۱/۲
🔵قدرت فراتر از صلح:
ونزوئلا، ایران و سیاستهای مخاطرهآمیز مداخله نظامی
✍️جفری ای. فریدمن
🔻 ۵ فوریه ۲۰۲۶
▪️فارین افیرز(Foreign Affairs)
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، میخواهد به عنوان رهبری شناخته شود که به جنگها پایان میدهد؛ یا همانطور که خودش میگوید: «رئیسجمهور صلح». او در سال ۲۰۱۶ با شعار پایان دادن به درگیریهای بیپایان فرامرزی وارد میدان شد و در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ خود را به عنوان یکی از معدود رهبران مدرن آمریکا معرفی کرد که جنگی را آغاز نکرده است. اما رفتار ترامپ در سال گذشته به طرز قابل توجهی جنگطلبانه (Hawkish) بوده است. تنها در دو ماه گذشته، او دو کشور را بمباران کرده و چندین کشتی را در دریای کارائیب غرق کرده است. او اکنون در حال تجمیع نیروهای دریایی آمریکا در نزدیکی ایران است، کشوری که در ماه ژوئن به آن حمله کرده بود. و در ۳ ژانویه، او به نیروهای آمریکایی دستور داد تا در دل شب به کاراکاس پرواز کنند، نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش را دستگیر کرده و برای مواجهه با اتهامات کیفری به نیویورک منتقل کنند.
پیامدهای سیاسی داخلی این چرخش جنگطلبانه ترامپ هنوز روشن نیست. برای مثال، اقدامات او در ونزوئلا با محکومیت دموکراتها و همچنین برخی جمهوریخواهانی روبرو شد که وعده ترامپ مبنی بر دوری از جنگهای خارجی را باور کرده بودند. نظرسنجیهای انجام شده اندکی قبل و بعد از حمله به ونزوئلا نشان میدهد که کمتر از ۴۰ درصد آمریکاییها فکر میکردند این اقدام ایده خوبی باشد. اما این لزوماً به این معنا نیست که رایدهندگان به شدت منتقد این تصمیم هستند؛ برای مثال، نظرسنجی رویترز نشان داد که افکار عمومی تقریباً به طور مساوی میان حامیان حمله، مخالفان و کسانی که هنوز مردد هستند، تقسیم شده است.
با این حال، تاریخ راهنماهایی برای پیشبینی چگونگی تأثیر عملیات ونزوئلا و دیگر ماجراجوییهای خارجی ترامپ بر سیاست آمریکا و میراث او ارائه میدهد. مداخلههایی که باعث میشود رؤسایجمهور آمریکا «قوی» به نظر برسند، معمولاً محبوبیت داخلی دولت را افزایش میدهند؛ حتی در مواردی که رایدهندگان نسبت به ارزش واقعی آن اقدامات تردید دارند. در مقابل، زمانی که مداخلههای نظامی باعث شود کاخ سفید «ضعیف و بیپروا» به نظر برسد، معمولاً به محبوبیت آنها لطمه میزنند. این بدان معناست که عملیاتهای موثر، نسبتاً کوتاه و از نظر فنی تحسینبرانگیز، داراییهای سیاسی محسوب میشوند، در حالی که عملیاتهای فرسایشی و هزینهبر که بدون تحقق اهداف کلیدی ادامه مییابند، به موانعی بزرگ تبدیل خواهند شد.
بنابراین، برای ترامپ پیامدهای داخلی اقداماتش بستگی به این دارد که در آینده در ونزوئلا و فراتر از آن چه رخ دهد. اگر حمله کاخ سفید به کاراکاس پایان یابد و دولت جدید ونزوئلا مطابق خواست واشینگتن عمل کند، دستگیری مادورو ممکن است از نظر سیاسی سودمند باشد. اما تهاجمها و حملات، قمارهای خطرناکی برای رؤسایجمهور هستند. ترامپ که شاید با موفقیت در کاراکاس جسورتر شده باشد، ممکن است به سراغ عملیاتهای بزرگتر، پیچیدهتر و در نتیجه پرمخاطرهتر برود. اگر چنین شود، ممکن است نظر آمریکاییها نسبت به این اقدامات و خودِ او برگردد؛ حقیقتی که اکثر رؤسایجمهور اخیر آمریکا در مقطعی آن را کشف کردهاند.
شوک و بهت (Shock and Awe)
تحلیلگران سیاسی ایالات متحده اغلب ادعا میکنند که رایدهندگان عادی اهمیت چندانی به سیاست خارجی نمیدهند. اما پژوهشگران دریافتهاند که آمریکاییها درباره درگیریهای نظامی دیدگاههای مشخصی دارند و افکار عمومی تمایل دارد از روندهای ثابتی پیروی کند. برای مثال، آمریکاییها زمانی که استفاده از زور برای توقف تجاوزگری بینالمللی طراحی شده باشد (مانند جنگ خلیج فارس در سالهای ۱۹۹۰-۹۱)، تمایل بیشتری به حمایت از آن دارند. در مقابل، رایدهندگان نسبت به جنگهایی که هدفشان تغییر سیستمهای سیاسی کشورهای دیگر است، بدبینتر هستند. آنها از مداخلههایی که واشینگتن به تنهایی و بدون همکاری یا تایید بینالمللی آغاز میکند، کمتر حمایت میکنند و زمانی که رئیسجمهور بدون مجوز کنگره وارد درگیری میشود، با سوءظن بیشتری به موضوع مینگرند.
🔸جفری ای. فریدمن دانشیار علوم سیاسی در کالج دارتموث و نویسنده کتاب «آزمون فرمانده کل قوا: افکار عمومی و سیاستهای تصویرسازی در سیاست خارجی ایالات متحده» است.
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
۲/۲
اما چگونگی ارزیابی شایستگیهای یک مداخله نظامی توسط مردم، تنها بخشی از نحوه شکلگیری سیاستهای ریاستجمهوری است. پرسش مهمتر در بسیاری از موقعیتها این است که مداخلات نظامی چگونه بر تصویر شخصی رؤسایجمهور تأثیر میگذارد و به طور مشخص، آیا آنها را مانند «رهبرانی مقتدر» نشان میدهد یا خیر. مداخله بیل کلینتون در سال ۱۹۹۵ در بوسنی یک مثال بارز است. نظرسنجیها همواره نشان میداد که اقلیتی از رایدهندگان با استفاده از نیروی نظامی برای توقف جنایات صربها موافق بودند. اما مشاور کلینتون، دیک موریس، معتقد بود که این کار در هر صورت به رئیسجمهور کمک میکند چون او را «سرسخت» نشان میدهد. موریس صراحتاً به کلینتون گفته بود: «بمبها را بر سر صربستان بریز تا قوی به نظر برسی.» کلینتون گوش داد و با اعزام هزاران نیروی آمریکایی به صربستان حمله کرد. حق با موریس بود: میزان محبوبیت رئیسجمهور افزایش یافت. کلینتون بعدها به این نتیجه رسید که «سرسختی و قاطعیت مورد تحسین قرار میگیرند، حتی اگر مردم با اصل انتخابهای او مخالف باشند.»
با این حال، برای اینکه رؤسایجمهور قدرتمند به نظر برسند، صرفِ حمله کافی نیست؛ حمله باید به اهدافش برسد. برای کلینتون، حملات به بوسنی موفق بود و نیروهای صرب را مجبور به عقبنشینی کرد. رونالد ریگان نیز در حمله به گرانادا در سال ۱۹۸۳ موفقیت مشابهی داشت. اگرچه این مأموریت از نظر اجرایی شلخته بود، اما چون ارتش گرانادا هدف کوچک و ضعیفی بود، ایالات متحده به راحتی پیروز شد و محبوبیت ریگان جهش کرد.
نشئگیِ شکری (Sugar High)
سیاستِ مداخلات نظامی به مرور زمان تغییر میکند. رؤسایجمهور معمولاً بهترین برگهای برنده خود را در ابتدای جنگها در اختیار دارند، یعنی زمانی که آمریکاییهای میهنپرست گردِ پرچم جمع میشوند. همچنین در آغاز جنگ، کاخ سفید بیشترین توانایی را برای شکل دادن به افکار عمومی دارد، زیرا خبرنگاران و گروههای مخالف به زمان نیاز دارند تا اطلاعات مستقل جمعآوری کرده و روایتهای انتقادی بسازند. آمریکاییها همچنین در روزهای اول عملیات، مبهوت قدرت عظیم ارتش ایالات متحده میشوند. اما با گذشت زمان، این مزایا کمرنگ شده و حمایتهای عمومی نیز به دنبال آن کاهش مییابد.
به عبارت دیگر، تأثیر مداخلات نظامی بر سیاست ریاستجمهوری شبیه به «نوشابههای انرژیزای پرشکر» است. در کوتاهمدت، آنها یک تکانهی مفید و انرژیبخش (Jolt) ایجاد میکنند، اما در بلندمدت منجر به «سقوط و فروپاشی» (Crash) میشوند. برای مثال، جورج دبلیو بوش از حمله سال ۲۰۰۳ به عراق برای انتخاب مجدد در سال ۲۰۰۴ بهره برد، اما در اواسط دوره دوم ریاستجمهوری او، زمانی که مشخص شد جنگ به سمت مثبتی نمیرود، محبوبیت او به شدت کاهش یافت و جایگاه سیاسیاش هرگز بهبود نیافت.
بنابراین، استفاده از قدرت نظامی برای نمایش اقتدار هم مزایا و هم خطراتی دارد و موفقیت نهایی آن بستگی به این دارد که آیا مداخله به اهداف اعلام شدهاش میرسد یا خیر. در مورد ونزوئلا، هنوز مشخص نیست که آیا این شرایط برآورده میشود یا نه. ترامپ وعده داده بود که مادورو را حذف کند و این کار را با نمایش خیرهکنندهای از قدرت نظامی انجام داد. اما او به اهداف گستردهتری مانند بازسازی دولت ونزوئلا و استخراج درآمدهای نفتی نیز اشاره کرده است که موفقیت در آنها کمتر محتمل به نظر میرسد. اگر او وارد یک درگیری پیچیده و طولانی شود، ضعیف به نظر خواهد رسید.
با این حال، در حال حاضر ترامپ نگران به نظر نمیرسد و حتی جسورتر شده است. او علاوه بر تهدید دیگر دولتهای آمریکای لاتین، آنچه را که «ناوگان عظیم» مینامد در خلیج فارس مستقر کرده و تهدید کرده است که اگر ایران غنیسازی هستهای را متوقف نکند، برنامههای موشکی خود را رها نکند و حمایت از گروههای شبهنظامی را پایان ندهد، به آن حمله خواهد کرد. ترامپ در طول پنج سال حضور خود، سوابقی از استفاده از قدرت ویرانگر برای دستیابی به اهداف محدود ایجاد کرده است: ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰، آسیب رساندن به رآکتورهای هستهای تهران در سال ۲۰۲۵ و اکنون سرنگونی دولت ونزوئلا. او ممکن است هماکنون در حال تجربه آن «نشئگیِ شکری» ناشی از موفقیت عملیات ونزوئلا باشد.
اما هیچ تضمینی وجود ندارد که مداخلات نظامی آینده با همین سرعت و هزینهی کم پیش بروند. اگر چنین نشود، ترامپ نه تنها ادعای خود مبنی بر مخالفت با جنگهای انتخابی را از دست میدهد، بلکه اعتبار خود را به عنوان یک «رهبر مقتدر» — که یکی از اصلیترین داراییهای سیاسی او بوده است — قربانی خواهد کرد.
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
🎥 آخرین خبرها ازمذاکرات ایران و آمریکا: اسرائیل و مزدوران ایرانی اش به دنبال بمباران ایران 👇👇
👈«در جریان دور مذاکرات امروز در عمان، یک دیدار مستقیم بین مشاوران ترامپ — ویتکاف و کوشنر — و وزیر امور خارجه ایران برگزار شد، به نقل از دو منبع آگاه از موضوع.» «دور مذاکرات بین ایالات متحده و ایران در عمان به پایان رسید. یک دور مذاکره اضافی دیگر در روزهای آینده برگزار خواهد شد، به نقل از منبعی آگاه از جزئیات.»
✅ آدیدار مستقیم تأیید شد، اما نتیجهای نداشت: باراک راوید خبرنگار اسرائیلی و جنیفر گريفین (Fox News) هر دو گزارش دادند که امروز برای اولین بار از زمان بمباران تأسیسات هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵، یک دیدار رو در رو (face-to-face) بین مشاوران ترامپ (استیو ویتکاف و جرد کوشنر) و وزیر امور خارجه ایران در عمان برگزار شد. این دیدار بخشی از مذاکرات غیرمستقیم بود و حدود ۸ ساعت طول کشید.
🔹هیچ پیشرفت یا توافقی اعلام نشد
🔺رویترز: مذاکرات بدون پیشرفت ملموس یا شکست به پایان رسید.
🔺آسوشیتد پرس: یک مقام آمریکایی ناشناس گفت: «گفتوگوها مفید بود اما فاصلهها هنوز زیاد است».
🔺الجزیره: عمان اعلام کرد فضای مذاکره «مثبت» بود، اما هیچ بیانیه مشترکی صادر نشد.
🔹دور بعدی مذاکرات: باراک راوید گزارش داد که دور اضافی مذاکرات در روزهای آینده (احتمالاً ۷ یا ۸ فوریه) برگزار خواهد شد. هنوز مکان یا سطح مقامات مشخص نیست، اما فرمت غیرمستقیم ادامه دارد.
🔹مواضع دو طرف تکرار شد:
🔺آمریکا: توقف کامل غنیسازی بالای ۳.۶۷ درصد به عنوان شرط اول.
🔺ایران: لغو تحریمهای غیرقانونی و بازگشت به تعهدات برجامی پیششرط هر توافقی است.
🔺والاستریت ژورنال: منابع آمریکایی میگویند ترامپ به دنبال «توافق بزرگ» است، اما فعلاً هیچ نشانهای از نرمش جدی دیده نمیشود.
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍