تینـاࢪ'نوشتـــ
آدمها رو از رفقایی که انتخاب میکنن میشه شناخت…
دیروز سربند #یا_زهرا میبست…
امروز کنارِ هتاکِ اهلبیت میایسته.
چه فاصلهای بین دیروز و امروز..
این شبها زیاد دعا کنید برای عاقبتبهخیری…
که اگر خدا حتی یک لحظه دستش رو از سرمون برداره،
آدمیزاد میتونه از هر حیوانی هم بیرحمتر و پستتر بشه...
مسعود پیرایشنماهنگ دنیای علی.mp3
زمان:
حجم:
4.4M
راحت جان من
حرف سفر نزن یار جوان من
تاب و توان من
حرف سفر نزن یار جوان من
غم و غربت خانهی مولا علی واقعاً دل رو میشکنه...
تصور اینکه حسن کوچک کنار مادر بیجان ایستاده،حسین چسبیده به سینهی علی و زینب تنهای تنها، واقعاً بغض هر آدمی رو ترک میده..
امشب نمیدونم با غمِ کدوم یک از اعضای این خونه چشات ابری شد...؟!!
اما غریبی امام حسن جیگرمو خون کرد..
تصورم اینه؛
امشب،امام حسن کنار پیکر مادر نشست،
با صدای شکسته گفت:
«مادر… من اون روز کوچیک بودم،نتونستم
کاری کنم…
ببخش که دستام به اندازهی غریبی تو بزرگ
نبود…»