بلومبرگ
اسناد تازه منتشر شده، عمق ارتباطات جفری اپستین با دنیای شرکتها را سالها پس از آنکه به اتهامات فحشا اعتراف کرد، نشان میدهد.
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
رویترز
لی، وزیر دارایی چین، از تأسیسات عناصر خاکی کمیاب بازدید کرد و به اهرم فشار در رقابت با آمریکا اشاره کرد.
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
آسوشیتدپرس
مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، از «تمام کسانی که» از اعتراضات سراسری و سرکوب خونین پس از آن آسیب دیدهاند، عذرخواهی کرد.
پزشکیان همچنین تأکید کرد که ملتش «به دنبال سلاح هستهای نیست و برای هرگونه تأییدی آماده است».
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
اختصاصی والاستریت جورنال:
منابع گفتند که OpenAI در ماه ژانویه، رایان بیرمیستر، مدیر اجرایی، را به دلیل تبعیض جنسی، پس از مخالفت او با ویژگی اروتیک هوش مصنوعی در ChatGPT، اخراج کرد.
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
🔴 معاون رئیس جمهور آمریکا میگوید سرنگونی حکومت ایران به ما ربطی ندارد، آنچه به ما مربوط است سلاح اتمی هست
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، در پاسخ به این پرسش که آیا خواهان تغییر حکومت در ایران است، به شبکه پیبیاس گفت تصمیم درباره سرنگونی حکومت بر عهده مردم ایران است.
او افزود: «اگر مردم ایران بخواهند حکومت را سرنگون کنند، این به خود مردم ایران بستگی دارد.»
معاون رییسجمهوری آمریکا گفت: «آنچه اکنون بر آن تمرکز داریم این است که ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد.»
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
هافینگتون پست
نوه ۳۳ ساله رئیس جمهور جان اف کندی میگوید برای نمایندگی از مردمی که از ترامپ و هرج و مرج او "خسته و بیمار" شدهاند، نامزد شده است.
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
اگر قانون «نجات آمریکا» که مورد حمایت ترامپ است تصویب شود، «میلیونها زنی که نام خانوادگیشان در شناسنامه یا گذرنامهشان ثبت نشده است» با موانع بیشتری برای رأی دادن مواجه خواهند شد.
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
جنگ و «اقدام پنهانی» راه برخورد با ایران نیستند
The American Conservative
به قلم یاکوب براون — چشمانداز اینکه رئیسجمهور دونالد ترامپ بهدنبال تغییر رژیم در ایران باشد، تندروترین صداهای جنگطلب در ساختار سیاسی را به تحرک واداشته است. اما خستگی آمریکاییها از جنگ، چهرههای همیشگی را مجبور کرده هنر توجیهگری خود را پالایش کنند. بهجای درخواست برای «نیروهای زمینی» جهت آزادسازی مردم ایران، بسیاری اکنون استدلال میکنند که همان نتیجه را میتوان از طریق روشهای پنهانی بهدست آورد. برخی بدون ذرهای شواهد ادعا میکنند حملهای گسترده میتواند حاکمان تهران را سرنگون کند، بیآنکه نیروهای آمریکایی هرگز پا به خاک کشور بگذارند. عدهای دیگر نیز اساساً از پاسخ به این پرسش طفره میروند که تغییر رژیم چه شکلی خواهد داشت، از بیم آنکه آمریکاییها از پاسخ خشنود نشوند. همانگونه که هیئت تحریریه والاستریت ژورنال اخیراً نوشت: «پرسشهای احتیاطی درباره بهترین راههای کمک به سرنگونی رژیم وجود دارد. اما کمک به مردم ایران برای پایان دادن به این رژیم هدف درستی است که آمریکا و جهان را امنتر میکند.»
روشن است که نومحافظهکاران در خطابه تخصص دارند، نه سیاستگذاری سنجیده. چه از مسیر عملیات پنهانی و چه با اقدام نظامی «قاطع»، تغییر رژیم در ایران با اصول «اول آمریکا» ناسازگار است. چنین مسیری نهتنها منافع آمریکا را تضعیف میکند، بلکه به شخصیت ملی نیز لطمه میزند.
برای گریز از این انتقاد، جنگطلبان بهطور فزایندهای از فراخوانهای معمول خود برای جنگ آشکار فاصله گرفته و به پیشنهادهای براندازی پنهانی روی آوردهاند، به امید آنکه افکار عمومی پذیراتر باشد. اما این چرخش بلاغی مشکل بنیادین را حل نمیکند: تمایز میان مداخله نظامی و دخالت مخفیانه، سست و بیشتر ظاهری است تا واقعی.
طرفداران این سیاستها بهدرستی فرض میکنند که آمریکاییها اقدام پنهانی را جذابتر مییابند، چون کمهزینهتر و کمنمایشتر است. بااینحال، اثربخشی این تاکتیک بر ناآگاهی مردم از تاریخ طولانی شکستهای سیا در جهان اسلام استوار است. اگر آمریکاییها میدانستند دولتشان بارها در خاورمیانه کوشیده از طریق اقدامات پنهانی رژیمها را تغییر دهد و غالباً نتیجهای معکوس گرفته، بیتردید ادامه چنین سیاستی را رد میکردند.
در مقابل، جنگطلبان کاملاً از این تاریخ آگاهاند، اما آن را انکار میکنند، زیرا مانور بلاغیشان فوراً بیاثر میشود. این نشان میدهد تغییر تاکتیک آنان ناشی از دگرگونی واقعی باورها نیست، بلکه از درک این واقعیت است که جنگ آشکار کارنامهای ناموفق و در میان مردم آمریکا بسیار نامحبوب دارد. جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی، نمونهای گویاست: او میگوید مخالف «نیروهای زمینی» است، اما از استفاده از «منابع اطلاعاتی» برای تقویت مخالفان ایرانی حمایت میکند.
آنچه بولتون conveniently نادیده میگیرد این است که تغییر رژیمِ سازماندهیشده توسط سیا، شرایط شکلگیری جمهوری اسلامی امروز را پدید آورد. در سال ۱۹۵۳، عملیات آژاکسِ سیا، محمد مصدق نخستوزیر ایران را برکنار کرد. سازمان با تبلیغات، رشوه و اعتراضات هدایتشده، بیثباتی داخلی ایجاد کرد و شاه را به قدرت بازگرداند. این عملیات در معنایی بسیار محدود موفق بود، اما در مقیاسی گسترده شکست راهبردی محسوب میشد؛ زیرا بیاعتمادی عمیقی نسبت به شاه ایجاد کرد و به احساسات ضدآمریکایی انجامید که سرانجام به انقلاب ۱۹۷۹ ختم شد.
بههمینترتیب، ظهور صدام حسین بدون اشاره به نقش اطلاعاتی آمریکا قابل فهم کامل نیست. در ۱۹۶۳، سیا از حزب بعث عراق — که حسین از اعضای آن بود — در سرنگونی دولت حمایت کرد. پس از تثبیت قدرت حزب، حسین حدود یک دهه بعد رهبر کشور شد. با وجود حکومت اقتدارگرایانهاش، در جنگ ایران و عراق از حمایت اطلاعاتی آمریکا بهره برد. دستگاه اطلاعاتی آمریکا در نیمه دوم قرن بیستم، مستقیم و غیرمستقیم، یکی از خشنترین دیکتاتورهای معاصر را توانمند ساخت و سپس در ۲۰۰۳ بر پایه اطلاعات نادرست، آمریکاییها را برای سرنگونی او به جنگ فرستاد.
خلاصه آنکه، استفاده از «منابع اطلاعاتی» برای تغییر رژیم در دهههای ۵۰ و ۶۰، زمینه مشکلات امروز را ساخت. این رویکرد، با وجود تفاوتهای عملی با مداخله نظامی، غالباً همان پیامد را دارد: بیثباتی بیشتر منطقهای و فرسایش منابع آمریکا. اصرار بر تکرار اشتباهات گذشته، اگر تراژیک نبود، خندهدار مینمود.
در همین حال، برخی جنگطلبان آشکارا رئیسجمهور را به اقدام نظامی مستقیم علیه تهران فرامیخوانند. این صداها غالباً با تحریک احساسات، حمایت میجویند. مارک لوین ایران را «اردوگاه کار اجباری» خوانده است.
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
جدید: ترامپ در حال از دست دادن نسل زد است.
وقتی ترامپ سال گذشته سوگند یاد کرد، کارشناسان از هر طیفی «عصر جدیدی» را در سیاست و فرهنگ اعلام کردند - عصری که در آن جوانترین رأیدهندگان کشور قاطعانه به چپها پشت کرده و به یک ائتلاف گسترده و متنوع محافظهکار پیوستهاند.
اما اکنون، تنها یک سال بعد، داستان کاملاً متفاوتی در حال وقوع است.
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
این مقاله نظر (Opinion) از نیویورک تایمز است که ۱۰ فوریه ۲۰۲۶ منتشر شده. نویسندهاش استیون راتنر (Steven Rattner) است که قبلاً مشاور وزارت خزانهداری در دولت اوباما بوده.
عنوان اصلی:
I Just Returned From China. We Are Not Winning.
من تازه از چین برگشتهام. ما در حال پیروزی نیستیم.
چند هفته پیش در نیویورک، در شامی که برای بحث درباره تجارت آمریکا ترتیب داده شده بود، گفتگو خیلی سریع به سمت چین کشیده شد. کارشناسان معتبر نظرات متضادی داشتند: برخی از مواضع عضلانی و تهاجمی رئیسجمهور ترامپ حمایت میکردند، در حالی که دیگران طرفدار رویکردی کمتر تقابلی و متعارفتر بودند.
من متخصص تجارت نیستم، اما سالهاست که در چین سرمایهگذاری کردهام و همین چند وقت پیش از سفری یکهفتهای به آنجا بازگشته بودم. سرانجام جرات به خرج دادم و گفتم که هیچکدام از این دو رویکرد کارساز نخواهد بود. چین بهعنوان رقیبی بسیار قدرتمند — و همچنین یک قدرت تولیدی حیاتی — آنقدر بزرگ است که نه با دیپلماسی میتوان مهارش کرد و نه با تغییر سیاستهای تهاجمی. تنها راهحل واقعی این است که خانه خودمان را مرتب کنیم و چین را در بازی خودش شکست دهیم.
نیاز به این کار روزبهروز بیشتر میشود، زیرا آشفتگیهای سال اول بازگشت آقای ترامپ به قدرت، آمریکا را عقب انداخته است. علاوه بر تولید، چین در حال تهدید برتری آمریکا در مجموعهای از بخشهای در حال رشد سریع است؛ از جمله هوش مصنوعی و توسعه داروهای دارویی. در حالی که او سعی کرده هزینههای دولت در زمینههای مهمی مانند تحقیقات پایه را کاهش دهد، چین این حوزهها را به اولویتهای ملی تبدیل کرده است.
پیشرفت چین در هوش مصنوعی خیرهکننده بوده است. هرچند هنوز در تراشههای نیمههادی پیشرفته از ایالات متحده عقب است، اما چین از یک ماده کلیدی دیگر برای موفقیت در هوش مصنوعی فراوان برخوردار است: برق. ظرفیت تولید برق چین بیش از دو برابر ماست و برخی از مراکز دادهاش نصف قیمت ما برق مصرف میکنند.
این موضوع به آنها کمک کرده محصولاتی مانند Manus را با سرعت فوقالعاده توسعه دهند. یک عامل هوش مصنوعی که عملکردی همتراز با ChatGPT دارد و اندکی پس از سفر من، به قیمت بیش از ۲ میلیارد دلار به متا فروخته شد.
سرمایه انسانی یکی از عوامل کلیدی موفقیت چین است. با کارآفرینان جوان بیشماری ملاقات کردم که انرژی و هوششان دستکم برابر با همتایان سیلیکونولیشان بود؛ از جمله یک میلیاردر که هنوز در دفترش میخوابد.
با وجود همه تهدیدهای تعرفهای آقای ترامپ، ما این جنگ تجاری را نمیبریم. این غول آسیایی همچنان بزرگترین صادرکننده جهان است و مازاد تجاریاش در سال گذشته به رکورد ۱.۲ تریلیون دلار رسیده است. این افزایش کلی نشان میدهد که بسیاری از کالاهای چینی فقط از طریق کشورهای واسطه به سواحل آمریکا میرسند. با تعرفه یا بدون تعرفه، همه به کالاهای چینی نیاز دارند.
به خودروها نگاه کنید. در طول سفرم، از شیائومی بازدید کردم؛ شرکتی که تولیدکننده گوشی هوشمند و الکترونیک است و فقط پنج سال پیش وارد صنعت خودروهای برقی شد. در یک کارخانه عظیم که تقریباً هیچ انسانی در آن دیده نمیشد، موجودات مکانیکی غولپیکر شبیه دایناسورهای رباتیک، پنلهای آلومینیومی را به راحتی جابهجا میکردند و خودروها روی خط تولید حرکت میکردند. در لابی یک خودروی اسپرت زردرنگ بود که به راحتی میتوانست با پورشه اشتباه گرفته شود.
از یک شرکت رباتیک هم بازدید کردم که در آن چیزی شبیه اسباببازیهای پلاستیکی کودکان روی زمین میدوید و پیشرفت شرکت را در ساخت انساننماها برای جایگزینی انسان در برخی وظایف نشان میداد. (در سال ۲۰۲۴، چین تقریباً نه برابر آمریکا ربات صنعتی نصب کرد.)
پس از بازدید، جیم فارلی، مدیرعامل فورد، تابستان گذشته فناوری داخل خودروی چین را «به مراتب برتر» از مدلهای آمریکایی خواند و پیشرفت چین را «تحقیرآمیزترین چیزی که تاکنون دیدهام» توصیف کرد. به طور اتفاقی — یا شاید نه — فورد اخیراً تولید کامیون برقی F-150 خود را متوقف کرد و ضرر سنگینی ۱۹.۵ میلیارد دلاری روی تلاشهای خودروهای برقیاش ثبت کرد.
در زمینه توسعه دارو هم وضعیت مشابه است. فقط چند سال پیش، چین بسیاری از داروهایش را از شرکتهای خارجی لایسنس میکرد. حالا بیشتر داروها را به کشورهای دیگر لایسنس میدهد تا از آنها دریافت کند و از نظر تعداد کارآزماییهای بالینی از ایالات متحده پیشی گرفته است.
البته چین هنوز با چالشهایی روبهرو است. پیامدهای حباب املاک در حال تخلیه همچنان ادامه دارد. تا حدی به همین دلیل، مصرفکنندگان هنوز کیف پولشان را باز نکردهاند. با کند شدن رشد، بیکاری جوانان به نزدیک ۲۰ درصد رسید (و فقط کمی کاهش یافته). سرمایهگذاری هم افت کرده است.
اینها در مجموع نشان میدهد که دو اقتصاد چین وجود دارد: یک اقتصاد داخلی کند و راکد، و یک غول که بر تولید جهانی مسلط است و در زمینههای فناوریمحور در حال رشد سریع — که مدتها تحت رهبری آمریکا بودند — پیشرفتهای چشمگیری دارد.
چین بخشی از این موفقیت را مدیون مدل سرمایهداری هدایتشده توسط دولت است. وقتی دولت متوجه شد در رقابت هوش مصنوعی عقب افتاده، آن را به اولویت ملی تبدیل کرد و با پول، کاهش مقررات و توسعه ظرفیت عظیم تولید برق از آن حمایت کرد. نتایج را میبینیم.
رقابت با چین حتی در بهترین شرایط هم دشوار خواهد بود. بهوضوح باید سیاست صنعتیمان را بازنگری کنیم — یعنی نحوه استفاده از منابع دولتی برای حمایت از صنایع استراتژیک مهم، که نسخه آمریکایی سرمایهداری هدایتشده توسط دولت است. متأسفانه سیاستهای ناسازگار دولت ترامپ شرایطی واقعاً بد ایجاد کردهاند.
برای شروع، باید کاهشهایی که آقای ترامپ در سرمایهگذاری روی علم و دیگر زمینهها انجام داده را معکوس کنیم.
و هرچند نسبت به توانایی دولت دموکراتیک در انتخاب برندگان شک دارم، دیگر مجال نداریم که واشنگتن را کنار زمین نگه داریم. بهویژه باید روی صنایع آینده — که بسیاریشان فناوریمحور هستند — تمرکز کنیم و تأکید آقای ترامپ بر تولید سنتی فلزکاری را کم کنیم. مثلاً به لطف قانون CHIPS و Science که در زمان رئیسجمهور بایدن تصویب شد، کارخانههای بزرگ نیمههادی در آریزونا و جاهای دیگر در حال ساخت هستند.
تغییر جهت دولت فراتر از هزینهکردن است. ما مواد معدنی حیاتی نداریم نه به این دلیل که کمیاباند، بلکه چون گرفتن مجوز برای معادن جدید و تأسیسات فرآوری بسیار دشوار است. حتماً میتوانیم راهی پیدا کنیم که قابلیتهای معدنیمان را توسعه دهیم بدون اینکه استانداردهای زیستمحیطی معقول را به خطر بیندازیم.
آقای ترامپ — و همه دیگران — باید این را یاد بگیرند که با اعمال تعرفه یا تلاش برای مذاکره توافقهای تجاری که احتمالاً چین نقضشان میکند، چین را شکست نخواهیم داد. (مهم است که سیاست صنعتی صحیح به معنای گرفتن سهام در شرکتها یا مطالبه حق امتیاز — آنطور که دولت ترامپ انجام میدهد — نیست.)
پیشی گرفتن از چین باید از خانه شروع شود؛ با مرتب کردن وضعیت اقتصادی خودمان، چالشی که باید آقای ترامپ را هم وادار کند طیف وسیعی از سیاستهایش را بازنگری کند.
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
♦️بازارهای سهام کشورهای حاشیه خلیجفارس قرمزپوش شدند؛ نگرانیها از تنشهای آمریکا و ایران اوج گرفت
اکثر شاخصهای بورس در اقتصادهای مهم حاشیه خلیجفارس در پی تشدید تنشهای ژئوپولیتیکی میان ایالاتمتحده و ایران، روز چهارشنبه در وضعیت نزولی قرار گرفتند.
به گزارش رویترز، سرمایهگذاران به افزایش نگرانی از احتمال ارسال ناو هواپیمابر دوم آمریکایی به منطقه و بروز تنشهای بیشتر، واکنش منفی نشان دادند، هرچند گفتگوها میان واشنگتن و تهران برای کاهش اختلافات هستهای و موشکی ادامه دارد.
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍