پارت میخوام 😭😭😭😭😭😭😭🥺🥺🥺😭😭😭🥺😭😭🥺😭🥺😭😭🥺😭😭🥺😭🥺😭😭🥺😭😭🥺😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭🥱🥱
𖧧
دادمم ککککهههه
عالییییی دختر
دارم پارت بعد رو تو ذهنم تجسم میکنم
یکم دیگه پارت ندی دیوونه میشم
𖧧
پارت طولانییی بودددد دیگهههه😭😂
😀😃😄😁😆😅🤣😂🙂🙃🫠😉😊😇🥰😍🤩😘😗☺️😚😙🥲😋😛🤪🤪😝🤑🤗🤭🫢 مود من به روایت تصویر وقتی رمانت رو می خونم
𖧧
بوثثثثث💞
یاسیییییی ترو خدا بیااا پارت بده
𖧧
عه وااا خو پارت طولانی دادم دیههههه🤡
هدایت شده از 𝑳𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔 𝒎𝒐𝒐𝒏^᪲فورنده
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ادیتم؛🌊✨😝
⭑ ִ ۫ ּ ⭑ ִ ۫ ּ ⭑ ִ ۫ ּ ⭑ ִ ۫ ּ ⭑ ִ ۫ ּ ִ ۫⭑
𝗢𝗉𝖾𝗻 𝖼𝗁𝗮𝗻𝗲𝗅 𐙚
𝗝𝗈𝗂𝗻↝ @Hamimnahim🎶
هدایت شده از 𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ★
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲
𝘁𝗵𝗲 𝗮𝘂𝘁𝗵𝗼𝗿 : 𝗶𝗹𝗺𝗮𝗵
رمانی با تابش ِنور از تنفر 💥..
رمانی آغشته ِبه بوی ِخون ..
رمانی پر از هیاهو ُهیجان ..
-
اندکی از پیچ و خم این مسیر..
پناه : ا اما اون مرده میفهمی ؟
حامی : تو این خونه فقط من میتونم باهاش بد برخورد کنم نه شما !
پارسا : من واسه دخترم تصمیم میگیرم نمیدونستی بدون
حامی : کدوم دختر ؟ها ؟کدوم ؟
-
ادامهش و بیا اینجا بخون♥️🔗..
https://eitaa.com/Matrookeh
هدایت شده از 𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ
رمــآن: ســرنـوشــت آبـــی୨ৎ
بــا ژآنــر: کــمـدی ، درآم ، شـآد و کــآمـلـا تــخـیـلـی🦦🤍
بـــخـشـی از رمــآن:
꒷⏝꒷
مــآهـرخ : جــوری غـرق کــتـاب بــود کـه مــتـوجـه مـن نـشـد
꒷⏝꒷
تــارا : صــبــر کـن بــرم بــاهـاش عـکـس بــگـیـرم
꒷⏝꒷
جــانـا : بــریـم داداشــی
حــامــیـم : اره مـقـصـد سـیـنـمـاعـه دیـگـه
꒷⏝꒷
مــآهـرخ : خب بگو دیگه جون به لبم کردی
حــامـیـم: خب ببین ماهرخ راستش..
꒷⏝꒷
ادامــه؟ تــو چــنـل زیــر💁🏻♀️✨️
@blue_desting