هدایت شده از khomeini.icpikw
◾امام ابتکارات زیادی داشتند لکن این مهمترین ابتکار امام است، و آن عبارت است از «جمهوری اسلامی»؛ این ابتکار امام بزرگوار بود؛ این همان مردمسالاری دینی است که زیر عنوان جمهوری اسلامی رسمیّت پیدا کرد و عنوان نظامِ برخاستهی از فکر و ارادهی ملّت ایران و رهبریِ امام بزرگوار شد.
۱۴۰۰/۳/۱۴ | سید علی خامنهای
#وداع_خورشید
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
@khomeiniicpikw
🌐 https://zil.ink/khomeini.icpikw
هدایت شده از khomeini.icpikw
بسمالله الرحمن الرحیم
ضمن قدردانی صمیمانه از ملت شریف و آگاه ایران که در این شبها با حضور پرشور خود در خیابانها و میادین، همراهی و حمایت خویش را از نیروهای نظامی و نظام جمهوری اسلامی ایران نشان دادهاند، از عموم هموطنان عزیز دعوت میشود همزمان با فرارسیدن ایام ارتحال حضرت امام خمینی(ره)، در پویش مردمی «کلام امام، چراغ راه» با هشتگ #عهد_خمینی شرکت کنند.
در این پویش، از مردم عزیز درخواست میشود جملات و بیانات راهگشای حضرت امام خمینی(ره) را که با شرایط و مسائل امروز جامعه ارتباط دارد، بر روی پلاکارد نوشته و در اجتماعات و حضورهای مردمی همراه داشته باشند.
شرکتکنندگان از پلاکارد خود عکس تهیه کرده و آن را به نام کاربری https://ble.ir/icpikw ارسال کنند. منتخبی از تصاویر ارسالی در شبکههای اجتماعی و رسانههای مجازی و سایت جماران منتشر خواهد شد و از آثار برگزیده تقدیر بهعمل خواهد آمد.
امید است بازخوانی اندیشههای روشن و ماندگار بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، زمینهساز همدلی، بصیرت و حرکت آگاهانه در مسیر پیشرفت و عزت ایران اسلامی باشد.
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)
#عهد_خمینی #راه_خمینی #کلام_امام_چراغ_راه #راه_امام_عهد_ماندگار_ملت
┄┄┅┅┅❅🇮🇷❅┅┅┅┄┄
@khomeiniicpikw
🌐 https://zil.ink/khomeini.icpikw
تینا چهارسوقی امین
✍🏻✍🏻 🔰وصیتنامه سیاسی-الهی، قطبنما و منشور تداوم انقلاب و شناسنامهٔ جمهوری اسلامی ایران 👇🏻👇🏻
✍🏻✍🏻
🔰وصیتنامه سیاسی-الهی، قطبنما و منشور تداوم انقلاب و شناسنامهٔ جمهوری اسلامی ایران
🔹بخش اول
سیوهفت سال از آن شامگاه گدازان در جماران میگذرد؛ زمانی که نه فقط یک رهبر سیاسی، که معمارِ یک دنیای جدید از میان ما رفت. در سنتِ حکمرانی الهی، رهبران با جسمشان نمیمانند، بلکه با کلماتشان تداوم مییابند. امام روحالله خمینی(س) با هوشمندیِ تاریخیِ خویش، میراثی را به جای گذاشت که فراتر از یک مکتوبِ اخلاقی، در حقیقت «قانون اساسیِ حرکتِ انقلاب» در دورانِ پس از خویش است. وصیتنامه سیاسیالهی او، سندی است که هویتِ جمهوری اسلامی را در تلاطمهای زمانه صیانت میکند و مرزهایِ میانِ «صرافت انقلابی» و «صلابت ساختاری» را ترسیم مینماید. بدیهی است که عظمت و ابعادِ کثرتگرای این متنِ متعالی، بسیار فراتر از گنجایشِ یک جستار یا تحلیلِ کوتاه است و آنچه در این چند خط بازخوانی میشود، تنها اشارتی است به قدر بضاعت و غواصی در ساحلِ اقیانوسی که امام برای نسلهای آینده به یادگار نهاده است.
🔺در این سند، امام با لحنی روشن، صریح و برخاسته از تجربهای عمیق، مخاطب اصلی خود را «ملت» قرار میدهد. آغاز وصیتگونه او با تعابیری چون «وصیت اینجانب به ملت شریف آن است که...» نشان میدهد که این متن نه نامهای برای گروهی خاص، بلکه میثاقی عمومی با مردم و نسلهای آینده است. امام، انقلاب را ملک شخصی هیچ فرد، جناح یا طبقهای نمیداند؛ آن را امانتی الهی و مردمی میبیند که صیانت از آن بر دوش همگان نهاده شده است. در همین نکته، یکی از کلیدهای فهم وصیتنامه نهفته است: جمهوری اسلامی در اندیشه امام، نظامی است که باید همزمان به «اسلامیت» و «جمهوریت» خود وفادار بماند؛ نه اسلامیت آن به تشریفات فروکاسته شود و نه جمهوریت آن از مردم تهی گردد.
🔺وصیتنامه امام، پیش از آنکه یک متن سیاسی باشد، یک «بیانیه هویتی» است. امام در همان سطور آغازین، با استناد به حدیثِ ثقلین، انقلاب اسلامی را در تداومِ حرکتِ انبیای الهی و در پیوندِ ناگسستنی با ثقلِ اکبر و عترت طاهرین تعریف میکند. این آغازگری، صرفاً یک تبرکِ زبانی نیست؛ بلکه یک «جانماییِ راهبردی» است. امام میخواهد به آیندگان بگوید که این انقلاب، یک شورشِ طبقاتی یا یک کودتایِ سیاسی برای جابجاییِ قدرت نیست، بلکه «امانتی الهی» است که ریشه در تکوین و تشریع دارد. او با صراحتی تکاندهنده مینویسد: «این انقلاب بزرگ که دستِ اجانب و مستکبران را از ایران عزیز کوتاه کرد، با تأییداتِ غیبی الهی پیروز گردید.» این نگاهِ توحیدی، زیربنای «اقتدارِ ملی» در اندیشه امام است؛ اقتداری که نه بر زر و زور، که بر اتکال به قدرتِ لایزالِ حق استوار است.
🔹ادامه دارد...
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
تینا چهارسوقی امین
✍🏻✍🏻 🔰وصیتنامه سیاسی-الهی، قطبنما و منشور تداوم انقلاب و شناسنامهٔ جمهوری اسلامی ایران 🔹بخش اول
🔹بخش دوم
🔺در تحلیلِ گفتمان این سند، به گزارهای بنیادین برمیخوریم که کلیدواژه بقایِ نظام است: «رمزِ بقایِ انقلاب اسلامی همان رمزِ پیروزی است؛ و رمزِ پیروزی را ملت میدانند و نسلهای آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکنِ اصلی آن: انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی؛ و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدتِ کلمه برای همان انگیزه و مقصد بود.» امام در اینجا، یک فرمولِ تمدنساز ارائه میدهد. او بقا را تابعی از «ایمان» و «اتحاد» میداند. در این نگاه، هر عاملی که انگیزه الهی را به سمتِ دنیاطلبی سوق دهد، یا وحدتِ کلمه را به تفرقه و قبیلهگرایی بدل سازد، در حقیقت تیشهای است که بر ریشه بقای انقلاب زده میشود. این هشدار، یک تحلیلِ عمیق در بابِ «زوالِ قدرت» است که در قالب وصیتی الهی صورتبندی شده است.
🔺یکی از درخشانترین بخشهای وصیتنامه، آسیبشناسیِ ساختارهایِ مدیریتی و خطرهایِ درونی است. امام با نگاهی تیزبین، به «نفوذ» اشاره میکند؛ نه لزوماً نفوذِ فیزیکیِ جاسوسان، بلکه نفوذِ اندیشههایِ بیگانه در کالبدِ کارگزاران. او هشدار میدهد که: «نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد». «نااهل» در قاموسِ امام، کسی است که به آرمانهایِ مستضعفان پشت کرده و در زرقوبرقِ قدرت، هویتِ اصیلِ خویش را گم کرده است. او بهویژه به حوزههای علمیه و دانشگاهها نهیب میزند که حافظِ استقلالِ فکری باشند. امام بهخوبی میدانست که اگر «مغزِ متفکر» یک ملت دچارِ «خودباختگی» شود، استقلالِ سیاسی آن ملت تنها پوستهای توخالی خواهد بود. او با بیانی استوار مینویسد: «از نقشههایِ شیطانیِ قدرتهایِ بزرگ، استیلا بر فرهنگ و آموزش و پرورش است.»
🔺یکی از برجستهترین ابعاد وصیتنامه، تأکید امام بر اصل استقلال و نفی وابستگی است. شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» که در ادبیات انقلاب جایگاهی محوری دارد، در منظومه وصیتنامه نیز به صورت یک اصل هویتی قابل فهم است. این شعار، صرفاً موضعی سیاسی در برابر دو بلوک قدرت زمانه نبود؛ بلکه اعلام بلوغ تاریخی ملتی بود که میخواست از حاشیه فرمانبری بیرون آید و بر مدار اراده، ایمان و فرهنگ خود بایستد. از این رو، هر سخن از تعامل، رابطه، سیاست خارجی یا تنشزدایی، اگر به قیمت فراموشی استقلال و خودباوری باشد، با روح وصیتنامه ناسازگار است. امام در متن وصیتنامه، پیوسته نسبت به سلطهپذیری، غربزدگی، خودباختگی و اعتماد سادهانگارانه به قدرتهای سلطهگر هشدار میدهد. بنابراین اگر گفته شود که در منطق امام، «تنشزدایی» هرگز به معنای «وادادگی گفتمانی» نیست، این سخن هنگامی اعتبار دارد که بر همین بنیاد استوار شود: استقلال در اندیشه امام، نه حالت انزوا، بلکه ایستادن آگاهانه بر پای خویش است؛ گفتوگو بدون تسلیم، تعامل بدون خودفراموشی، و سیاستورزی بدون ترک اصول.
🔺وصیتنامه امام، مانیفستِ «استقلالِ واقعی» است. امام در فرازی مهم، از ملت و جوانان میخواهد که از «وابستگی» رها شوند و به خودباوری برسند. او با تکیه بر تجربه تاریخیِ تلخِ دورانِ استبداد، میگوید: «ما باید بیدار شویم و به خود آییم و بدانیم که قدرتهایِ بزرگ از پیشرفتِ ما نمیترسند، از بیداریِ ما میترسند.» این استراتژیِ «توازنِ مثبت» که امام در وصیتنامه ترسیم میکند، بر این پایه استوار است که جمهوری اسلامی باید قطبِ تأثیرگذار باشد، نه اقمارِ تأثیرپذیر. او در عینِ دعوت به صلح و پیوند با ملتهایِ مسلمان، بر ایستادگی در برابرِ مستکبران پای میفشارد. این نگاه، پاسخی صریح به کسانی است که گمان میکنند راهِ پیشرفت از معبرِ تسلیم میگذرد. امام معتقد بود که هزینه مقاومت، بهمراتب کمتر از هزینه سازش است؛ چرا که سازش به معنایِ از دست دادنِ «هویت» و «عزت» است.
🔺بخش دیگری از وصیتنامه که اهمیتِ راهبردیِ فوقالعادهای در تعیینِ چشمانداز نظام دارد، تأکید بر «ولایت فقیه» است. امام این اصل را ضامنِ سلامتِ حرکتِ نظام از انحرافات میداند. عبارتِ مشهورِ «پشتیبانِ ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد»، در حقیقت یک دکترینِ امنیتی-سیاسی است. از منظرِ امام، ولایت فقیه نه یک نهادِ در عرضِ دیگر نهادها، بلکه قطبنمایِ حرکت و لنگرگاهِ ثبات در طوفانهایِ سیاسی است. او در وصیتنامه، بر لزومِ هوشیاریِ مجلسِ خبرگان و سایرِ ارکانِ نظارتی تأکید میکند تا این جایگاه، همواره منزه از آلودگیهای جناحی باقی بماند و بتواند مأموریتِ تاریخی خود را در حفظِ جهتگیریِ اسلامیِ نظام انجام دهد.
🔹 ادامه دارد...
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
تینا چهارسوقی امین
🔹بخش دوم 🔺در تحلیلِ گفتمان این سند، به گزارهای بنیادین برمیخوریم که کلیدواژه بقایِ نظام است: «رم
🔹بخش سوم
🔺عدالتِ اجتماعی و توجه به «کوخنشینان» در مقابل «کاخنشینان»، از دیگر دالهایِ مرکزی این سند است. امام با لحنی سرشار از مهر به تودههایِ مردم و با عتاب به مسئولان، یادآوری میکند که این مردم بودند که بارِ انقلاب را بر دوش کشیدند. او مینویسد: «به مجالس و دولت و دستاندرکاران توصیه مینمایم که قدر این ملت را بدانند و در خدمتگزاری به آنان، خصوصاً مجاهدان و مستضعفان و مظلومان که نورِ چشمانِ ما هستند، فروگذار نکنند.» این فراز، سنگِ محکِ کارآمدی در جمهوری اسلامی است. از نظر امام، حکومتی که از مردم فاصله بگیرد و نخبگانش به سمتِ اشرافیگری میل کنند، در حقیقت از مسیرِ وصیتنامه خارج شده است. وصیتنامه، مسئولیت را نه یک «امتیاز»، که یک «بارِ امانت» تعریف میکند که حسابرسیِ آن در محضرِ حق، بسیار سخت و دقیق خواهد بود.
🔺وصیتنامه همچنین بر جایگاه مردم بهعنوان صاحبان اصلی انقلاب تأکید دارد. امام در سراسر این متن، با مردم سخن میگوید، به آنان اعتماد میکند و آنان را حافظان حقیقی انقلاب میداند. این اعتماد، امری تشریفاتی نیست؛ ریشه در تجربه تاریخی نهضت دارد. انقلاب اسلامی بدون حضور مردم، نه شکل میگرفت و نه به پیروزی میرسید. بنابراین هر نوع فاصله گرفتن از مردم، بیاعتنایی به دردهای آنان، یا تبدیل مسئولیت به امتیاز، با روح وصیتنامه در تعارض است. امام در این متن، بارها مسئولان و کارگزاران را به خدمت، سادهزیستی، پرهیز از اشرافیت و توجه به محرومان فرامیخواند. در منطق او، انقلاب برای محرومان و مستضعفان صرفاً شعار نداد؛ بلکه آنان را به مرکز معنا و مشروعیت سیاسی آورد. از این رو، عدالت اجتماعی در وصیتنامه، زینت کلام نیست؛ شاخص وفاداری به انقلاب است.
🔺در این میان، تأکید امام بر دانشگاهها، حوزههای علمیه، جوانان و نخبگان نیز بسیار معنادار است. او میدانست که آینده یک نظام، پیش از آنکه در میدان سیاست رقم بخورد، در میدان اندیشه ساخته میشود. اگر دانشگاه و حوزه از هویت خویش جدا شوند، اگر جوانان از تاریخ و آرمانهای خود بیگانه شوند، و اگر دانش و دین از مسئولیت اجتماعی تهی گردند، جامعه بهتدریج دچار فرسایش معنایی خواهد شد. وصیتنامه از این حیث، هشدارنامهای برای نهادهای فکری و فرهنگی است. امام بهروشنی میفهمید که استقلال سیاسی بدون استقلال فکری پایدار نمیماند. ملتی که روایت خود را از دست بدهد، دیر یا زود در روایت دیگران زندگی خواهد کرد.
🔺زیباییشناسیِ نوشتاریِ امام در وصیتنامه، آمیزهای از صلابتِ یک فقیه و رقتِ یک عارف است. او در پایانِ متن، با کلماتی که دلِ هر خوانندهای را میلرزاند، با ملتِ ایران وداع میکند: «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل الهی از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر میکنم.» این جملات، تنها یک وداعِ شخصی نیست؛ بلکه گواهی بر «حقانیتِ مسیر» است. کسی میتواند با چنین آرامشی کوچ کند که اطمینان داشته باشد بذرِ حقیقت را در زمینِ تاریخ نشانده است. وصیتنامه امام، گواهیِ این صدق و استقامت است.
🔺اما نکته کلیدی که نباید از آن غفلت کرد، نسبتِ این «وصیت» با «سیره» است. وصیتنامه، میوه و ثمره یک عمر مجاهدت است؛ اما برای فهم چگونگی تکوین این اندیشه و درک ظرافتهای رهبریِ امام، نمیتوان تنها به این متن بسنده کرد. اگر وصیتنامه را «نقشه راه» بدانیم، «صحیفه امام» با آن ۲۱ جلدِ درخشان، شرحِ جزئیاتِ مسیر و دایرةالمعارفِ انقلاب است. در صحیفه است که میبینیم امام چگونه با بحرانهایِ بزرگ، از جنگ تا تحریم و از اختلافاتِ داخلی تا توطئههایِ خارجی، روبرو میشد. صحیفه، تجلیگاهِ منطقِ عملیِ امام است. لذا، توصیه موکدم به همگان آن است که برای نجات از تحریفِ امام و برای فهمِ هویتِ تداومبخشِ نظام، از صحیفهخوانی غافل نشوند که بدون مطالعه دقیق آن، فهمِ ما از وصیتنامه، فهمی انتزاعی و بریده از واقعیت تاریخی خواهد بود.
🔺در پایان، باید گفت سی و هفتمین سالگرد ارتحال امام، فرصتی است تا بار دیگر میثاقنامه خود را با «روحِ انقلاب» تجدید کنیم. وصیتنامه سیاسیالهی امام، سندی منقضینشدنی است؛ چرا که آرمانهایِ آن، یعنی عدالت، آزادی، معنویت و استقلال، آرمانهایی فطری و ابدیاند. ما امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که «عقلانیتِ انقلابیِ» مستتر در کلام امام را مبنای تحلیلهای خود قرار دهیم. امام به ما آموخت که اگر با خدا باشیم، هیچ قدرتی توان شکست دادن ما را نخواهد داشت؛ و وصیتنامه او، شرحِ همین حقیقتِ ساده اما بنیادین است. پاسداری از این سند، پاسداری از آینده ایران و شکوهِ تمدنِ نوینِ اسلامی است.
🌿سلام بر او روزی که زاده شد، روزی که قیام کرد و روزی که با دلی آرام، به دیدارِ معبود شتافت.🌿
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
حالا این وسط اخطارهای برنامه سنجهٔ شبکه چهار هم به کنار...
@tina_ch_amin
💚الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُالسَّلاَمُ🌿
@tina_ch_amin
تحرکات و پروژههای فرهنگی اخیر، عجیب و مشکوک است (از رویدادهای هنری و تفریحی تا اکران فیلمهای سینما تا بازگشت چهرهها...). این بدبینی نیست، بلکه هشدار است از آنچه نرم و هدفمند در حال اجرا است.
رونوشت به کمیسیون فرهنگی مجلس!
اکنون رصد، نظارت، پیگیری و پاسخگرفتن دقیقِ دستگاه به دستگاه را میطلبد.
@tina_ch_amin
اگر جلسات وبیناری مجلس رسمی نیست، پس تصمیمات اتخاذ شده در کمیسیونها چطور بدون صحن و در جلسات غیررسمی وبیناری میتواند به بررسی گذاشته شود؟
تقلیل وظیفه نمایندگی صرفاً به دغدغه تریبون داشتن برای صحبت کردن، اشتباه است. اصلا مقایسه شأن و رسمیت و اثرگذاری حتی یک دقیقه نطق داخل صحن با هر سخنرانی و تریبون دیگری، تضعیف جایگاه مجلس است. اگر با تریبون و سخنرانی بیرون صحن میشد همه وظایف و رسالتهای نمایندگی را انجام داد که چرا کلا نمایندهای انتخاب میشود؟
در شرایط نرمال تعطیلات صحن طی هر ماه به علت ایجاد امکان رسیدگی به امور داخلی حوزه انتخابیه و بعد از جلسات فشردهٔ سه هفتهای، چه ربطی به این میزان تعطیلی متوالی فعلی دارد؟
و...
مسئله امنیتی و رعایت امنیت قوه مقننه قابل درک است؛ ولی خلاصه اگر میخواهید برای تعطیلی صحن توضیحاتی ارائه دهید، بهتر است درگیر سفسطه نشوید تا توضیحات قابل قبول و باورپذیرتر شود.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
🔴گفتوگو هم قربانیِ اقتصاد توجه شده
✍🏻 چرا امثال رینگشوها قتلگاهِ گفتوگوی اصیل هستند؟
مدتی است شاهد گونهای از برنامههای گفتوگومحور هستیم که در ظاهر ادعای «شفافیت» و «صدای مردم» دارند، اما در باطن، چیزی جز نمایش جدل نیستند، نمونه برنامهٔ اینترنتی «رینگشو». ضمن محترم شمردن تلاشهای تولیدکنندگان که حتماً زحمت بسیار میکشند، من با این مدل برنامهسازی مشکل دارم و معتقدم این سبک نه تنها به حل مسائل کمکی نمیکند، بلکه آگاهانه فضای گفتوگو را تخریب میکند .
چرا؟
۱. تقلیل گفتوگو به مچگیری (صنعتِ جدل به جای مفاهمه):
در گفتوگوی اصیل، هدف رسیدن به تفاهم یا دستکم صورتبندی دقیقِ اختلاف است. اما در این برنامهها، هدف از پیش تعیین شده است: شکست دادنِ طرف مقابل. استفاده از تکنیکهای رتوریکِ تخریبی، سوءاستفاده از سفسطه، و تکیه بر اطلاعاتِ زرد و اخبار جعلی برای به گوشهٔ رینگ بردن مهمان، گفتوگو را به مبارزه تنبهتن تبدیل میکند. در این فضای خصمانه، مهمان نه برای پاسخ دادن، بلکه برای دفاع کردن از خود در برابر هجمه میآید و پرسشگر نیز نه برای پرسیدن، بلکه برای اثبات برتری خود؛ در چنین ساختاری، حقیقت نخستین قربانی است.
۲. نهادینهسازی شنیدنِ ناقص و تقطیعِ معرفتی:
یکی از آسیبهای بزرگ این برنامهها، آموزشِ ناخودآگاهِ شنیدنِ ناقص به مخاطب است. وقتی ساختارِ برنامه مبتنی بر مداخله و قطع کردن است، به بیننده یاد میدهیم که صبر و حوصله برای شنیدنِ استدلالهای پیچیده را کنار بگذارد. ما با تقطیعِ کلام عملاً تقطیعِ اندیشه میکنیم. وقتی یک گزاره منطقی پیش از آنکه به نتیجه برسد با متلک یا پرچم قرمز قطع میشود، مخاطب نمیتواند فرآیند استدلال را دنبال کند. این یعنی ما جامعه را به «شنیدنِ بریدهبریده» عادت میدهیم که نتیجهاش جز سطحینگری و قضاوتهای شتابزده نیست.
۳. اسارت در دام اقتصادِ توجه:
این برنامهها به جای خدمت به افکار عمومی، در خدمتِ الگوریتمهای شبکههای اجتماعی هستند. تولیدِ کلیپهای وایرال، لحظاتِ عصبی، و تقابلهای هیجانی، سوختِ موتورِ اقتصاد توجه است. در این زیستبوم، حقیقت جایی ندارد؛ آنچه ارزشمند است، تنش است. وقتی فرآیندِ یک گفتوگو به ابزاری برای جذبِ کلیک تبدیل شود، دیگر نباید انتظار داشت که نتیجه آن «آگاهی» باشد. ما در اینجا با نمایشِ گفتوگو مواجهیم، نه خودِ گفتوگو.
۴. تخریبِ اعتماد و انسجام اجتماعی:
گفتوگوی اصیل، پلِ میانِ تفاوتهاست. اما این مدل دیوار میانِ مردم و مسئولان (و حتی میانِ اقشارِ مختلف مردم) را بلندتر میکند. وقتی دیالوگها بر مدارِ کینه، متلک و هیجان میچرخد، جامعه فرسوده میشود. این برنامهها نه تنها سوادِ گفتوگو را آموزش نمیدهند، بلکه گفتوگو را «سمی» میکنند. آنها به جامعه القا میکنند که تنها راهِ شنیده شدن، فریاد زدن و پریدن در کلامِ دیگری است.
ما به جای رینگِ مبارزه با گفتوگو، به تریبونهای تحلیلی نیاز داریم؛ فضاهایی که در آن صبرِ معرفتی فضیلت شمرده شود، نه نقطه ضعف. این مدل برنامهها شاید برای بازارِ رسانه سودآور باشند، اما برای فرهنگِ عمومی و بلوغِ سیاسیِ جامعه، خسارت هستند. برای برونرفت از وضعیت فعلی، باید به جای «جدل»، «استدلال» را تمرین کنیم و از رسانههایی که حقیقت را قربانیِ وایرالشدن میکنند، فاصله بگیریم.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin