تو سنگینی،
شبیه بغضِ تویِ آخرین نامه،
که هم سوزوندنت دشوارِ،
هم تا کردنت سختِ..
اونجا که روضه خون میگه:
لشکربنیامیه هلهله کردند
این روزارو فقط شنیده بودیم؛که دیدیم
وقتی آدم امنِ زندگیت بیاد
همهی چیزهای خوب دنبالش میان
پیدایت میکنن و با تو میمونن...
کار رو به جایی رسوندن که ارزش یه زن رو با ظاهرش بسنجن،،
شاید زیاد زمان نبره اینو تو ذهنِ مردها جا بندازید که؛
اگه یه زن مریض بشه یا زیباییش از بین بره،
یا پیری بیاد سراغش،چون جذابیتش رو از دست میده دیگه باید راحت کنار گذاشته بشه...
یه عکس ازش در اومده تو هواپیما،که با تیشرته،،
شاید کت و شلوار با خودش نبرده،گفته
اونور آزادم هرچی بپوشم..
این کت و شلوار هم مال یکی دیگس..🦦
این روزا اخبار سیاسی میخونم کلا بهم
میریزم، میگم کمترش کنم، بعد یهو با
خودم میگم حق مردمه بدونن اینا اونور
دارن چیکار میکنن…
یه جور گیر افتادن وسط دوتاست؛ هم
میخوای بیخبر نباشی، هم ذهنت دیگه
کشش این حجم خبر رو نداره...