eitaa logo
‌ Colo𐑾Ful d⍺Ys
322 دنبال‌کننده
165 عکس
26 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ Colo𐑾Ful d⍺Ys
این لاشی انگار پرسرعت وصله😂
گویا امروز کلاس ویولن بودم؛ و بعد کاردرمانی و بعدش دور دور و بعد داروخونه‌ای که واقعاً حس خوبی بهم می‌ده و گاهی بدون هیچ دلیلِ خاصی اون‌جا میرم، همزمان که توی باغ ملی بودم و میون جمعیت با شرف 😍 رد می‌شدم؛ داشتم با ستاره تلفنی صحبت می‌کردم و بهش گفتم که باغ ملی‌م و خندید. بعد رفتم داروخونه و دوستمون رو دیدم و سلام و احوال پرسی؛ زمانی که پشت میز بودم هرکی می‌رسید فکر می‌کرد من فروشنده ام. سه نفر فکر کردن فروشنده ام؛ انقدر این فکرو کردن جام رو عوض کردم و رفتم انتهای مغازه بعد داروخونه رو بستیم و برگشتیم، و از دوستمون خداحافظی کردیم. اولین بحثی که استادم باز کرد سر کلاس؛ بحث وصلی اینترنت بود و از من پرسید که برای من وصل شده یا نه چون هنرجو هاش میگفتن وصل شدن؛ ولی من ویکی پدیام بالا نمیومد استادم گفت کتابهای درمورد موسیقی رو بخونم؛ بعد ماجرای گرفتن بنزین رو به استاد تعریف کردم و خندید و فهمید که به خاطر چی بنزین می‌خواستم. گفت با توجه به شناختی که ازت داشتم می‌دونستم، و عکس ها رو نشون دادم ماجرای آقای یزدانی و کتاب‌هایی که سانسور شدن رو بهشون گفتم و گفتن که پس کلا ژانری که می‌خونی اینطوریه از باکس ویولنم یه آهنگ کوچولو افتاد زمین، کاغذی کوچیک ؛ آهنگ سوغاتی. خندید و گفت : « مینی سوغاتی » گفتم که توی داروخونه پرینتش گرفتم و گفت مگه تو داروخونه پرینت میگیرن🤣. توی داروخونه هم به اون آقا که دوستمونه، بابا گفت که چه‌قدر اون‌جا و جَو ش رو دوست دارم، تشکر کردن کاردرمانی که بودم؛ به کاردرمانگرم پیامم رو نشون دادم و طبق معمول ماجرای دختر خاله‌ش رو تعریف کرد و گفت مراقب باشم؛ بعد یه توئیت قدیمی مربوط به چندسال پیش رو یاد آوری کردم و هردو کاردرمانگرها خندیدن. (سان آف بچ) صبح هم با وایان صحبت می‌کردم، و با علی و سعی می‌کردم اون حسی که نسبت به مردم مختلف رو دارم توضیح بدم؛ خداروشکر درک کردن تمام مدت داشتم به بچه‌ها ویدیو مسیج می‌دادم.
-
-
-
گویا اینترنت یه مقدار فیلتریش شل شده و دوستان وصلن اما ما که همچنان قطعیم پس به نوشتن روزهای قطعی اینترنت ادامه میدیم