من در آن لحظه که چشم تو به من مینگرد،
برگ خشکیدهی ایمان را در پنجهی باد؛
رقص شیـطانی خواهش را در آتش سبز؛
نور پنهانی بخشش را در چشمهی مهر؛
اهتزاز ابدیت را میبينم!
بیش از این، سوی نگاهت نتوانم نگریست..
اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست.
کاش میگفتی چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست..
-فریدونمشیری
+میخواستم سلام کنم ولی زدم رو ارسال بببخشید:))
سلاممم
-ایوایِ من چقدر مؤدب و نازنازی=))))
سلام تصدقتتت؛ فدای سرتتت.💞😭
+کی پیام تقدیمی رو پاک کنیم
+یکم صبوری کنید خانومیا=)
اگر ایجاد مزاحمت میکنه، فردا پاکش کنید لطفاََ.🤍