eitaa logo
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀
166 دنبال‌کننده
52 عکس
10 ویدیو
0 فایل
𝙉𝙤v͎𝘦𝘭.𝙐𝘯𝘳𝘦𝙥𝙚𝘢𝘵𝘢𝘣𝘭𝘦.𝘮𝘰𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴💙𖧧 رمآن‌لحظات‌بی‌تکرار🌬️. لحظاتی‌که‌هیچوقت‌قرار‌نیست‌تکرار‌بشه "عضو جمعیت نویسندگان"📖 𝘒𝘰𝘥:📝𝟬𝟮𝟵" 𝘮𝘪: @Pv_yasil>
مشاهده در ایتا
دانلود
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 نیلا: ببخشید.. حامی: منم خیلی بهت فشار اوردم.. ببخشید از بغلش اومدم بیرون نیلا: میخوام باهاش حرف بزنم حامی: نه اصلاا نیلا: ولی.. حامی: نه نیلا: باشههه حامی: دیگه قهر نیستی؟ نیلا: اینو من باید بپرسمم پرنسسس حامی: من قلط بکنم قهر کنم ، نیلا: از یه در دیگه رفتیم توی سالن حامی داشت آماده میشد که بره روی صحنه رفتم توی سالن و روی یکی از صندلی ها نشستم گوشیم زنگ خورد باز خط ناشناس بود رد کردم دوباره و دوباره زنگ خورد اینبار جواب دادم +بله؟ _سلام +شما؟ _خودت میدونی دیگه +کارتون؟ _خواستم اینبار جدی تر بهت بگم، یه فرصتاتو از دست دادی، ولی زندگیتو از دست نده، فقط میخوام باهات حرف بزنم یه سری چیزارو راجب حامی بهت بگم +و چرا من باید بهت اعتماد کنم؟ _چون خودت میدونی حرفاو تهدیدام تو خالی نیست، فردا بیا لوکیشنی که میفرستم اگه هم نه که شروع میکنم به عملی کردن تهدیدام گوشی رو قطع کردم یه مکان برام ارسال صشد با غیض گوشیمو خاموش کردم کنسرت شروع شدو حامی وارد شد چندساعت بعد> کنسرت تموم شده بود دوسانس رو اجرا کرده بودن مردم کم کم داشتن میرفتن بلند شدم برم سمت اتاقی که بچها توش بودن حامی هنوز نیومده بود یه گوشه نشستم باید برم ببینم چی میگه چیکار میتونه بکنه؟ میخواد فقط حرف بزنه دیگه حامی اومد تو اتاق حامی: چطور بودد؟ نیلا: همتوننن عالی بودینن یک روز بعد > ادآمه پارت بعدی..
پارتو طولانی دادم اگه فردا نتونستم پارت بدم جبران شه💆🏻‍♀🦦
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شبتون‌ن‌آروم‌م💙:>