عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
~میدونید چرا گریتون میگیره وقتی که به رویا فکر میکنین؟ چونکه هی مدام میگید که بهش نمیرسید. وقتی به ر
ولی بزارید براتون حقیقت رو روشن کنم.
شما هیــــــچوقت نمیتونید وارد دنیای فانتزی تون بشید.
این واقعیته!
منو نگاه کنید! من تونستم؟ هوم؟
حالا کجام؟ توی دبیرستان... چندسال دیگه ازنوجوانیم نمونده و میدونم که باید واقع بین باشم. من نمیتونم برم توی اون دنیام یا مثلا به قول ایشون دراکو بشم...
به جاش باید برای کنکورم برنامه ریزی کنم
من خودمم. ولی میتونم شخصیت خودم رو تبدیل به یک شخصیت کاریزماتیک جذاب کنم.
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
~میدونید چرا گریتون میگیره وقتی که به رویا فکر میکنین؟ چونکه هی مدام میگید که بهش نمیرسید. وقتی به ر
و فکر کردن زیادی بهش و اینکه بگی محال نیست. باعث میشه بیشتر انرژی منفی سمتت بیاد
چون میدونی حقیقت نداره.
_درود. اسمم ساراست. سارا کورو. یه کم حرف بزنیم؟
__________
_عه ما اینجا یه سارای دیگه هم داریم😂اون تیپ شخصیتی اش infj
درود، خوشبختم.
البته؛ ✨
_☆ من همیشه با رویاهامم اونا خوانوادمن. من نمیتونم واقع بین بشم. #M
____~~~
_من خودم رکورد دار خانواده داشتن توی دنیاهای مختلفم...
ولی بالاخره چی؟
من نمیگم رویاپردازی نکنید.
میگم کنترلش کنید که روی واقعیتتون تاثیر نداشته باشه
~هعییییییی منم اینجوریم از بچگی اینجوری بودم چون یادمه دوستای خیالی داشتم ولی الان دوست خیالی ندارم کلا انسان تنهایی هستم بیشتر به خاطر اخلاقمه همه میگن خیلی بده و باید بگم همین خیال پردازی نمیدونم باعث میشه حالم بدتر شه چون از بقیه فاصله میگیرم یا باعث میشه حالم بهتر شه چون از دغدغه های زندگی عادی دور میشم حتی یادمه یه زمانی افسردگی داشتم و به خودکشی فکر میکردم دلیلش رو نمیدونم واقعا ولی وقتی هری پاتر میدیدم حالم بهتر میشد یا وقتی آهنگ گوش میدم باید بگم BTS هم خیلی کمکم کرد ولی الان بازم مثل قبلم ولی افسردگی خوب شده کاملا مدام به خودم میگم چرا وقتی زندگی عادی ملالآور و خسته کنندست تو زندگی خیالی نباشم
__________
_کاملا میفهمم چون خودمم همینجوری بودم✨لطف کن بعدا پیام سنجاق شده، بخش های رویاپردازی ناسازگار رو مطالعه کن.
_https://eitaa.com/Jungle_post_office/1019 میدونم. میدونم. اما ولش نمیکنم؛ کمش میکنم.
____________
_دقیقا، همینجوری باید باشه✨
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
- اینجا چنل پاسخ ناشناس های چنل نیکتوفیلیا یا همون "یک جادوگر نویسنده"گذشته است... _راهنمای عمار
اگه خدا بخواد درمانش رو امشب میزارم
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
_درود. اسمم ساراست. سارا کورو. یه کم حرف بزنیم؟ __________ _عه ما اینجا یه سارای دیگه هم داریم😂اون ت
_چه جالب. من intp ئم. و شما؟ سارا کورو
____________
_وای الان رسما هنگ میکنم
منم آدونا آدلِر هستم، یک Infj ✨
و قسمت بد ماجرا اینه که خانوادم نمیتونن درکم کنن انگار به یه زبون دیگه حرف میزنم مثلا وقتی با ذوق برگشتم به مامانم گفتم امروز سالگرد پاترهد شدن منه با این جمله که ای کاش نمیذاشتم ببینیش بدجور زد تو ذوقم در مورد BTS هم کلا چیزی بهشون نگفتم یعنی یه بار شروع کرد به هیت دادن و من خواستم با دلایل منطقی بهش بگم که اونقدرام بد نیست یا لااقل اگه فک میکنی بده لطفا هیت نده ولی مامانم بدجور داغ کرد و عصبانی شد که به اجازه کی آهنگ گوش میدی همه چیز تو رو ما باید کنترل کنیم و از این حرفا و من تصمیم گرفتم هیچ وقت باهاشون در این مورد حرف نزنم بعضی وقتا حس میکنم دارم ازشون متنفر میشم و بابت این مورد عذاب وجدان دارم ولی بعضی وقتا خیلی اذیت میشم حرف من باهاشون اینه زتدگی واقعا کوتاهه چرا باید خودمو اذیت کنم وقتی من یه چیزی رو دوست دارم و باهاش خوشحالم حتی اگه بد هم باشه من دوسش دارم و خوشحالم میکنه چرا میخواید ازم بگیریدش وقتی با چیزی ناراحتم هرچند خوب بازم دوسش نخواهم داشت چرا مجبورم میکنید مگه دشمن خونی من هستین که با خوشحالی من مخالفید؟
--------------------
_من درکت میکنم. باور کن منم این روز ها رو گذروندم.
پدرو مادر حق دارن نگران فرزندشون باشن. تو خودت جاشون باشی نگران نمیشی؟
علت اش اینه که خانواده ها با این فن ها آشنا نیستن. اگه الان ما بچه مون بیاد بگه فن فلانم و ما نسبت به اون چیز هیچ اطلاعات خاصی نداشته باشیم قطعا حساس میشیم و سعی میکنیم بچه رو منع کنیم.
پس این یه چیز طبیعیه.
به مرور زمان بزرگتر هم بشی این قضیه رو درک میکنی که پدر و مادرت چقدر دوستت دارن که نگرانت هستن.