از آدمهایی خوشم میاد که واقعا احترام گذاشتن رو بلدن...
نه فقط تو حرف، تو رفتار، تو نگاه، تو صداشون…
آدمهایی که حتی اسمتو ناقص یا سبک صدا نمیکنن،
با احترام گذاشتن به همین جزئیاتِ کوچک، آرامش و اعتماد بهت هدیه میکنن...
کنار همچین آدمایی بودن، مثل نفس کشیدن تو یه جای امنه...
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای گرفتن لایک و فالور ببینید چه کارهایی میکنن...!!
تینـاࢪ'نوشتـــ
برای گرفتن لایک و فالور ببینید چه کارهایی میکنن...!!
این آدمها واقعا حال به هم زنن…
همه چیز دارن؛ پول، امکانات، تفریحات لاکچری…
ولی با این حال، مدام دنبال اینن که درد و رنج رو به بقیه نشون بدن...
غم واقعی ندارن،کمبودی ندارن، فقط ادا دارن،
به دردِ ناعلاج خود تحقیری دچارن،
خودشون رو مظلوم و بدبخت نشون میدن...
هر چی امکانات لاکچریتری دارن،دهانشون بازتر و ناشکریشون بیشتره...
حقیقتا اونایی که دستشون تنگه، نجیبترن..
حاضرن صورتشون رو با سیلی سرخ نگه دارن،
اما هیچ وقت خودشون رو کوچک نکنن...
تینـاࢪ'نوشتـــ
این آدمها واقعا حال به هم زنن… همه چیز دارن؛ پول، امکانات، تفریحات لاکچری… ولی با این حال، مدام دن
یه نفر رو میشناسم که خونهش چند میلیاردیه، ماشین خارجی زیر پاشه، چند تا مغازه اجاره میده،تا اونجایی که خودم میدونم از دو جا حقوق و مزایا میگیره…
حساب بانکیش هم که نگو توپ …
لباسهای میلیونی میپوشه، خورد و خوراکش لاکچریه…
ولی وقتی میاد تو جمع، فقط میگه:
ندارم…همش هم دهنش بازه...
یه غریبه تو جمع باشه طرف رو نشناسه دلش
براش کباب میشه...انقد که غر میزنه..
این ادما واقعا نباید داشته باشن تا بفهمن وقتی از نداری حرف میزنن یعنی چی…!!
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سال ۱۳٤۰۳😐
جنگ ۱۱ روزه😐
بعد مملکت رو دادیم دست اینا
یکی از یکی خرفتتر...
یه روز کسی رو پیدا میکنی که واقعا دوستت داره؛
ولی الان بهتره که تو حال زندگی کنی..
یه زمانی میگفت:ناموسم آزاده، هر کاری
خواست انجام بده…
حالا دو شبه که ناموسش خونه نرفته،و مثل
مرغ سرکنده، شهر به شهر دنبالشه…
وقتی برای آزادی حد و مرز نذاری،نتیجهاش
میشه همین..
يَا مَوْلَايَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ، آجَرَكَ اللَّهُ فِي مُصِيبَةِ
جَدِّكَ الْمَظْلُومِ، الْهَادِي النَّقِيِّ-علیهالسلام🖤
این جملهی امام هادی(ع)
مثل یه ایستِ ناگهانی وسطِ شلوغیِ دنیاست…
همونجایی که مجبور میشی ترمز کنی
و از خودت بپرسی: واقعا کجای راه ایستادم؟
«به ياد آور لحظه اى را كه در مقابل بستگانت جان میدهى،كه نه طبيب، كارى مى تواند بكند و نه از دوست كارى ساخته است...»