#پروندهشماره66
عنوان : عروسی بی دعوت
فکر کن توی جشن عروسی باشی همه دارن میرقصن و خوش میگذرونن اما بعداً وقتی فیلم مراسم رو نگاه میکنی یک چیزی عجیب میبینی... وسط جمع، مردی با صورت سفید و چشمهای بی روح داره می.رقصه انگار هیچکس اطرافش متوجه حضورش نشده نه کسی نگاهش میکنه نه کسی کنارش میرقصه.
وقتی فیلمو به خانواده نشون میدن عروس شوکه میشه چون اون مرد همون کسیه که چند ماه قبل، درست قبل از مراسم فوت کرده بوده... 💀
اضافات : شاید سوال شه فیلمبردار چی؟ من خودم میگم فیلمبردار کلی تصویر و گرفته و این واسه ادیت اینجوری کوچیک و زوم میشه رو طرف وگرنه در اصل مجلس و گرفته..
🤳🏿┊ @Tozihdooni ''
🔴 چند روز پیش تو تهران ی پسر ۱۶ ساله تو گروه فامیلی با پدرش بحثش میشه و باباش جلوی فامیلا چن تا تیکه به پسرش میپرونه پسره ام میره چاقو برمیداره و با ضربات متعدد چاقو پدرشو به قتل میرسونه و بعدش فرار میکنه.
🤳🏿┊ @Tozihdooni ''
#پروندهشماره67
عنوان : مترو
📝 او در ۲۲ آگوست ۲۰۲۵ در حالی که در قطار نشسته بود ناگهان از پشت سر مورد حمله یک سیاه پوست به نام دکارلوس براون جونیور قرار گرفت مرد سیاه پوست که او را مورد حمله قرار داد بدون دلیل و بدون هیچ انگیزهای سه بار از پشت به قفسه سینه و گردن او با چاقو ضربه زد و در همان لحظه این
دختر جوان جانش را از دست داد.
متهم مرد سیاه پوستی به نام دکارلوس براون جونیور ساله بود که ۱۴ سال سابقه ز..ندان در کارنامه اش دارد مردی بی خانمان سفید پو..ستها مت..نفر بود.
ویدیو قت..ل این دختر جوان اوکراینی در رسانه های جهان جنجال زیادی را به وجود آورده است اگر قا..تل سفید و مقت..ول سیاه بود این حادثه تیتر یک اخبار رسانه های چپ و ووکیست بود. اما حالا که مقتول یک دختر سفیدپوست مهاجر اوکراینی است کسی به این خبر اهمیت نمیدهد..
📝 گفته میشود این دختر نقاش بوده و در رشته نقاشی تحصیل کرده بود و از پیج اینستاگرام مشخص بود که عاشق نقاشی و طبیعت و حیوانات بود. 🥲💔
🤳🏿┊ @Tozihdooni ''
قربانی جوونی تلخ یا ذات بد؟
ایلین وورنوس از همون بچگی زندگی راحتی نداشت. تو سن و سالی که بقیه دنبال رفیقبازی و خوشی بودن، اون به خاطر فقر و شرایط خونه، افتاده بود توی مسیر تنفروشی. همین باعث شد همکلاسیهاش مثل طاعون ازش فرار کنن و به چشم یه آدم کثیف نگاش کنن.
با این حال، ایـلین دلش میخواست دوست پیدا کنه. یه بار وقتی ۱۶ سالش بود، همه پولشو جمع کرد و یه مهمونی تو خونهی یکی از دوستاش راه انداخت: نوشیدنی، خوراکی، همهچی رو خودش خریده بود. ولی به محض اینکه مهمونا رسیدن و فهمیدن صاحب جشن کیه، درجا انداختنش بیرون!
اون شب رو تا صبح تنها تو خیابون میگشت و گریه میکرد...
بعد از اون دوران تلخ نوجوانی، ایـلین مسیرش روز به روز تاریکتر شد. برای زنده موندن، تو جادههای فلوریدا با ماشینسواری که نگه میداشتن سر حرف میزد و معمولاً تنفروشی میکرد. ولی از یه جایی به بعد، نقشههاش فرق کرد: مردا رو میکشوند یه گوشه خلوت، اسلحه رو در میآورد، میزد به قلب یا سرشون و بعد ماشین و پولشونو برمیداشت.
اولش همه فکر میکرد این قتلها کار یه دزد تصادفی یا چند نفر مختلفه. اما پلیس کمکم متوجه شد ردپاها یکیه: گلولههای مشابه، قربانیایی که همگی مشتریهای جاده بودن، و زنی که تو اطراف دیده میشد.
ایـلین بالاخره تو ژانویهی ۱۹۹۱ گیر افتاد. پلیس اول دوستدخترش "تای مور" رو تحت فشار گذاشت و بعد خود ایـلین رو دستگیر کردن. جالب اینجاست، تو بازجوییها ادعا میکرد همهی قتلها دفاع از خودش بوده، میگفت مردا میخواستن بهش تجاوز کنن. ولی مدارک و صحنهها چیز دیگهای نشون میداد.
🤳🏿┊ @Tozihdooni ''
اتاق بایگانی پرونده ها
قربانی جوونی تلخ یا ذات بد؟ ایلین وورنوس از همون بچگی زندگی راحتی نداشت. تو سن و سالی که بقیه دنبال
دادگاهش خیلی پر سر و صدا بود. رسانهها بهش لقب "قاتل بزرگراهها" دادن. تو نهایت، به خاطر قتل هفت مرد به شش بار حکم اعدام محکوم شد.
۱۰ اکتبر ۲۰۰۲، ایـلین وورنوس با تزریق مرگبار اعدام شد. آخرین جملاتش هم مثل خودش عجیب بود: گفت که به زمین برمیگرده مثل "روز بزرگ عیسی" و دنبالهدار "هیل-باپ" رو سوار میشه!
🤳🏿┊ @Tozihdooni ''
#پروندهشماره68
عنوان : مادر ناجی
این ادعا میشود که مادری که 4 سال پیش درگذشت بود، محل 2 فرزندش را که در زلزله قهرمان مرش تورکیه زیر آوار گرفتار شده بودند، رو به نجات دهنده ها گفته بود. گویا در حین آواربرداری پس از زلزله، زنی به محل کار تیم ها رسید و با گریه فریاد زد: بچه های من اینجا هستند. تیم ها به سمت نقطه ای که زن مشخص کرده بود حرکت کردند و به سرعت به 2 کودک محبوس در زیر آوار رسیدند. بچه ها زنده از زیر آوار بیرون کشیده شدند اما مادر صحنه را ترک کرد. بعداً پسر 13 ساله نجات یافته از زیر آوار گفت: «مادرم 4 سال پیش فوت کرد و این ماجرا را مرموز کرد. به گفته شاهدان عینی، مادر پس از زلزله ناگهان ظاهر شد و محل دقیق فرزندانش را تعریف کرد
🤳🏿┊ @Tozihdooni ''
#پروندهشماره69
عنوان : انفجار شيميايی
صبح روز 26 آوریل 1986، یک انفجار شیمیایی مهیب مجموعه نیروگاه هسته ای چرنوبیل در شمال اوکراین را ویران کرد و 400 برابر بیشتر از بمب اتمی پرتاب شده بر روی هیروشیما تشعشعات منتشر کرد. بلافاصله پس از آن، 31 نفر، از جمله دو نفر در محل حادثه و 29 آتش نشان جان خود را از دست دادند، اما مسمومیت با تشعشعات به این معنی است که تعداد تلفات در درازمدت به 500000 نفر می رسد. پس از حادثه در واحد 4 چرنوبیل، تمام آتش سوزی ها در عرض 6 ساعت خاموش شدند - اما مشکل خطرناک تر به زودی ظاهر شد. چند روز پس از انفجار، مقامات شوروی به کشف وحشتناکی دست یافتند که هسته رآکتور منفجر شده هنوز در حال ذوب شدن است. در زیر این استخر بزرگی از آب وجود داشت که به عنوان خنک کننده برای نیروگاه عمل می کرد. هسته ذوب به آب نزدیک می شد - اگر آنها مخلوط می شدند، می توانستند باعث انفجار بخار دوم شوند. انفجار دوم می توانست باعث فروپاشی کامل کل مجموعه چرنوبیل شود. اگر این اتفاق میافتاد، کارشناسان پیشبینی میکنند که ریزش هستهای در نیمی از اروپای غربی گسترش مییابد و افراد بیشماری را میکشد و خاک و محصولات غذایی را از بین میبرد. تنش بین جهان غرب و اتحاد جماهیر شوروی نیز می توانست به طور قابل توجهی بدتر شود. خوشبختانه، انفجار دوم به لطف سه مرد که به عنوان در تاریخ ثبت شد، جلوگیری شد چرنوبی! پرواز'. به دو مهندس کارخانه، الکسی آناننکو و والری بزپالوف، و ناظر شیفت بوریس بارانوف گفته شد که میتوانند از انجام این ماموریت، معروف به «مأموریت!nt!h4r» خودداری کنند! Leatherbarrow در توصیف تلاش های قهرمانانه آنها می گوید: «مردان با لباس غواصی، تا زانو در آب رادیواکتیو، از راهروی پر از لولهها و دریچههای بیشماری وارد زیرزمین شدند... "مثل این بود که در انبار کاه به دنبال سوزن بگردیم." حتی اگر آنها کار را به سرعت تمام کنند، باز هم در معرض دوزهای کشنده بالا قرار می گیرند. به طور خلاصه، این یک مأموریت واقعی !nt!h4r بود و مقامات شوروی به مردان اطمینان دادند که خانواده هایشان از نظر مالی تأمین می شود.
💀➜ @WoJaK_DaRk┊ووجک دارک!
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⌗𝖮𝖦
شبتون بخیر عزیزان.
ᯤ 𝗚𝗢𝗢𝗗 𝗡𝗜𝗚𝗛𝗧 ᶻz…
---------------------
➥𝖶𝖤 ¦ @Original_Gangster
➥𝖮𝖦 𝖠𝖣𝖬𝖨𝖭𝖲 ¦ @OG_Admins
-----------
یه دختر ۱۵ ساله اهل سنپترزبورگ با یه پسر ۱۸ ساله از ساخالین تو یه بازی آنلاین آشنا میشه. دو سال باهم رابطهی مجازی داشتن، شب و روز باهم حرف میزدن، کلی خاطره ساختن.
پسر اوایل امسال میخواست بیاد پیشش، ولی مامان دختره مخالفت کرد. تابستون هم دختر تصمیم گرفت تمومش کنه. اما پسر نتونست تحمل کنه.
📍 چند روز پیش توی یه آپارتهتل تو خیابون ویتبِسکی پسر اومد سراغ دختر. کسی نمیدونه دقیقاً چی بینشون گذشت، ولی آخرش دختر با چندین زخم چاقو رو زمین افتاده بود و جونش رفت.
پسر همونجا دستگیر شد. الان تو بیمارستان تحت نظر پلیسه و براش پروندهی قتل باز شده. اگه محکوم بشه، تا ۱۵ سال زندان انتظارشه.
یه داستان تلخ دیگه از عشقای مجازی که آخرش به فاجعه کشید...
🤳🏿┊ @Tozihdooni ''
🩸 «میخوای دستتو بسوزونم یا صورتتو؟»
تو سنپترزبورگ، یه زن ۴۰ ساله به اسم «سوتلانا» که چند تا بچه داشت، پنج سال تمام دختر بزرگش، «ماشا» رو مثل برده شکنجه میکرد.
دختر بیچاره با کابل، کمربند، دمپایی و حتی با چکش کتک میخورد. بهونه هم میتونست هر چیزی باشه؛ از نمره بد گرفته تا اینکه یه بار کفش ورزشی از مدرسه دزدیده بود که بعدش برگردونده بود.
از اون گذشته، همه کارای خونه و نگهداری از خواهر و برادر کوچیکش هم رو دوش ماشا بود، طوری که بچه دیگه جون نداشت.
فوریه امسال (۲۰۲۵) اما دیگه کار از حد گذشت. سوتلانا شک کرد که ماشا ۲۰ هزار روبل از کارتش دزدیده. داغکن مو رو گرفت دستش، رفت سمت دخترش و پرسید:
«میخوای دستتو بسوزونم یا صورتتو؟»
بعد هم داغکن رو گذاشت رو دست بچه. همین شد که ماشا فرار کرد رفت خونهی دوستش. اونجا بود که ماجرا لو رفت.
همسایهها بعداً گفتن بارها صدای گریه و جیغ بچه رو شنیدن، ولی هیچکسی جرات نکرده دخالت کنه چون سوتلانا مثل یه جلاد خونگی بود.
جالب اینجاست که دو بار هم قبلاً براش پرونده باز شده بود بابت اینکه درست از بچه مراقبت نمیکنه، ولی فقط با یه تذکر و یه جریمه مسخرهی صد روبلی ولش کرده بودن.
تو شبکههای اجتماعی هم فقط عکس و عشقورزی به بچههای کوچیکترشو میذاشت و انگار اصلاً ماشا وجود نداشت.
🤳🏿┊ @Tozihdooni ''