اسپویل انجمن شاعران مرده*
ژانوس ؛
بچها من یدونه ازینا دارم تو جیبم حمل میکنم اسمش مشکیه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از کامران و هومن
من ساعت یکشب در حال ۱۰۰ شنا رفتن چون خوابم میاد و قراره تا صبح بخونم
هدایت شده از پایان.
سلام به همراه مقداری دلتنگی.
حالتون چه طوره؟ دلمون تنگ شده ها.
عرضم به خدمتتون که پایان هنوز وجود داره؛ اما راکد شده... منتظره دوباره با برگشتن شماها جاری بشه!
اون شب که خداحافظی کردیم شاید همه نبودین..شمع روشن کردیم و قرار شد بریم یه مدت درس بخونیم بعد برگردیم کنار هم (نازی هایی با موقعیت و اینده ی بهتر بیشتر توی جنگ به کار میان)
مرسی از مشکی(🦕) که پیامای قشنگتونو بهم رسوند؛ مراقبت کنین تا دیدار دوباره! حسابی دوستون دارم.
اگرم حرف ناگفته ای مونده: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1le2cpw&btn=برای.پایان