eitaa logo
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀
163 دنبال‌کننده
43 عکس
9 ویدیو
0 فایل
𝙉𝙤v͎𝘦𝘭.𝙐𝘯𝘳𝘦𝙥𝙚𝘢𝘵𝘢𝘣𝘭𝘦.𝘮𝘰𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴💙𖧧 رمآن‌لحظات‌بی‌تکرار🌬️. لحظاتی‌که‌هیچوقت‌قرار‌نیست‌تکرار‌بشه "عضو جمعیت نویسندگان"📖 𝘒𝘰𝘥:📝𝟬𝟮𝟵" 𝘮𝘪: @Pv_yasil>
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام عزیزم من امروز عضو چنلت شدم و کل رمانت رو تا اینجا خوندم 𖧧 ذوگگگگ 💘
اینا رو ندیده بودم الان گذاشتم🙏🏻🦦
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار💙𖧧 هیچی نمیگفت فقط نگاه میکرد خواستم برم تو اتاق که محکم بازوم رو گرفت رهام: نیلا.. نیلا: دستمو ول کن ول نکرد نیلا: بگو کارتو ول کرد رفت انقدر دستمو فشار داد که فکر کنم کبود شده باشه چرا اینطوری میکنه دستمو مالیدمو رفتم توی اتاق و کم کم خوابم برد یک روز بعد> تقریبا عصر بود بچه ها تمرین بودن فقط من موندم ویلا لباسامو عوض کردم و زدم بیرون دوباره پیاده کل راهو رفتم رسیدم به دریا نشسم روی یدونه از آلاچیق ها یک ساعت بعد> گوشیم زنگ خورد هستی بود +الوو؟ _سلااام تمرین چطور بود؟ +خوب بودد کجایی؟ توی ویلا نیستی؟ _حوصلم سر رفت اومدم ساحل +اها.. آرش باهات کار داشت اگه میتونی بیا _اوکی میایم یکم دیگه گوشی رو قطع کردم راه افتادم سمت ویلا کمی بعد* رسیدم به ویلا ارش تو حیاط بود نیلا: سلامم ارش: سلام.. ببخشید برای دیروز نیلا: نهــ توهم ببخش یکم اعصابم خورد بود ارش: خوبب میخواستم بگم یکم توی مدریت مالی به مشکل خوردیم دیگه خودت میدونی یه جوری حلش کن فایل هارو میفرستم برات نیلا: اوکیه چیز دیگه ای نیست؟ ارش: نه مرسی رفتم بالا لپ‌تاپم رو در اوردم مشغول کار شدم چند ساعت بعد> بلاخره تموم شد بلند شدم یه کش و قوسی به خودم دادم که یکی در زد نیلا: بله؟ هستی: منمم هستی بود نیلا: بیا تو هستی: بچها دارن میرن بگردن توهم میای؟ اگه میای.. نیلا: اوکیه بریم سری تکون دادو درو بست رفتم یه دوش گرفتم لباسامو عوض کردمو رفتم پایین هستی: چه خوشگل شدییی نیلا: توهم همین طوررر حامی هم اومد پایین حامی: عقق چه لوس نیلا: ولش کن بیا بریم رفتیم بیرون سوار ماشین شدیمو راه افتادیم یه شهر بازیه بزرگ بود بیلیط هارو گرفتن و رفتیم سوار ترن هوایی شدیم بعد از ترن* نیلا: خب گشنتون نیست؟ یکی که نمیشناسمش حرفمو تایید کرد ـ بعد هم یکی دیگه حامی: به حساب تو میریم رستوران نیلا: به من چهه دیگه چیزی نگفت نیلا: هستی میشه بقیه رو معرفی کنیی هستی: آرههه اومد کنارم ما پشت بقیه بودیم هستی: این که علیه.... (بقیه رو هم گفت) رسیدیم به یه رستوران سفارش هارو دادیم و نشستیم شروین پیامم داد +چطوری؟ _خوبمم تو چطوری؟ +منم خوبم خبری که نیست؟ _نوچچ دیگه پیامی نداد منم گوشی رو خاموش کردم ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🦢> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
میشه روزی یه پارت بدی؟ 𖧧 من که دارم هروز پارت میدممم 😭😂 (این جا موندد)
صـــدتایی نمیــشیم امشــب؟💆🏻‍♀💞 @Unrepeatable_n
𝘏a𝘱𝘱𝘺 𝘔𝘢𝘱𝘪1̣0̣0̣😭💞>>
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀
𝘏a𝘱𝘱𝘺 𝘔𝘢𝘱𝘪1̣0̣0̣😭💞>>
ععععع آمار اینجارو مبارکهههههّهخخشهفج ایشالا 1k تو خوشحالی کنیمممم💕😭
مبارک‌باشهههه😭🤏🏼