eitaa logo
‌ Colo𐑾Ful d⍺Ys
321 دنبال‌کننده
173 عکس
26 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
«سه شنبه؛ هشت اردیبهشت ۱۴۰‌۵»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نیازی به گفتن هست که با یه ساز و یه هولدر دو متری داشتم خیابونو طی می‌کردم؟
امتحان دینی داشتیم؛ منم که طبق معمول نمی‌دونستم چه امتحانی داریم بنابرین با تقلب و‌... نوشتمش‌. حدود ۲۴ تا سوال بود و تستی هم نبود، سایت هم نبود و رو کاغذ نوشتم. شب قبلش با فکرِ جالبی خوابیدم، مسیرهایی که بلد بودم رو توی ذهنم مرور می‌کردم؛ یعنی مسیرِ آموزشگاه رو، که وقتی میرم توی کوچه اول یه دبستان هست بعد کارواش، یا برعکس‌؛ تعداد خونه‌هاش و... روش جالبی بود برای منی که بدخواب و بی‌خوابم. بعد از ظهر رفتم آموزشگاه و بلافاصله بعد ورود استاد رو دیدم که داشتن با استادهای دیگه صحبت می‌کرد، گفت تو برو سر کلاس و دستات رو گرم کن چون به نظر خیلی آماده میای (منظورش این بود که طبق معمول تمرین نکردی)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«سه شنبه؛ هشت اردیبهشت ۱۴۰‌۵»