغتشاش‌های صرف» نیستند، بلکه متنِ قابل خوانشی از یک شکاف گفتمانیِ عمیق هستند. این حوادث، علامت‌خطری است بر روی دیوار نهاد آموزش و پرورش که نشان می‌دهد زنجیره دال‌های گفتمان انقلاب اسلامی، ایثار، هویت ملی-دینی، استقلال، تعلق جمعی، در فرآیند بازتولید نسل به‌نسل دچار «لغزش معنایی» و «انقطاع پیوند عاطفی» شده است. آنچه در خیابان ظهور یافت، در حقیقت، نمود عینیِ شکست نسبیِ «هژمونی فرهنگی» نهاد رسمی تربیت در برابر رقبای سرسخت گفتمانی، از شبکه‌های اجتماعی بی‌مرز تا فرهنگ مسلط جهانی، است. اینجاست که پرسش بنیادین شکل می‌گیرد: چرا دستگاه عظیم آموزش و پرورش، با آن همه منابع و ادعا، در نهایت نتوانسته «وفاداری فعال» و «فاعلان انقلابی» و «حس تعلق جمعی» را به گونه‌ای پایدار خلق کند؟ متن کامل: https://farsnews.ir/tina__amin/1768986390215713429 @tina_ch_amin