هدایت شده از Letters from "iran"*
خلاثهه
جونم واسهدون بگه معلمه مجبورش کرد این یه هفته هرروز بیاد مسجد سر کوچه و هرنمازشو اونجا بخونه(محمد بنیامینم از اینا بوده که نمیدونه نماز صبح چند رکعته)
هدایت شده از Letters from "iran"*
ولی
ممدبنیامین بعد اون یه هفته هم میاد مسجد_
چرا؟ نکنه عشق خدا رو درک کردهه؟ نکنه آرامش نماز و صفای مسجدو دوست داشته؟
هدایت شده از Letters from "iran"*
نخیرر
بنیامینخان از دختر معلم دینیه خوشش اومده بوده، و چون هرروز که میرفته مسجد میتونسته دخترهرم ببینه دیگه هرروز میرفته مسج_