eitaa logo
طیــــطه| روزمرگی بانوی طبیب🇮🇷
5.3هزار دنبال‌کننده
866 عکس
102 ویدیو
0 فایل
🌱طیطه یعنی بانوی محترمِ صاحبِ منزلت مثل بانوی ایــــــرانی🇮🇷 ❣اینجا دفترچهٔ روزمره‌نویسی‌های طبیبِ مفتخر به مقام «مادری» هست که اومده به شما مشاورهٔ سلامتی بده. ارتباط با من: @Titeh_admin نوبت مشاوره: @visit_h_njhad
مشاهده در ایتا
دانلود
طیــــطه| روزمرگی بانوی طبیب🇮🇷
.. 📌 مسیر درمان (گام به گام): 🍃 یه برنامه دو مرحله‌ای و خیلی دقیق ۱. مرحله اول (توقف خون‌ریزی و تق
.. ⚜ توصیه‌های طلایی : - تغذیه باید غلیظ و خون‌ساز باشه، اما مراقب باشید زیاد «گرمی» مصرف نکنید که دوباره خون‌ریزی شروع بشه! - استرس، گرسنگی و خستگی شدید، دشمن اصلی شماست. استراحت مطلق حرف اول رو می‌زنه. ✨ نتیجه چی شد؟ خون‌ریزی متوقف شد، رنگ از زردی و بی‌جانی به سرخی و نشاط برگشت و بدن دوباره جون گرفت. ✨ ..
.. 🔺مریض اورژانسی های دیروزمون ماساژ هم نیاز داشتن، دارم میرم مرکز برا ماساژ 🌱میام پیشتون ..
.. مکان قابل پخش فقط اینجاست 😁 ..
.. 🔺بریم قسمت بعدی . . . ..
طیــــطه| روزمرگی بانوی طبیب🇮🇷
.. 🔺بریم قسمت بعدی . . . ..
. 🌱کم‌کم روسری‌های ساده جای مقنعه و شال‌ها را گرفت. 🌱هرکس که من را با چادر و این حجاب می‌دید، چشم‌هایش چهار تا می‌شد؛ از فامیل گرفته تا دوستان و هم‌ دوره‌ای‌های مؤسسه‌ی زبان. چون بین خانواده و فامیل تقریباً تنها من بودم که چادر سرم می‌کردم و برای همین، خیلی زود به چشم می‌آمدم. برای همه سؤال بود چه شده که من یک‌دفعه به اینجا رسیده‌ام. 🌱 فکر می‌کردند جوگیر شده‌ام و یکی-دو ماه بعد خسته که شدم، دوباره می‌شوم همان ستاره‌ی سابق. 🌱به‌رغم همه‌ی طعنه‌ها و تمسخرها و حرف‌هایی که از این‌ و آن می‌شنیدم، به بقیه حق می‌دادم؛ چون گذشته‌ی خودم را خوب می‌شناختم. تا پیش از این، همیشه سعی می‌کردم به‌روز باشم و هر چیزی که مد می‌شد بپوشم. حجاب برایم چندان اهمیتی نداشت. از ۳۶۵ روز سال، فقط دو شب چادر سرم می‌کردم؛ آن‌هم تاسوعا و عاشورا. 🌱دوست نداشتم در این دو روز، وقتی هیئت می‌روم یا کنار دسته‌ی زنجیرزنی می‌ایستم، بدون چادر باشم. دختری بودم که زندگی‌ام شده بود درس. فضای فکری خوبی نداشتم. سیاست هم که حرفش را نزنید؛ نه با انقلاب کاری داشتم نه به این خط و خطوط و نسبت به انتخابات‌ها و راهپیمایی‌ها کاملاً خنثی و بی‌تفاوت بودم. 🌱تا این سن، فقط یک‌بار در بچگی مشهد و قم رفته بودم و برایم مهم نبود که حتماً جور کنیم و زیارتی برویم؛ با اینکه نماز و روزه‌هایم سر جایش بود، از کل مناسبت‌های مذهبی سال، شب‌های قدر و دهه‌ی اول محرمش برایم معنا داشت؛ آن‌هم به‌خاطر حساسیت‌هایی که مادرم به این روزها و شب ها داشت . . . ..
.. سلام از آخرین روز های شهریور 🌱 یه اعتراف صبحگاهی 😄 🌱وقتی صبح از خواب بیدار میشی، معمولاً: 😴 هنوز خوابت میاد 😊 سرحالی 🥱 چند بار آلارم رو خاموش می‌کنی ☕ اول از همه دنبال نوشیدنی می‌گردی؟ کدومش شبیه توئه؟ 👇 ..
.. 🌱امروز تدریس دوره مقدماتی داریم تو مرکز، شب هم شب وفات حضرت معصومه هست، انشاءالله میخوام برم چند ساعتی بشینم تو حرم، برا همین سخخخخخت مشغول مهیا کردن شرایط منزل بودم 😁 🔺هر کس میخواد تو حرم پیش خانم معصومه اسمشو بخونم این پایین فقط اسم بنویسه انشاءالله نزدیک ضریح سلامتونو می‌رسونم. ❤️ ..
.. بعد کلاس مشغول ماساژ و سوزن گذاری 😁 ..
.. 🌱تغذیه بین ویزیتی ..
.. 🌱از ساعت ۷ونیم که ویزیت تموم شد، رفتیم سمت حرم، به مراسم اولش نرسیدیم که بعد از اذان بود، ولی خداروشکر بقیه رو رسیدیم، حرم نت قطع بود نتونستم آنلاین براتون فیلم بذارم، دیگه موند تا الان که تازه رسیدیم خونه. 🍃هر وقت فیلمهارو دیدید و دلتون شکست منم دعا کنید 💔🖤 ..